راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
سالهاي پيش از انقلاب بودو با اين كه خانواده اي مذهبي بوديم؛ اما در ميان ما هنوز كمتر كسي امام خميني(قدس سره) را مي شناخت. در ميان تمام خويشان، يدالله تنها كسي بود كه حضرت امام(قدس سره) را مي شناخت و به ايشان اعتقاد داشت و به راه و هدفش ايمان آورده بود. يدالله آن زمان، با آن كه يك جوان بود و در روستا زندگي مي كرد، اعلاميه هاي حضرت امام(قدس سره) را به دست مي آورد و در تكثير و توزيع آنها فعال بود. كم كم او همه خانواده و دوستان خود را با هدفهاي انقلابي حضرت امام خميني(قدس سره) و شخصيت والاي ايشان آشنا كرد. او مقداري از كتاب هاي امام را هم فراهم كرده بود، آنها را مي خواند و به بعضي ها مي داد. ساواك فهميده بود كه او فعاليت هايي دارد و حتي متوجه شدند كه كتاب هاي امام را هم دارد. بزرگتران به او گفتند كه كتابها را از بين ببرد تا خطري متوجه اش نشود. اما يدالله به سختي مقاومت كرد و شبانه، كتاب ها را در محل امني پنهان كرد تا دست كسي به آنها نرسد. او از همان زمان، حرف هايي مي زد و بحث هايي مي كرد كه باعث تعجب و شگفتي همه، از اين جوان كم سن و سال مي شد.
(مصطفي كريم پناه ، شهيد يد الله كلهر )