0

جاده تنهایی

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

جاده تنهایی

جاده تنهایی

جاده تنهایی

آهای آدما به حرفی که میزنین فکر کنین به فکری که میکنین توجه کنین و به راهی که میرین از دور نگاه کنید اگه اشتباه برین خودتونو فنا کردین اگه تو جاده خاکی برین زحمت دوباره برگشتنو متحمل میشین و اگه خطا کنین یه روز پشیمون میشین یه روز که خیلی دیره یه روز که دنبال یه دست میگردی که دستتو بگیره ولی دستتو جز پوشال هیچی پرنمیکنه.


میدونم درد همه مون چیه میدونم واسه چی در جا میزنیم میدونم واسه چی بیقراریم مثل همیشه برای فرار از تنهایی اما چرا فرار؟ آیا تنهایی موقتی بهتر از یک عمر تنها موندن احساسات شکست خورده مون نیست؟ میشه از تنهایی یه جور دیگه استفاده کرد میشه تنهایی رو دفتر بزرگی بدونیم که همه دونسته هامونو یه جا و ندونسته هامونو یه جای دیگه اش بنویسیم اونوقت دونسته هامون برامون یادآوری میشه حفظش میکنیم و ازش استفاده میکنیم و نادونسته ها رو جستجو میکنیم و جلوش جوابو یادداشت میکنیم اونوقت میدونی این دفتر که حاصل ذهن خود خودته چقدر ارزش داره؟! میتونی اونو به بچه هات هنگام خداحافظی از دنیا هدیه کنی که بزرگتر ازین میراثی براشون نیست!


ولی ما این تنهایی رو نمیخوایم اونقدر خودمون رو از ترس از تنها موندن با هله هوله ها سرگرم میکنیم که فکر کردن از یادمون میره اونوقت نصیبمون چی میشه؟! همین که میبینی یه کتاب باید تورو به خودت بیاره!!! که تا کجا میخوای چشم بسته راه بری؟! همیشه که شانس نمیاری راه جلوت هموار باشه یه وقت تالا پ می افتی تو چاه اونوقت برای دراومدن از چاه مثل هزار تا آدم نادون دیگه چشات درمیاد تا نجات پیدا کنی ولی بازم معلوم نیست که دوباره خربشی و چشم بسته زیرآبی بری یا اینکه یک درهزار آدم بشی و بزنی به جاده اصلی!...


اونوقت اگه یه کم تنهایی و تنهایی روندن تو این جاده رو تحمل بکنی بعد از چند کیلومتری که رفتی این تابلو رو می بینی:


به دوران خوشبختی خوش آمدید.

    حمید.bmp

 

 

سه شنبه 16 آذر 1389  7:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها