0

عشق و ازدواج؟؟؟؟؟

 
rasekhoonzm
rasekhoonzm
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 126
محل سکونت : اصفهان

عشق و ازدواج؟؟؟؟؟

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم

.استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .

استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين.

 در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز...

شنبه 13 آذر 1389  3:28 PM
تشکرات از این پست
qolamshesh
qolamshesh
qolamshesh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 89
محل سکونت : قم

پاسخ به:عشق و ازدواج؟؟؟؟؟

ولی همیشه هم اینطور نیست

شنبه 13 آذر 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها