0

زندگی با قلب خویش یک احساس تازه است

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

زندگی با قلب خویش یک احساس تازه است

زندگی با قلب خویش یک احساس تازه است

زندگی با قلب خویش یک احساس تازه است

حقیقت آن چیزی است که ما «انتخاب» می‌کنیم و با این انتخاب ِ جسورانه می‌توانیم رها شویم و فراتر برویم...


همه چیز برخواسته از تعاملات ماست، همه چیز بازی‌های زبانی است، هیچ چیز اصیلی وجود ندارد و همه چیز برساخته‌ی رژیم‌های حقیقت و ایدئولوژی‌هاست؛ ایدئولوژی‌هایی که تا عمق ناخودآگاه مان نیز فرو رفته‌اند...


درست در همان لحظاتی که احساس می‌کنی همه چیز پایان یافته است، همان لحظاتی که به ناامیدی ِ مطلق می‌رسی و برای یک روز زنده ماندن به دنبال دلیل می‌گردی و درست در آن زمانی که احساس می‌کنی دیگر در زندگی هیچ چیزی وجود ندارد که بخواهی به خاطرش زنده بمانی و باشی... به ناگاه چیزی به وقوع می‌پیوندد و تو را به مرحله ی تازه ای از بودن و از زیستن پرتاب می‌کند...


«زندگی با قلب خویش» و « تجربه زندگی در فراسوی مرزهای زبانی»، این آن احساس تازه است ... احساس ِ بی‌واسطه‌ی زندگی از طریق معرفت‌های غیرزبانی همچون موسیقی، تجربه طبیعت و احساس ِ خوشایند بودن با یک انسان... نه اینکه درباره‌اش فکر کنی، نه اینکه بخواهی اسیر واژه‌ها شوی یا محصور واژه‌هایش بکنی...


و نیز بودن ِ در طبیعت و تجربه حضوری از آن... آنگاه که در افق روبرویت می‌توانی در لابلای درخت‌ها، در بین گیاهانی که دامنه کوه روبرو روئیده‌اند، چیزهایی را ببینی که در « نگاه کردن از طریق واژه‌ها » قابل دیدن نیست و در سکوت طبیعت بکر و دست نخورده ی کوهستان موسیقی طبیعت و آب را بشنوی و در میان آن صداها، چیزهایی را لمس و حس کنی که تا به حال قابل درک و حس نبوده و آن گاه می‌فهمی‌که در گذر از پارادایم‌ها و گفتمان‌ها و بازی‌های زبانی، لایه‌های دیگری از واقعیت به رویت گشوده شده است و تو به معرفتی غیرزبانی از واقعیت دست یافته‌ای و چه زیباست این معرفت غیرزبانی...

    حمید.bmp

 

 

چهارشنبه 17 آذر 1389  8:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها