سیّدالشّهدای سرداران گُمنام
|
سیّدالشّهدای سرداران گُمنام
|
علی هاشمی بعد از سالها برگشت و سکوت چندین ساله را شکست.
علی هاشمی برگشت و با خودش یک دنیا خاطره آورد.
علی هاشمی برگشت و بیش از همه، دل یک مادرِ پیر و قد خمیده را شاد کرد و...
علی هاشمی برگشت و حالا میتوان قطرات اشک همرزمانش را دید که از سینههایی سوخته سرازیر است.
شاید چندان آسان نباشد، بگویم همه افتخارات جنگ از آن سرداران نیست و سرداران شهید جنگ هم محدود به سرداران شهید مشهور نیست!
چه بسیار گُمنامانِ غیر سرداری که لحظات حضورشان در جبهههای جنگ تحمیلی، افتخارات ماندگاری را رقم زده و اینها بیشتر از دیگران میتوانند تعریف «اسوه» به مفهوم تکرارپذیری را داشته باشند و هم سرداران بینام و نشانی در طول و عرض جبهههای نبرد ستاره رخشندهای بودند که امروز متناسب با منزلت جهادیشان نام و نشان درخوری ندارند.
علی هاشمی، سرداری سرافراز و سیدالشّهدای سرداران گُمنام است. مناعت طبع شخصی ایشان ناشی از تربیت خانوادگی و رسومات قبیلهای و قومی در حیات و کسوت رزمندگیاش در شهادت و کسوت «عند ربهم یرزقون» نیز تداوم پیدا کرده است.
رفتار و منش حاج علی هاشمی، تفسیر حِلم و بردباری است؛ هرچند که روانهسازی این نوع واژگان برای شهدا و شهیدی همچون عالی هاشمی، دشوار است. هنگامی که به این جملات میاندیشم که چرا ما عادت کردهایم به این «مردهی بد و زندهی خوب» نداشته باشیم، چیدمان کلمات در تجلیل از ایشان که بر گردن من و ما حق دارند، صدچندان دشوار مینماید.
جغرافیای حضور علی هاشمی در جبهههای نبرد جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدّس محدود، اما مدّت زمان حضور نامحدود و دربرگیرندهی آغاز تا پایان جنگ، محل شهادت او خط مقدّم و نوع شهادت او در درگیری تن به تن، تأثیرات همچون او را ابعادی ملی و ظرفیتی به پهنای تاریخی میسازد.
از روزهای آغازین ناپدید شدن علی هاشمی در ماههای پایانی جنگ به دلیل شناخت نزدیکی که از وی داشتم، هرگز سرنوشتی غیر از شهادت برای او در ذهنم رقم نمیخورد. چرا که میدانستم علی هاشمی هرگز افتخار اسارت خود را به عنوان فرمانده یک قرارگاه به صدامیان نخواهد داد و برای جلوگیری از این امر تا آخرین گلوله خواهد جنگید.
این دو یعنی رفتار و منش مشخصی ناشی از روحیهی جهادگری و میل شیعی عربهای خوزستان و نیز نوع و محل و مدّت زمان حضور در جنگ و نقش او و نیز نوع شهادت ایشان و بیست سال گُمنامی پس از پایان جنگ تاکنون، از او شخصیت ممتاز و متمایزی میسازد که سکوت ما را باید بشکند. اصحاب امکانات را به سمت شاخصهای گُمنامان به تحرک وابدارد و در نداشتن بستگان فعال در پیگیری تجلیل از او، سکهی عَلَمداری سرداران گُمنام هشت سال دفاع مقدّس را به نام ایشان ضرب زده و او را سیدالشّهدای سرداران گُمنام بنامیم و در کنار رفع تحریفات روایی از جنگ، تاریخسازی غیرواقعی از جنگ در رفع تبعیض از برجستهسازی شهدای جنگ غفلت نکنیم.
نماد و یادمان علی هاشمی، فراتر و برجستهتر از همه نمادها و یادمانهای جنگی احداث شده تاکنون در خطهی خوزستان از شلمچه تا چنگوله است و بیشتر از غربت و مظلومیت جنگ و رزمندگان واجد پیام است. هرچند لوح تلاشهای مؤمنان در نزد حضرت حق مکتوب و محفوظ است، اما برای مشعل افروزی چراغ «اسوه» سازی و عبرت و پندگیری ما بندگان عاصی خداوند در عالم فنا این نیز یک مجاهده به شمار میآید.
علی هاشمی، کرخه کور را به کرخه نور و هور را به منطقهای برای عبور از بنبست جنگ نابرابر تبدیل کرد.
مشهورسازی هور گُمنام، آمادهسازی و شناسایی آن، تمهید مقدمات لازم برای غلبه بر مزیتهای دشمن با رعایت غافلگیری، ناکارآمدسازی قدرت آتش دشمن (ادوات و توپخانه) و ناممکن سازی بهکارگیری قدرت زرهی و کمتأثیرسازی قدرت برتر هوایی دشمن نکات چهارگانهای است که در فعالیت همراه با سکوت قرارگاه سرّی نصرت توسط علی هاشمی با هدایت فرماندهی سپاه رقم زده شد و در آن سالهای سخت 62 و 63، هور را معبری برای پیروزی بر ارادهی حبلی شکستناپذیری دشمن مبدّل ساخت و این مهم به جز از علی هاشمی و تیم بومیاش برنمیآمد.
تبدیل شدن نام کرخه کور به کرخه نور با عملیات شبیخون ابتدای جنگ توسط علی هاشمی خود داستانی جذاب، غرورآفرین در اذهان باقی گذارده که نباید نقشآفرینی ایشان را در آغاز جنگ در مقایسه با حضور مؤثرش در عملیات خیبر و بدر کمرنگ سازد.
علی هاشمی از معدود افرادی است در سپاه پاسداران که در زمینههای ظهور قدرت دریایی جمهوری اسلامی ایران ایفای نقش کرده است؛ قدرت دریایی که امروز پس از ظهور قدرتمندانهاش در مانورهای اخیر، وزیر دفاع آمریکا را وادار به اعتراف به این کار میکند که باید در ساختار نیروی دریایی ایالات متحدهی آمریکا تغییرات اساسی ایجاد کرد، چرا که با راهبردهای سنتی، نمیتوان نوع نگاه دگرگون شده به دریا توسط مدافعان دریایی جمهوری اسلامی ایران در منطقه سوقالجیشی خلیج فارس عرض اندام پیروزمندانه داشت و این قدرت امروز، ناشی از نوع نگاه متفاوتی است که ما به دریا از نقطه هور با حضور آن سلحشور گُمنام پیدا کردیم.
شمیم عشق
|
تشکرات از این پست