مسئولیتی سترگ در حماسهای بزرگ
تاریخ پرافتخار عاشورا این واقعیت را به اثبات رسانید که زن هم میتواند در جهت رسیدن به والاترین مقامهای انسانی، همپای رزمندگان و شهیدان گام بردارد. بانوان در این حماسه ی پرشکوه، ضمن نشاندادن توانایی ها، لیاقت ها و شایستگیهای خود به جهانیان، در جهت نشر ارزش های معنوی و کیفیت ابلاغ پیام قیام حسینی، راه و شیوه ای بدیع و ماندگار عرضه کردند و یادگارهای تازه ای از خود برای نسلهای آینده بر جای نهادند.
بانوان کربلا از طوایف و اقشار گوناگوناند. برخی از آنان از نسل رسول اکرم(ص) و پرورشیافتهی مکتب علوی در محضر حضرت زهرا(س) هستند. زینب، دختر علی(ع)، درس عفت، سخنوری و خطبهخوانی را از مادرش آموخته و شجاعت و فصاحت را از پدرش امام علی(ع) و برادرانش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرا گرفته است.
خواهر زینب، امکلثوم، نیز به همین شیوه تربیت شده و در مکتبی، مراحل رشد معنوی را سپری کرده است که تسلیم، سکوت و ضعف ارکان نظام عقیدتی اسلام را تحمل نمیکند. فرزندان امام دوم و سوم و نیز همسران آن بزرگواران نیز در مدرسهی ولایت به درستی تعالیم باشکوهی را آموختند و شکیبایی و مقاومت در راه هدف را به نیکویی نشان دادند.
زنانی در این ماجرا نقش آفرین بودند که اغلب زندگی خویش را در صحراها و چادرها گذرانیده بودند و از حوادث سیاسی ـ اجتماعی شهرها و نزاع حق و باطل خبر درستی دریافت نمیکردند؛ اما در پرتو صدق، صفا و خلوصی که داشتند، مشمول لطف و عنایت الهی قرار گرفتند و به بصیرتی دست یافتند که مردابهای فتنه و باتلاقهای آشوب برایشان آشکار شد.
آنها پیرامون چشمهی معرفت و معنویت حلقه زدند و کارنامهی درخشانی از خود بروز دادند. در حدود امکانات و فراخور استعدادی که داشتند، در صحنههای کربلا، با حضوری قابل تحسین به بانوان جهان درسهای آموزنده دادند و بانگ هشدارباش آنان بشریت را به تأمل وادار ساخت.
زنان عاشورایی بذر نهضتی را افشاندند که هنوز جوامع انسانی از محصول آن بهرهبرداری میکند. اینها بعد از حادثهی عاشورا و پس از به خاک و خون غلتیدن دلاوران نینوا، عرصه را خالی نگذاشتند و با تمامی توان برای انتشار دستاوردها و تعالیم عاشورا تلاش کردند، دشمن را با فریادها، خروشها، نالهها و افشاگریها، استیضاح و محاکمه کردند.
این زنان به خصم ثابت کردند، با کشتن حماسهآفرینان، بازدارنده ها از سر راهشان کنار نرفته و مسائل در آن جا خاتمه نیافته است. آنها اجازه ندادند خونهای پاک به هدر روند؛ و پیام پایدار قیام را به گوش مردم رسانیدند؛ از کربلا تا کوفه و از آن جا تا مقر حکومت یزید و از شام تا مدینه و نقاط دیگر و حتی مصر.
تلاشهای ترویجی و تبلیغی زنان چنان فراگیر و درسآموز بود که پایه و ارکان نهضتهایی که از عاشورا سرچشمه گرفتند. گزارده شد. انقلابها یکی پس از دیگری رخ نمودند و روزگار امویان و عباسیان را آشفته ساختند. رفتار افشاگرانه ی بانوان در هر موقعیت و مکانی که اقتضا میکرد همچون وسایل ارتباط جمعی، بیخبران را نسبت به حقایق و وقایع آشنا، و شایعات، تبلیغات مسموم و انتشار اکاذیب دشمن را بیاثر میکرد. بانوان به موازات این حرکت رسانهای، بردباری و شکیبایی شگفتی را از خویش بروز میدادند.
آنان کوشیدند ضریب تحمل و میزان ظرفیت فکری و روحی کودکان و نوجوانان را بالا ببرند. با وجود آنکه گرسنگی شدیدی به آنان فشار میآورد، نان و خرمای خیانتکاران و بیوفایان کوفی را نپذیرفتند و حتی لقمههایی که بر دهان کودکان گذاشته میشد، بیرون کشیدند تا نفرت خود را نسبت به رفتار قبلی آنان نشان دهند. دشمن برایشان آب آورد، برخلاف کمآبی و تشنگی از نوشیدن آب خودداری کردند و حتی اطفال را از خوردن آب باز داشتند.
مشاهدهی بدن شهیدان با اندام های پارهپاره و غرق در خون امر سادهای نبود، هر دلی را تکان میداد و اشکها را از دیدگان جاری میکرد؛ اما بانوان تلاش کردند حالتهای عاطفی و روحی خود را تحت کنترل درآورند. از آن چه بر سرشان آمده، شِکوه نکنند تا مبادا دشمن را خوشحال کنند! در مسیر اسارت، وضع مشقتبار و سختی را تحمل کردند، اما هرگز رضایت ندادند برای تأمین آسایش خویش از دشمن تقاضایی داشته باشند.
عزت نفس خود را بهخوبی حفظ کردند و استوار و پایدار در برابر امویان قد علم کردند. آن بانوان بهخوبی میدانستند که مسیر برگزیده از سوی امام حسین(ع)، جوانان بنیهاشم و اصحاب امام، خالی از خطر و خوف نیست و سنگلاخهای راه را باید با توکل، ایمان و بزرگواری روح طی کرد.
گلى زواره غلامرضا، کارشناس جغرافیا و سطح دو رشته فقه
منبع : ماهنامه پیام زن شماره 249