0

کاش می شد اشک را تهدید کرد!

 
fialfial
fialfial
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 35
محل سکونت : اصفهان

کاش می شد اشک را تهدید کرد!

کاش می شد!

کاش می شد قلبها آباد بود
کینه و غمها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم بارون هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاشهای زندگی
گم شوند پشت نقاب زندگی
کاش می شد کاشها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
ردپای قهر و کین رنگین نبود

کاش میشد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها
لحظه ی دیدار را تجدید کرد

با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه نگو، از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو

کاش میشد لحظه ها را پس گرفت
کاش میشد از تو بود و با تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه
کاش میشد تا همیشه با تو بود

کاش فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خواب
ماه را بر شاخه آویزان کند!

آرینا

پنج شنبه 28 آذر 1392  10:47 AM
تشکرات از این پست
mohsenshabani
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

پاسخ به:کاش می شد اشک ار تهدید کرد!

ای کاش میشد

تمام هفته گناه و غروب جمعه دعا             کمی خجالت از این انتظار هم خوب است           الهم عجل لولیک الفرج

پنج شنبه 28 آذر 1392  10:52 AM
تشکرات از این پست
karimiz
karimiz
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1392 
تعداد پست ها : 200
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کاش می شد اشک ار تهدید کرد!

ای کاش، باران بودم خالص زهر چیز 

 و ای کاش، ..........................

پنج شنبه 28 آذر 1392  12:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها