بدون تردید، گستره دانش حال حاضر ما جوانان از دلاورمردان و شیرزنان نسل های گذشته تاریخی کشورمان بیشتر و وسیع تر از مخاطبان دیروزی است. دلیل آن هم، همگانی شدن شبکه اینترنت و صد البته دسترسی راحت و بدون دردسر به کتاب های مربوط به آن زمان است. نمی دانم تعریف شما از تاریخ چیست و هم اکنون چه ذهنیتی از این واژه در تک تک سلول های مغذتان در حال حرکت است، اما گمان می کنم که اکثر شما با نظر بنده موافق باشید که تاریخ، موزه دیدنی و دست نزدنی نیست. بلکه آئینه ای است که عاقبت سودجویان و مالخوران و در مقابل صنعت گران را پیش از اینکه در منجلاب مصیبت گیر کنیم، به ما نشان می دهد.
تحقیقات دانشمندان نشان داده که خودشناسی برای انسان مهم است و پیش خود فکر می کند که من کیستم و چه هدفی در زندگی آینده خود دارم. لازم نیست هیتلر یا گاندی باشید تا از شما تعریف تاریخی شود، بلکه مقصود، سرشت و نتیجه رفتارهای آدمیان است که پس از مرگ، دفترچه ای فراموش نشدنی از محبت ها و زشتی های خود را به یاد می گذارند. بدیهی است که هر کشوری در گذشته خود، درگیر مصائب و حوادث ریز و درشتی شده باشد که بعضی از آن ها دردناک و غم انگیز هستند و بعضی دیگر باعث غرور و افتخار آن ملت می شوند. ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در گذشته خود پیشرفت ها و سرافندگی های زیادی را به دوش می کشد.

طبیعی است که با گذشت نسل ها، خاطرات در اذهان کمرنگ و در نتیجه پاک شوند. اینجاست که عوامل زیرمجموعه سرگرمی برای یادآوری این وقایع دست به کار می شوند. یکی از این افراد خوش ذوق آقای مرتضی رضایی مستندساز و کارگردان تلویزیونی صدا و سیما است که با ساخت مستندهای تاریخی و اجتماعی سعی در احیای خاطرات گذشته ایران کرده است. فعالیت او به تولید فیلم های تاریخی ختم نمی شود و برای جذب مخاطب بیشتر و صد البته قشر نوجوانان، در زمینه بازیسازی نیز نام و نشان خاصی را برای خود کسب کرده است. از اولین آثار وی، بازی "میرمهنا" بود که به راستی شروعی برای گسترش فعالیت های جوانان بازیساز کشورمان شد و توانست در نمایشگاه های مختلف جوایز متعددی را کسب کند.
این صنعت نوپا از دیروز تا کنون، پیشرفت چشم گیری داشته، به طوری که اگر شما امروز "میرمهنا" را تجربه کنید، شاید در همان دقایق اولیه، سعی در پیدا کردن اولین راه خروجی از بازی باشید. به هر حال، موضوعی که این بازی را بسیار بر سر دهان ها انداخت، همین داستان ایرانی بود که برای اولین بار در آن زمان، نگاهی به ایستادگی مردانی از جمله عباس میرزا و مردم آذربایجان علیه نیروهای تزار روس در 20 صحنه نمایشی و ساعت ها گیم پلی انداخت. ماجرا به همین جا ختم نشد. پس از یک سال و چند ماه استراحت و وقفه بین "میرمهنا" پروژه جدید شرکت "اسپریس پویانما" به سرپرستی آقای رضایی با نام "آتش بست: ترکمنچای" به بازار عرضه شد و توانست سیل عظیمی از هواداران و مخاطبان را راضی کند که البته شایان ذکر است هنوز خیلی از افراد نمی دانند که این بازی عرضه شده است!
.jpg)
موفقیت های "میرمهنا" و اولین نسخه آزمایشی "آتش بست: ترکمنچای" سازندگان آن را وادار به ادامه دادن این سری تاریخی می کند و همین اتفاق نیز افتاده است. در نسخه گذشته، ما شاهد داستان معروف قرارداد ترکمنچای و جدا شدن سپاه تالش و مغان از سپاه ایران و واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه بودیم. ماجرای "آتش بست: ترکمنچای" به فاصله زمانی بعد از انعقاد قرارداد پا می گذارد. جایی که اجازه عبور و خروج آزاد کشتی های روسی در آب های دریای خزر داده شده و ایران هر ماه 10 کرور (معادل 5 میلیون تومان امروزی) به عنوان غرامت به روسیه می پرداخت.
در این بین، مردان آزادی خواه با ایجاد سپاهی علیه آن وضعیت به پا خاستند که از جمله آن ها، آصف و آراز هستند. مطمعناً نوشتن چنین سناریوی تاریخی آن هم با محدودیت هایی که در این زمینه وجود دارند، کار آسانی نیست. نکته مهم اینجاست که همین جزئیات کم با چه کیفتی برای بازیکن آماده شده است. برای درک بهتر این مسئله، نیم نگاهی به سیاست انگلیس قبل از جنگ جهانی اول می اندازیم. جایی که این کشور به فرمانروایی ناپلئون سعی در تصرف کشور رنگارنگ هند را دارد و قبل از آن، مصر با کم ترین تجربه، در جنگ پیش دستی کرده و هند را از آن خود می کند. سال ها می گذرد و انگلیس خاموش و ساکت است. نه خبری از حمله های بی امان و نه اثری از سرکوب های داخلی به گوش می رسد.
.jpg)
تا اینکه محمدعلی پاشا به عنوان نماینده عثمانی به مصر فرستاده می شود و انگلیس طرح ساخت کانال دریایی را به او می دهد و وی دعوت آن ها را رد می کند. دوران حکومتی محمدعلی پاشا به پایان می رسد و سعید پاشا جای او را می گیرد و در زمان او طرح کانال آبی تأیید و به دلیل بدهی های کشور به بانک های انگلیسی، به طور کل به آن کشور واگذار می شود. همین دلیل خوبی است تا به بهانه رسیدگی به کانال، کم کم دخالت خود را به هند و مصر وارد و آنجا را تصرف کند. در ابتدا، اشاره کردم که تاریخ برای خواندن و لذت بردن از آن نوشته نشده، بلکه برای عبرت آیندگان است.
نکته "آتش بست: ترکمنچای" نیز بسیار شبیه به این واقعه تاریخی است و اگر زرنگی ها و خیانت های روسیه در آن زمان بیشتر از انگلیس نباشد، کم تر هم نیست و البته به قول سازندگان، قرار شده تا این کج دستی را در گیم پلی بازی نیز شاهد باشیم. این داستان کامل، همراه با نگاهی کوتاه به وقایع، در نوع خود عالی و بدون نقص به نظر می رسد و کافیست تا دیگر عوامل موفقیت یک عنوان تیراندازی اول-شخص به همین دقت ساخته و پرداخته شوند تا "آتش بست: ترکمنچای" توقفی برای عرضه عناوین ضعیف و تقلبی به صنعت بازیسازی کشورمان باشد. متأسفانه این بازی از گرافیک قابل قبولی بهره مند نیست، به طوری که ضعف ها و کم و کاستی های "میرمهنا" همچنان در آن دیده می شوند.

از افکت های گرافیکی بسیار مبتدی شلیک و طراحی ظاهر سربازان آن بازه زمانی که اولین نکته مثبت تمامی FPSهای قابل قبول در سطح جهانی هستند که بگذریم، طراحی محیط ها و ساخت مکان های سه بعدی چندین کشور دنیا از جمله ایران، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان آن هم با موتور گرافیکی تقریباً ناشناخته TGBA چنگی به دل نمی زند که البته این موتور اختصاصی دستخوش تغییرات فراوانی به منظور گرفتن بهترین خروجی نهایی از بازی شده است! در این رابطه، جالب است به آخرین مصاحبه های آقای سجادی یکی از سازنده های بازی اشاره کنیم که می گوید: "برای ارتقاء این موتور گرافیکی، نزدیک به 35000 خط کدنویسی تازه انجام داده ایم و در همین راستا هوش مصنوعی بازیکنان را از نو نوشته ایم. همچنین وجود Level Editorهای تازه نیز از آخرین دستاوردهای اسپریس پویانما به حساب می آیند."
در کنار بخش گرافیکی و داستان مناسب برای یک بازی ایرانی، در صداگذاری و عوامل مربوط به آن کمی سهل انگاری شده، زیرا به دلیل فرصت کم و عجله برای عرضه هر چه زودتر این عنوان، صداهای جدید و اختصاصی برای آن ساخته نشده و اکثراً از پروژه قبلی و محصول آقای پیام آزادی منتقل شده اند. پس اگر فکر موسیقی های مناسب با جنگ و پایکوبی روس ها را انتظار داشته اید، این بازی انتخاب خوبی برای شما نیست. شخصیت های اصلی بازی نیز بنابر آخرین اطلاعات منتشر شده، دارای دیالوگ های طولانی نیستند و تمامی گیم پلی از دید شخصیت اصلی برای مخاطب بازگو می شود. "آتش بست: ترکمنچای" تکمیل کننده و بهبود بخش پروژه های قبلی "اسپریس پویانما" است که با توجه به نمایش ها انتظار می رود همانند "میرمهنا" شروعی تازه و بهتر از قبل برای ایرانی ها باشد که هم اکنون در دست ترجمه به چندین زبان دنیا است که در بهمن ماه سال جاری به بازار های جهانی آسیا عرضه می شود.
