روی خنده هایت
کرکره ی چشمم را می کشم پایین
دلبستگی های دربدرم را
اگر پیدا کردم
به دورش سیم خاردار می کشم
و در زیارتگاه فراموشی ات
دست به اعتصاب غدا می زنم.
اگر این پدر سوخته ی لامذهب
دلم
به راه نیامد
با خنجر ابرویت
نفسش را می برم