0

جنايت در ترمينال

 
rassool
rassool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 471
محل سکونت : اصفهان

جنايت در ترمينال


توسط کلانتري 108 وجود جسدي در مدخل اتوبوس هاي داخل ترمينال جنوب گزارش شد . به همراه ماموران ويژه صحنه ي جنايت اداره تشخيص هويت پليس آگاهي تهران بزرگ ، اکيپي از کارآگاهان ورزيده اداره دهم آگاهي به طرف محل پيدايش جسد حرکت نمودند . به سر صحنه که رسيدند حسين اصغرزاده بازپرس ويژه قتل و رئيس شعبه ي دوم بازپرسي مجتمع خيابان تهران نيز مي آيد . جسد ، متعلق به زني بسيار جوان بود با مانتو شلوار مشکي و کفش سفيد ، موهاي زن رنگ شده و بلوند بود . زن با ضربات متعدد چاقو که به قسمت هاي مختلف بدنش خورده به قتل رسيده بود . کيفي محتوي لوازم آرايش و تعدادي پول خرد همراه زن بود که پس از بررسي معلوم شد هيچ اوراق شناسايي ندارد .
رئيس اکيپ ، پايان کار بررسي جسد توسط کارآگاهان را به اطلاع بازپرس رسانيد و مسئول اکيپ بررسي صحنه جنايت نيز اعلام نمود عکسبرداري و نمونه برداري از جسد و صحنه ي قتل را به پايان رسانده است . اصغرزاده دستور داد جسد به اداره ي پزشکي قانوني انتقال يابد . بررسي هاي کارآگاهان در شاخه هاي اطلاعاتي و تحقيقات صحنه و تحقيقات اداري آغاز گرديد تا هويت جسد و يا قاتل را مشخص نمايند . تحقيقات ميداني از محل پيدايش جسد توسط تيم هاي اطلاعاتي اکيپ مشخص نمود ، يک نفر ، شب گذشته درگيري لفظي يک زن و پسر را در ترمينال ديده . مشخصاتي که مرد شاهد درگيري داد با مشخصات ظاهري جسد برابري مي نمود . به همين دليل از او خواسته شد تا جسد را شناسايي کند . مرد با ديدن جسد در پزشکي قانوني ، تاييد نمود اين همان زني است که با يک مرد ، درگيري لفظي داشت . با کمک مرد ، به دستور بازپرس ، تصوير فرضي رايانه اي از مردي که همراه زن ديده شده بود تهيه گرديد . اين تصوير ، تکثير و ضمن پخش نمودن بين ماموران به پليس آگاهي ناجا ارسال گرديد و از آن طريق در اختيار آگاهي هاي سراسر کشور قرار گرفت تا در صورت شناسايي مرد ، مراتب را به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ اطلاع دهند . از پليس آگاهي همدان اطلاعاتي به اداره دهم واصل شد که سرنخي بود براي کارآگاهان ، خانمي به نام اکرم از شخصي به عنوان کلاهبرداري شکايت نموده بود که تصوير فرضي مرد همراه زن مقتول شباهت تقريبي زيادي به او داشت . رئيس اکيپ بلافاصله به همدان حرکت نموده و در آگاهي همدان با اکرم که توسط عوامل آگاهي همدان احضار شده بود ملاقات کرد .به عنوان شاکي از او بازجويي به عمل آورند .
اکرم در اظهاراتش گفت :
ـ چندي قبل با شخصي به نام مظاهر آشنا شدم . اين مرد با زبان چرب و نرمش ، مرا فريب داده و به من قول ازدواج داد . مدتي که با هم بوديم به طوري اطمينان مرا جلب کرد که هر چه پول داشتم ، به او دادم . گوشي تلفن همراه و سيم کارتم را هم به او دادم . حتي در آخرين روز ملاقاتمان نيز از من دويست هزار تومان پول گرفت . چند روزي او را نديدم . يک بار هم که به تلفن همراهم زنگ زدم ، به من گفت که ديگر با من کاري ندارد . پس از شکايت و حضور در آگاهي مشخص شد اوسر افراد ديگري مثل مرا کلاه گذاشته است . اکرم اطلاعات ديگري نيز جهت شناسايي مظاهر به کارآگاهان داد . با اين اطلاعات مشخص شد که مظاهر يکي از کلاهبرداران سابقه دار است . تحقيقات بعدي مشخص کرد سه ماه قبل مظاهر آخرين کلاهبرداري اش را تحت عنوان استوار راهنمايي انجام داده و به اتهام جعل عنوان و کلاهبرداري در زندان گرگان است . با اين اطلاعات و به دستور اصغرزاده ، ماموران با نيابت قضايي به گرگان رفته ، مظاهر را از زندان گرگان تحويل گرفته و به تهران آوردند .از مظاهر در اداره هم پليس اگاهي تهران بازجويي به عمل آمد . او ابتدا منکر شناسايي جسد شد ولي هنگامي که با شاهد درگيرش با مقتوله رو به رو شد شناسايي مقطعي با زن را به گردن گرفت و گفت :
ـ من در ترمينال زن را ديدم ولي با او مشاجره کرده و او مرا ترک کرد . پس از آن از ترمينال خارج شدم .
