0

اصحاب وياران امام علی (ع)

 
mohsen_alavi
mohsen_alavi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 8348
محل سکونت : تهران

عمروبن حَمِق


نـوزدهـم : عـَمـْرو بـن الحـَمـِق الخـُزاعـى ، عـبد صالح الهى و از حواريين باب علم رسالت پـناهى است در خدمت حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام به مقام عالى رسيده در جميع حروب آن حـضـرت از جـمل و نهروان و صفّين همراه بوده ، در كوفه سُكنى داشت و بعد از وفات حـضـرت امير عليه السّلام در اعانت حُجْر بن عَدىّ و منع بنى اميّه از سَبّ آن حضرت ، اهتمام تـمـام مـى نـمـود و چـون زيـاد بـن ابـيـه حـكـم به گرفتن حجر نمو، عمرو گريخته به مـوصـل رفـت و در غـارى پـنـهـان شـد و در آن غـار او را مـارى گزيد و شهيد گرديد. پس جماعتى از جانب زياد به طلب او رفته بودند او را مرده يافتند سر او را جدا ساخته و نزد (زيـاد) بـُردند، (زياد) آن سر را بر نزد معاويه فرستاد، معاويه آن سر را بر نيزه كـرد، و ايـن اوّل سـرى بـود كه در اسلام بر نيزه زده شد.(225)و اميرالمؤ منين عـليـه السـّلام از عـاقبت امر او خبر داده بود(226)و در كاغذى كه جناب امام حسين عـليـه السـّلام در جـواب مـكتوب معاويه نگاشته و در آن شرحى از غدر و مكر و ظلم و نقض عهد او نوشته چنين مرقوم فرموده :
اَوَلَسـْتَ قـاتـِلَ عَمْرِو بْنِ الْحَمِقِ ص احِبِ رَسُولِاللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم الْعَبْدِ الصـّالِحِ الذَّي اَبـْلَتـْهُ الْعِب ادِةُ فَنَحَل جِسْمُهُ وَاصْفَرَّ لَوْنُهُ بَعْدَ ما اَمِنْتَهُ وَاَعْطَيْتَهُ مِنْ عـُهـُودِ اللّهِ وَمـَو اثيقِهِ م ا لَوْ اَعْطَيْتَهُ طآئِرا اُنْزِلَ عَلَيْك مِنْ رَاْسِ الْجَبَلِ ثُمَّ قَتَلْتَهُ جُرْاَةً عَلى رَبَّكَ وَاِسْتِخْفافا بِذ الِكَ الْعَهْدِ.(227)
فقير گويد: كه بيايد در ذكر مقتولين از اصحاب امام حسين عليه السّلام ذكر (زاهر) كه با عمرو بن الحمق بوده و او را دفن نموده .
راوندى و ابن شهر آشوب روايت كرده اند كه عمرو بن الحمق وقتى آب داد حضرت رسالت صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلّم را، حضرت دعا كرد از براى او كه خداوندا او را از جوانى خـود بـهره مند گرداند؛ پس هشتاد سال از عمر او گذشت و يك موى سفيد در محاسن او ظاهر نشد.(228)

وبلاگ شیعه 12 امامی

 

خواهد آمد مرهم زخم علی(ع) در کوچه ها

 

یک شنبه 19 آبان 1392  2:40 AM
تشکرات از این پست
mohsen_alavi
mohsen_alavi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 8348
محل سکونت : تهران

قنبر


بـيستم : قنبر، غلام خاصّ اميرالمؤ منين عليه السّلام است و ذكرش در اخبار بسيار شده و او همان است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام فرمود:
شعر :

اِنّي اِذا اَبْصَرْتُ شَيْئا مُنْكَرا
اَوْقَدْتُ نارى وَدَعَوْتُ قَنْبَرا

و مدّاحى قنبر آن حضرت را ـ در آن وقتى كه از او پرسيدند كه غلام كيستى ؟ ـ مشهوُر و در (رجال ) شيخ كَشّى مسطور است و او را حجّاج ثقفى شهيد كرد. و روايت است كه چون قنبر را بر حجّاج وارد نمودند حجّاج پرسيد تو در خدمت على چه مى كردى ؟ گفت : آب وضويش را حاضر مى ساختم ؛ پرسيد كه على چه مى گفت چون از وضوى خويش فارغ مى گشت ؟ گفت : اين آيه مباركه را تلاوت مى فرمود:
(فـَلَمّ ا نـَسـُوام ا ذُكـّرِوُا بـِهِ فَتَحْن ا عَلَيْهِمْ اَبْو ابَ كُلِّ شىٍْ حَتّى اِذا فَرِحوُابِما اءُوتوُ اَخـَذْن اهـُمْ بـَغـْتـَةً فـَاِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبَّ الْع الَمينَ.)(229)
حـجـّاج گـفـت گـمـان مـى كـنـم كـه ايـن آيـه را بـر مـا تـاءويل مى كرد، قنبر گفت : بلى ، حجّاج گفت : چه خواهى كرد اگر سر تو را بردارم ؟ گـفـت : در ايـن هـنـگـام مـن سـعـيـد خـواهـم بـود و تو شقىّ، پس حكم كرد تا قنبر را گردن زدند.(230)

