پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد ما منتظران اگر بخواهیم همه امسال همان سال فرج خواهد شد
ای کاش تمام پنجرهها رو به تو باز میشدند، آن گاه تمام خانهها آفتابی بودند.
آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر، هنوز هم نفس میکشند، هنوز هم شعله ورند. ای کاش میدانستم، نسیم مهربانی تو کدامین جمعه میوزد.
مژده دل که مسیحا نفسی میآید که از انفاس خوشش بوی کسی میآید از غم و درد مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریادرسی میآید
بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد تمام دفتر عمرم سیاه شد اما امید دیدن رویت دوباره پیدا شد
یا مولانا یا صاحب الزمان! از ما به جز بدی که ندیدی، ببخشمان.
مهدی جان! وقتی طلوع کنی، نیلوفران سر از سجده برمیدارند.
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیانِ خودش چه انتظار عجیبیست این که شب تا صبح کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش اللّهمّ عجّل لولیک الفرج
مرا بشمار جزء یاورانت مر کن آشنا با دوستانت همین بس افتخار من در عالم که بوسم خاک پای عاشقانت
ای بهانه تمام اشکهای صبح جمعهام! و نالههای ندبهام! چه میشود، بر این وجود بی رمق نظر کنی؟
مهدی جان! غم دنیا همه کس را بفریبد، اما صد دریغ، هیچ کس در پی فهمیدن غمهای تو نیست.
بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان. از غم هجر تو من دلخستهام؛ همچون مرغی بال و پر بشکستهام.
به هوش باش که حسین علیه السلام را منتظرانش کشتند. ای منتظر تو چه خواهی کرد؟
ای پدر! که دل خسته در چاه غیبت نشستهای، ظهور کن که «یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ (یوسف:97)؛ ای پدر ما! آمرزش گناهانمان را برایمان بخواه، به راستی که ما خطاکار بودیم.»