ارتباط مکتوب
معمولاً در یک سنینی رابطهی عاطفی پررنگ و پرشور پدر و مادرها با بچههاشون کمرنگ میشه و همین زمینهساز خیلی از مشکلات ناخواسته میشود. هر دو طرف – پدر و مادر و فرزندان – این حالت را یکجوری توجیه میکنند. پدر و مادرها معمولاً اینگونه توجیه میکنند که بچهها بزرگ شدند و خودشون خوب و بد زندگیشون را میفهمند و بچهها هم معمولاً اینطوری توجیه میکنند که با این سن و سال زشت است که برای هر کاری و هر چیزی مزاحم پدر و مادرهامون بشویم.
بچهها باید این احساس را داشته باشند که به هر سنی هم که برسند باز هم پدر و مادرهاشون در مقام پدری و مادری هستند و میتوانند از آنها کمک بگیرند و با آنها رابطهی عاطفی داشته باشند.
اگر بچهها خودشان پیشقدم بشوند خیلی بهتر است چون هم به پدر و مادرشون شخصیت دادهاند، به آنها عملاً نشان دادهاند که روی آنها حساب میکنند و هم خودشان راحتتر میتوانند مسائلشون را مطرح کنند.
خیلی از مسائل را فرزندان نمیتوانند رو در رو مطرح کنند ولی اگر فرصتی پیش بیاید که به صورت مکتوب ارائه کنند، راحتتر این کار را انجام میدهند. سراغ دارم برخی از پدر و مادرها که تو خونه یک جعبهای گذاشتهاند که فرزندانشون چیزهایی را که روشون نمیشه شفاهی مطرح کنند بنویسند. الآن که دنیای کامپیوتر و الکترونیک و عصر ایمیل و اس.ام.اس است کار راحتتر است.
به هر حال اگر فرزندان ما سعی کنند به ما اعتماد کنند هر چند در این حد که راحت بنویسند، آن چیزهایی را که اصلاً به زبان نمیآورند، به نظرم از خیلی از کارها پیشگیری میشه و خیلی از مشکلات حل میشه و خیلی از عاطفههای یخزده و مرده دومرتبه گرم و زنده میشوند.