ماموران گزارشي تهيه کرده و اعلام نمودند مظاهر مظنون به قتل است و بازپرس نيز با قرار بازداشت مظاهر را در اختيار ماموران قرار داد تا تحقيقات جامعي پيرامون او انجام گيرد .
با بررسي مجدد مدارک و آثار انگشت به جا مانده روي کيف پول مقتوله ، آثار انگشت متهم به دست آمد که با اين وضع دوباره از مظاهر بازجويي به عمل
آمد .
با اين مدارک بالاخره در بازجويي متهم به حرف آمد :
ـ چندي قبل از شمال به تهران آمدم تا کار کنم . شب بود که با اين زن در راه آهن تهران آشنا شدم . او خودش را به نام مهين معرفي کرد و به من گفت  به علت اختلاف با خانواده اش ، از جنوب آمده و در تهران به دنبال کار يا کسي مي گردد که از او نگهداري کند . پس از صحبت هاي مقدماتي به او وعده ي ازدواج داده و قرار شد به اتفاق ، به مشهد برويم و در آنجا با يکديگر ازدواج کنيم .
داخل کيف زن طلاهاي زيادي بود که ديده بودم . تصميم گرفتم در شهر طلاهايش را گرفته و رهايش کنم . براي اينکه در صورت مقاومت او را با چاقو زده و طلاهايش را بربايم ، يک چاقو در ترمينال خريدم به مبلغ چهار هزار و پانصد تومان . وقتي براي خريد بليت به قسمت بليت فروشي ها رفتم ، او با طرح اين مسئله که اوراق شناسايي ندارد و ممکن است در راه ، ماموران به او مظنون شده و دستگيرش کنند ، از مسافرت با من امتناع نمود .
هر چه کردم او را راضي کنم تا با من به سفر بيايد نتوانستم . بين ما جر و بحث شد . او مي خواست از ترمينال خارج شود . به طرفي رفت که اتوبوس ها داخل ترمينال مي شدند درست در ابتداي زير گذر اتوبوس ها ، بدون خبر چند ضربه چاقو به او زدم تا از پاي درآمد . ساعت 9 شب بود که طلاهاي دست و گردن و داخل کيفش را به انضمام پنجاه هزار تومان موجودي نقدي که در کيف اش بود برداشتم .
همان شب با اتوبوس به شهر خودمان در استان گيلان رفتم .
متهم ، پرونده هاي زيادي با اتهامات کلاهبرداري دارد . آخرين کارهاي او با جعل عنوان ماموران نيروي انتظامي بوده و حتي در يکي از کلاهبرداري ها ،  جلوي يک خودرو را گرفته و با معرفي خود به عنوان مامور مواد مخدر و اينکه شما مواد مخدر داريد ، پس از بازرسي خودرو مبلغ چهار ميليون تومان برداشته و متواري شده است . و بالاخره با عنوان مامور راهنمايي آخرين کلاهبرداري خود را انجام داده ، دستگير و روانه ي زندان شده است .
بازپرس اصغرزاده متهم را جهت تحقيقات بعدي و بازسازي صحنه قتل با قرار بازداشت در اختيار کارآگاهان قرار داد . تحقيقات در اين مورد ادامه دارد .
نظريه کارشناسي :
سرهنگ سعيد ميراوي معاون جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ در اين پرونده متاسفانه دختري ديگر قرباني فرار خود از خانه و خانواده گرديد .
معضل فرار ازخانه يکي از مشکلات جهاني است که سازمان ها و جمعيت هاي زيادي چه از نظر مطالعاتي و چه از نظر عملياتي در اين موضوع کار مي کنند ، يکي از عوامل ويا در حقيقت مهمترين عوامل فرار دختران از خانه را خانواده مي دانند .
خانواده به عنوان کوچک ترين هسته اجتماعي نقش بسيار موثري در رفتارهاي يک اجتماع دارد . انتقال رفتارها به فرزندان به عنوان تربيت خانوادگي تعيين کننده ي سرنوشت فرزند است . اين انتقال رفتارها ممکن است ارادي يا غيرارادي باشد اما به هر صورت و به هر ترتيب در فرزندان آثار مستقيم دارد .
اگر بخواهيم اين رفتار را تفکيک کنيم ، رفتاري که اخلاق و خلقيات فرزندان را مي سازد :
1 ـ رفتار ژنتيکي است .
2 ـ رفتار خانواده به طور اعم
3 ـ رفتار خانواده با فرزند به طور مستقيم
در مورد رفتار ژنتيکي ، مهمترين مورد نان حلال است . اثرات نان حلال در فرزند بسيار بارز و چشمگير است ، نان حلال يک واکسن است که از فرزند در مقابل آسيب هاي اجتماعي حمايت کرده و فرزنداني که نان حلال خورده اند کمتر دچار خسران ها و زيان هاي اجتماعي مي شوند .
رفتار خانواده با يکديگر مهمترين فاکتور شکل گيري شخصيت فرزندان است . يکي از خاطراتي که دارم مربوط به دختري حدود سه ساله است که در يک جمع خانوادگي يک باره با حالتي خاص گفت :
ـ اي واي ... اعصابم رو خرد کرديد !!!
از اين حرف او ، همه خنديدند و اين را به حساب شيرين زباني اش گذاشتند .
ولي براي من خنده که نداشت جاي خود دارد ، بسيار دردناک هم بود . وقتي توانستم با مادر او که از بستگان نزديک است تنها گفت وگو کنم پرسيدم :
ـ شما ناراحتي اعصاب داريد ؟
جواب مثبت بود و چقدر هم در اين مورد به اصطلاح کلاس گذاشت . وقتي او را متوجه عواقب رفتارش که در حضور کودک سه ساله اش انجام مي داد و عاقبت ، ناراحتي اعصاب را به او هديه مي داد کردم تازه متوجه کار خطرناک خودش شد و حتي عنوان کرد که ازوقتي دختر کوچک اش اين جمله را ياد گرفته شب ادراريش زيادتر شده و شب ها در خواب جيغ مي کشد . مدتي بعد آن خانم را ديدم که رنگ و رخش بهتر شده و از من تشکر کرد که او را متوجه رفتار اشتباه اش کرده ام چون با يک سري رفتارها ناراحتي اعصاب خودش بهبود يافته ، شب ادراري دخترش قطع شده و در خواب هم جيغ نمي کشد .
اين اثر رفتارهاي ما روي کودکان و فرزندانمان است . شخصي که به فرزندش مي گويد اگر در زدند بگو من نيستم ! اين شخص چگونه مي تواند از فرزندش توقع راستگويي و درست کرداري داشته باشد ؟
زن و شوهري که مدام در حال جنگ و دعوا هستند چگونه مي توانند فرزنداني آرام داشته باشند ؟ اينها و صدها رفتار ما ، سازنده ي شخصيت فرزندان مان است . برخي از خانواده ها عنوان مي کنند که اجتماع خراب است !
اين فقط يک بهانه است . خرگوش حيواني است ضعيف اما همين حيوان از خطرات جنگل آگاه است و فرزندش را مطابق حال و هواي جنگل تربيت مي کند . آيا ما انسان ها نمي توانيم فرزندانمان را به خوبي تربيت کنيم . که اجتماع نتواند آسيبي به آنان برساند ؟
دوستي با فرزندان و رفتار و کردار صحيح ما با خودمان و فرزندان مان ، آنان را از آسيب هاي اجتماعي دور مي سازد . آنان را به ما متکي مي کند و دوستي و مهر و محبت را در خانه مي جويند نه در جاي ديگر و در ديگراني که در اجتماع در کمين فرزندان مان است .
و بالاخره : در خانه اگر کس است يک حرف بس است .
منبع :مجله راه کمال ،شماره 24.
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
سه شنبه 3 شهریور 1388  10:08 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها