نیکی به پدر و مادر
نیکی از مدرسه که برگشت نان خریده بود. گفتم: مادر جون، تو لازم نیست با این همه خستگی، تو راه برگشت نون بخری. گفت: خداوند نیکی به پدر و مادر را دوست دارد. تا زنده هستم اجازه نمی دهم شما به نانوایی بروید.
زنگ عبور، ص57، شهید ولی بیات