راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
تمام روز را به بازرسي از پيشرفتهاي حاصله و يافتن مشكلات و موانع موجود پرداختيم . پس از يك روزِ پر مشغله اما موفق ، به سوي استخر و سونايي كه فرمانده پايگاه تدارك ديده بود ، روانه شديم تا خستگي روزانه را از تن بگيريم . در اين هنگام ، شهيد ياسيني توجه ام را به خود جلب كرد . او در نزديكي و مقابل كوره داغ نشسته و در انديشه فرو رفته بود . خود را به او نزديك كردم و گفتم : تيمسار! چي شده ، كشتي هات غرق شدند ؟! تاملي كرد و گفت : - به عاقبتم مي انديشيدم . با خود مي گفتم ، من كه تحمل گرماي اين تنور كوچك را در فاصله سه چهار متري ندارم ، چگونه مي توانم آتش قهر خداوند را تحمل كنم !
(سرهنگ خلبان احسان فاضلي ، شهيد عليرضا يا سيني)