وبلاگ شیعه 12 امامی

 

خواهد آمد مرهم زخم علی(ع) در کوچه ها

 

یک شنبه 19 آبان 1392  2:42 AM
تشکرات از این پست
moharramali
moharramali
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 196
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اصحاب وياران امام علی (ع)

خداوند توفیق با ائمه معصومین(ع) را بر همه ی دوستداران و شیعیان واقعی در روز محشرعنایت فرماید
دوشنبه 17 آذر 1393  2:07 PM
تشکرات از این پست
moharramali
moharramali
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 196
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اصحاب وياران امام علی (ع)

خداوند همهی شیعیان و دوستداران اهل بیت را در روز محشر با نبی مکرم اسلام محشور فرماید

دوشنبه 17 آذر 1393  2:09 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:اصحاب وياران امام علی (ع)

بنام خدا

یکی از اصحاب خاص امام علی (علیه السلام) مالک اشتر نخعی که از  یاران با وفای آن حضرت بوده ، می باشد.

مالک اشتر،یار باوفای علی(ع) بود،آن حضرت او را به فرمانداری موصل،نصیبین، دارا،سنجار و مصر گماشته بود،در جنگ های جمل و صفین شرکت فعّال داشت.در عین حلم و بردباری،فصیح و شجاع بود و علاوه بر ریاست قبیله خویش،سمت وزارت جنگ و فرماندهی کلّ قوای نظامی امام علی(ع)را بر عهده داشت،به گونه ای که امام علی(ع) درباره مالک می فرمود:همانطور که من نسبت به رسول خدا(ص) وزیر و صحابی مخلصی بودم،مالک اشتر نیز نسبت به من،دارای چنین مقام و موقعیتی بود.1

همچنین آن حضرت با شنیدن خبر شهادت مالک به وسیله جاسوسان «معاویه» با غم و اندوه دردناکی فرمود:خدا مالک را مورد رحمت خویش قرار دهد،عجب مالکی بود،او اگر کوه بود،کوه محکمی بود و اگر سنگ بود،سنگ سختی بود،مرگ او شامیان را شاد و عراقیان (و یاران علی(ع)) را به سوگ نشانید،برای مردی چون مالک،همه باید گریه کنند،چون روزگار کسی چون او را هرگز به خود نخواهد دید.2

ابن ابی الحدید،در شرح نامه سیزدهم نهج البلاغه، که امام علی(ع) شخصیت ممتاز مالک اشتر را معرفی می کند، سخنان آن حضرت را واقع بینانه و حقیقتی آشکار می داند و اضافه می کند:مالک،اسب سواری شجاع،رییس و سردار و از بزرگان شیعه بود،و پیوند عمیقی به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و یاری او داشت و به خدا سوگند مالک شایسته این تعریف بود،چه این که وی دلاوری مقاوم،سخاوتمند،حلیم و بردبار،فصیح و شاعر بود و میان نرمش و شدت را در وجود خویش جمع کرده بود،آن جا که سطوت و شجاعت لازم بود،حمله و سختگیری داشت و آن جا که مهربانی و مدارا لازم بود،نرمش و عطوفت به کار می گرفت.3

به هر حال،این مالک اشتر با آن مقام و شخصیت ممتاز،یک روز از بازار کوفه ای که مرکز حکومت علی(ع) و پایگاه مبارزان بزرگ و مشهوری چون وی بود؛عبور می کرد.وضع لباس و پارسایی و ساده زیستی مالک چنان بود،که هر کس او را از نزدیک نمی شناخت،می پنداشت او مرد فقیر و تهی دستی است.

مالک لباس ساده ای از کرباس به تن و از همان کرباس عمامه ای به سر داشت.یکی از بازاریان سبک سر ظاهر بین،که عقل او فقط در چشمش بود جلوه مغازه خود نشسته بود و از فرهنگ مناسبی برخوردار نبود،به منظور استهزاء و دست انداختن،یک شاخه سبزی را به سوی مالک پرتاب نمود،وی در حالی که ناراحت شده بود،به یاد آیه قرآن افتاد،که می فرماید:«و عبادالرّحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما؛بندگان خاصّ خدای رحمان،آنهایی هستند که با آرامش و بدون تکبّر روی زمین حرکت می کنند و آن گاه که جاهلان و افراد ناآگاه آنان را مورد خطاب مسخره آمیزقرار می دهند،به آنها سلام می گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری به راه خود ادامه می دهند».(سوره فرقان،آیه 63)

بدین جهت مالک،حلم و خویشتن داری ورزید و بدون عکس العملی به راه خود ادامه داد.

