0

شهادت نابغه

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

شهادت نابغه

آذر 1389 

شهادت نابغه


شهادت نابغه

در روز هشتم بهمن ماه سال 1361، برادر حسن باقری با من صحبت کرد که صبح روز بعد برای دیدن منطقه‌ی«فکّه» برای عملیات والفجر مقدّماتی به آن‌جا برویم. فکّه تنها منطقه‌ای بود که هنوز برای بررسی‌اش نرفته بودیم.
ساعت حدود هفت، هشت صبح بود که گفت آماده بشویم و برویم.
«مجید بقایی» و پنج نفر دیگر هم همراه برادر حسن بودند.
من از برادر مجید سئوال کردم: «شما هم امروز می‌آیید؟»
گفت:«بله.!»
به برادر حسن گفتم که: « موتور سیکلت نداریم و بهتر است که با ماشین برویم.»
گفت: «اشکالی ندارد.»
با دو تا جیپ به منطقه رفتیم که یکی را «محمّد باقری» و دیگری را من می‌راندیم. من حس می‌کردم که این ماشین خودش دارد می‌رود و من رانندگی نمی‌کنم. تقریباً اواسط راه، ماشین عیبی پیدا کرد.
پیاده شدیم و من به برادر حسن گفتم: «انگار ماشین عیبی دارد، شما سر در می‌آوری؟»
یک مقداری که نگاه کردیم، دیدیم اشکال خاصّی ندارد.
برای همین سوار شدیم و راه افتادیم. نزدیک خط که رسیدیم، یک سنگر مستطیل شکلی بود که درست رو به روی فکّه قرار می‌گرفت. آن‌جا پیاده شدیم. مدّتی گذشت و حدوداً ده دقیقه قبل از آن حادثه بود که یک توپ حدود چهل، پنجاه متریِ ما منفجر شد، ولی اتفاقی نیفتاد.کلاً همه خیلی بی‌خیال بودند. عدّه‌ای خارج از سنگر و عده‌ای هم داخل سنگر ایستاده بودند. سنگر هم طوری نبود که حفاظتی از ما بکند. من و برادر مجید داشتیم در مورد خطّی که کمی جلوتر از ما بود، صحبت می‌کردیم.
او می‌گفت:«خوب است که ما دوتایی با یکی از جیپ‌ها، یکی دو کیلومتر جلوتر برویم و آن منطقه را دقیق ِدقیق ببینیم و از برادران ارتش که در آن‌جا مستقر هستند، در مورد منطقه سئوال کنیم.»
در این حالت بودیم که برویم یا نرویم، که برادر حسن به برادرش، محمّد باقری، گفت که برود پیش نیروهای ارتش و دقیقاً مختصّات منطقه را بپرسد. هنوز محمّد باقری شاید بیست قدم از آن‌جا دور نشده بود،که توپ دوّم، مثل این‌که درست توی سنگر خورد. برادر مجید کنار من بود و برادر حسن بالای سنگر. گویا توپ درست خورده بود جلوی برادر حسن. آن‌طور که بعدها محمّد باقری می‌گفت: گویا ترکشی به حسن نخورده و فقط موج انفجار او را گرفته بود. آن‌طور که از زبان محمّد باقری یا « مرتضی صفاری» شنیدیم، گویا عدّه‌ای از برادران درجا شهید شدند. برادر مجید پاهایش قطع شد و ترکش‌های زیادی هم به بدنش خورده بود که بعداً شهید شد و برادر حسن باقری هم حدود سه ساعت بعد، به شهادت رسید.

شمیم عشق

 
 
جمعه 12 آذر 1389  7:00 PM
تشکرات از این پست
hoseinjahanbazi
hoseinjahanbazi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 217
محل سکونت : فارس

پاسخ به:شهادت نابغه

 روحش شاد.....همچی نابغه هایی در کشور کم نیستند

جمعه 12 آذر 1389  7:23 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها