برهان سینوی (برهان وجوب وامکان) :
بعضی ها معتقدند که خدا از نظر عقلی اثبات نمی شود این درحالی است که حکیم ابن سینا با کمک گرفتن از" برهان علیت "واستفاده از مفاهیم" وجوب وامکان" این موضوع را در "کتاب اشارات بخش 4" به اثبات رسانده است ومعتقد است که قوی ترین اثبات راجع به وجود خداست . ابتدا دو موضوع را تعریف می کنم ." واجب الوجود" : کسی که وجود او ضرورت دارد و هیچ زمانی را نمی توان تصور کرد که نباشد ." ممکن الوجود ": موجودی که با وجود و عدم نسبتی مساوی دارد یعنی امکان دارد باشد یا نباشد وبه همین جهت می طلبد که موجودی دیگر – به مثابه ی علت – آن را از حد تساوی خارج سازد و به عرصه ی وجود وارد سازد . "امکان ذاتی ": عبارتست ازاینکه شیئ تا به حسب ذات و ماهیت خویش نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود بلکه ذاتا هم قابل موجود شدن باشد و هم قابل معدوم شدن .
هر موجودی از موجودات جهان بنا به فرض عقلی یا "ممکن الوجود" است یا" واجب الوجود" . اگر "واجب الوجود" باشد که مدعای ما (یعنی نیازمندی جهان به یک علت یا فاعل واجب الوجود ) ثابت می شود و اگر "ممکن الوجود" باشد باید به "واجب الوجودی" منتهی شود تا بتواند موجود شود (چرا؟) چون می دانیم "ممکن الوجود" از ناحیه ی خود ایجاب نمی کند که موجود یا معدوم باشد . پس بر اساس 2 قاعده : 1- شی تا به مرحله ی وجوب نرسد موجود نمی شود . 2-ملاک نیازمندی معلول به علت "امکان ذاتی" آن است . پس بود ونبود یک ذات ممکن وابسته به علتی خارج از اوست . با بودن او این ذات ممکن به مرحله وجوب می رسد و موجود می شود و بدون آن معدوم می گردد . حال اگر این علت را بررسی وهمین دو فرض را درباره ی آن جاری کنیم در می یابیم که یا "واجب الوجود" یا "ممکن الوجود" . در صورت اول ادعای ما اثبات و در حالت دوم محتاج به علت دیگری است که آن علت دوم هم یا "واجب الوجود" است یا "ممکن الوجود" . اگر "ممکن الوجود" باشد حاجت به علت سومی می افتد و . . . اما سرانجام باید به یک علت یا فاعل "واجب الوجود" منتهی شود و گرنه سلسله ی ممکنات ("ممکن الوجود ها") هرگز به درجه ی وجوب ودر نتیجه به مرتبه ی وجود نمی رسد . پس وجوب زنجیره ی ممکنات باید از ناحیه ی موجودی باشد که وجود او ذاتی است و از ناحیه ی موجود دیگری نیست .