راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
هنوز ساعتي از بازگشت دسته پروازي كه صبح براي عمليات رفته بود ، نگذشته بود ، ماموريت ديگري به ما ابلاغ شد . در اين ماموريت سه فروند هواپيما در يك دسته پروازي براي زدن تاسيسات برق بغداد آماده شدند . با نزديك شدن به هدف آرايش خود را تغيير داده ، اوج گرفتيم و با شيرجه اي بمب ها را روي تاسيسات رها كرديم . در همين لحظه شماره 3 توسط پدافند دشمن مورد هدف قرار گرفت و صدمه ديد . جناب ياسيني گفت : - شماره 3 به راست گردش كن !در غير اين صورت از سليمانيه سر در مي آوري!با راهنمايي او هواپيماي شماره 3 گردش كرد و در جهت ايران قرار گرفت . دوباره جناب ياسيني اعلام كرد: - شماره 2، خودت را از مهلكه نجات بده و سريع برگرد به پايگاه . من طبق دستور ايشان گردش كرده وسمت پايگاه را در پيش گرفتم . جناب ياسيني كه شماره يك بود ، پشت سر و كمي بالاتر از شماره 3 پرواز مي كرد ، كه اگر كمكي نياز داشت او را راهنمايي كند . مدتي به پرواز ادامه دادم و هر از چندي به شماره 3 نگاه مي كردم كه آيا قادر به ادامه پرواز هست يا نه ، تا اينكه از مرز گذشتيم و در پايگاه مربوطه هر سه فروند به سلامت فرود آمديم . به هواپيماي شماره 3 آسيب جدي وارد نشده بود ، ولي من در اين ماموريت درسي از رشادت و شهامت از شهيد ياسيني ياد گرفتم . زيرا در آن موقعيت كه هر لحظه احتمال اصابت موشك يا گلوله توپ ضد هوايي به هواپيمايش مي رفت ، به جاي اينكه خود را از مهلكه نجات دهد ، گردش كرد و پشت سر هواپيماي صدمه ديده قرار گرفت تا به او كمك كند كه بتواند هواپيما را به سلامت در پايگاه فرود آورد .
(سرهنگ خلبان سيد علي خرازيان ، شهيد عليرضا يا سيني )