غرق در ستاره های چشم های روشن تو بود
و روز حمله ، عطر آن دو گانه های نیمه شب جوشن تو بود ...........و تو هنوزهم ، بوی روزهای جبهه می دهی ، بوی آن زمان که دشمنت از شنیدن صدای رعد نام تو ، گنگ و گیج بود
نام تو بسیج بود
نام تو بسیجی است ، با همان لباس های رنگ خاک ، با همان شناسنامه و پلاک
با همان ، هیبتی که نام آسمانی تو داشت
تو همان بسیجی ، عصر عشق و جبهه ای ، فقط سنگرت عوض شده است.
آری ما هستیم