دنباله شعرروتوبگو
دراین سرگرمی می خواهیم کمی طبع شعریمونوپرورش بدیم
هرکس یک مصرع ازبیتی رومیگه نفربعدمصرع بعدیشومیگه.قبوله؟
خوب اول خودم شروع میکنم:
نامبرده رنج گنج میسر نشود............
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
پاسخ به:دنباله شعرروتوبگو
جناب اشرفی سلام و صبحتون بخیر.
اول اینکه نامبرده رنج نه! نابرده رنج!!!
اینم ادامه اش: مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
شعر بعدی:
سرخي كفشت اي يار از خون عاشقان است
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
کاری نمی توان کردپای تودرمیان است
شعربعدی:
یارب نگاه کسی به کسی آشنامکن
یارب نگاه کس به کسی آشنا مکن / گر میکنی ، کرم کن و جدا مکن
*سالها دل طلب جام جم از ما می کرد ...............
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خودداشت زبیگانه تمنامیکرد
درره سفرلیلی چه خطرهاست درآن.......
در ره سفر لیلی چه خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد....
ما زیاران چشم یاری داشتیم ...............................
ما ز یاران چشم یاری داشتیم , خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد....
دردم از یار است و درمان نیز هم
یا صاحب الزمان علیه السلام
در نماز خم ابروی تو در یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
ما به بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ......................
دردم از یار است و درمان نیز هم ****************دل فدای او شد و جان نیز هم
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم************************** از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت .............................
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست
سبزه ٔ خط تو دیدیم و ز بستان بهشت به طلب کاری این مهرگیاه آمده ایم .
فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق..
فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق ************چشم سبز تو چه دشتی است ! دویدن دارد.
عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت....................
کاش می شد اشک را تهدید کرد! لحظه لبخند را تمدید کرد!
آرینا