
شهید حاج رحیم جباری
تولد: ۱۳۴۷- قزوین
شهادت: ۱۳۶۷
بارالها ! روسیاهی از اندرون گرداب معصیت فریاد بلندی سازد و از اعماق زشتیها و پلیدیها به تو مسئلت می نماید.
ای خدا! تو شاهدی که فراوانی گناهانم و کثرت عصیانم و شدت طغیانم مرا چنان شرمنده ساخته که خویش را شایسته ي آن نمی بینم که با تو سخن بگویم.
پروردگارا ! تو خود گواهی که شرمسارم و پس از این همه گناه، دوباره درخانه ات را به صدا درآوردم.
خدایا ! از همه چیز و همه کس شرمنده تر منم.
خدایا ! از آفتاب، از ماه، از ستارگان، از انس و جن و حتی از شیطان شرمنده ترم که همه در کار خود استوارند و به آنچه که برایش آفریده شده اند عمل می کنند، ولی این سست عهد چه ناپایدار است، چه پیمانها که با تو بستم و شکستم.
خدایا ! شرمسارم، تو دستم بگیر.
خدایا ! شیطان در تمام اعماق وجودم رخنه کرده و مرا از یاد تو بازداشته است.
خدایا! گاه در دریای گناهانم می نگرم؛ خویش را شقی ترین می یابم و از خودم مأیوس می شوم.
آخر خدایا ! کدام نماز را از این غافل می پذیری که دل به سوی کعبه داشتن چه سودی بخشد آن کس را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد؟ و کدام دعا را از محجوب نفس اجابت می کنی؟ چه عذابی از حجاب سخت تر؟
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
نوشته شهید حاج رحیم جباری