نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود.....
شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد به دام می کشد
نگاه کن که آسمان سینه ام پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دور ها و دور هاز سرزمین ابر ها و نور ها
مرا ببر به سرزمین شعر ها و شور ها......
مرا ببر به سرزمین شعر ها و شور ها......