یکی از بازاریان، که مالک را می شناخت،با مشاهده آن صحنه به مرد مسخره کننده گفت:وای به حال تو،آیا می دانستی این چه کسی بود،که به او اهانت کردی؟!

مرد اهانت کننده وقتی اظهار بی اطلاعی کرد،همسایه او گفت:این مالک اشتر،صحابی بزرگ امیرالمؤمنین(ع) و فرمانده کل قوای نظامی او بود.

مرد اهانت کننده وقتی متوجه شد به چه کسی اهانت روا داشته،سخت مضطرب و پریشان شد و با عجله به جست و جوی مالک اشتر پرداخت،تا هر طور شده از او عذر خواهی کند و خطای خود را جبران نماید.

بالاخره مرد،مالک را در مسجدی یافت در حالی که مشغول نماز بود،با هراس اندکی صبر کرد تا نماز مالک تمام شد و آن گاه خود را روی پای وی انداخت تا با عذرخواهی پای او را ببوسد!ولی مالک او را از این کار بازداشت و در جواب مرد، که می گفت من تو را نمی شناختم و اکنون از خطای اهانت آمیز خویش عذر می خواهم،گفت:به خدا سوگند،من به مسجد آمدم که برای تو دعا کنم تا خداوند از جرم و خطای تو در گذرد.4

آری،مالک اشتر دارای چنین روح بزرگواری و فضایل اخلاقی بود و پس از یک عمر جهاد و فداکاری در رکاب امیرالمؤمنین(ع) سرانجام وقتی برای استانداری «مصر» از سوی امام علی(ع) اعزام شد،در مسیر از جانب «معاویه» مسموم و به سال 38 هجرت به شهادت رسید.5

پی نوشت ها:

1.الغدیر، ج 9، ص 40، سفینة البحار، ج 2، ص 801.

2.الغدیر، ج 9، ص 40.

3.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 102 ـ 98، بحارالانوار،ج 42، ص 176، الغدیر،ج 9، ص 39.

4.تنبیه الخواطر،ج 1، ص 2، سفینه البحار، ج 2، ص 802.

5.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج 15، ص 101.

                  

دوشنبه 17 آذر 1393  3:27 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:اصحاب وياران امام علی (ع)

بنام خدا

یکی دیگر از یاران وفادار امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) رفاعة بن شداد بجلی بوده که کمتر نامی از او برده شده است.زندگی نامه او بشرح زیر می باشد:

تولد رفاعة:

فدائیان امامت کسانی هستند که در زیر لوای تعلیمات معصومان و جنبه های شخصی خویش، به قابلیت رسیده اند، از این رو، تنها رفتارهای برجسته و تحول آفرین آنان در تاریخ مشهود است و چون در سایر کردار آنها جنبه الگوپذیری نیست، سایر زندگی ایشان مورد توجه قرار نگرفته است . در تاریخ نامی از تولد رفاعة بن شداد بجلی نیامده است . اما مورخان به اتفاق، صحنه پایداری او را، در دفاع از عمر و بن حمق خزاعی، به سال 51 - 50 آورده اند و در آن هنگام از او به عنوان جوانی دلیر و نیرومند نام برده اند (4). با بهره گیری از گفتار مورخان در مورد فعالیت او، دوران یادشده و نیز نقش رفاعة در حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام می توان سن تقریبی او را هنگام دفاع از عمرو بن حمق خزاعی چهل (40) سالگی دانست و از تولد او به سال دهم هجری یاد کرد .

در هر حال او در خانواده ای از بجیله دیده به جهان گشود، خانواده ای که به عشق هدایت، از یمن به مدینه آمد و با کلام معنوی وحی که در نفس گرم رسول خدا صلی الله علیه و آله می پیچید، به دین اسلام درآمد . آنان در سال دهم از هجرت (هنگام تولد رفاعة) مسلمان می زیستند و در سایه ایمان با کافران می جنگیدند طبعا معارف زیادی از اسلام می دانستند و قادر بودند فرزندان خود را با باورهای اسلامی پرورش دهند و آنها را از حقایق دینی آگاه نمایند . رفاعة بن شداد بجلی که استعداد شخصی و ربیت خانوادگی را باهم داشت، به زودی در میان همگان بی مانند گردید و در ردیف بزرگان مسلمان قرار گرفت .

رفاعة در دوران خلفا

در رویدادهای زمان خلافت ابوبکر و عمر، نامی از رفاعة بن شداد بجلی نیست، لیکن در زمان عثمان، به ویژه در سالیان پایان حکمرانی او، نام رفاعة بن شداد، در پهنه تحولات به چشم می خورد . قابلیت های فردی و پرورش خانوادگی باعث گردید، تا او در همان دوران جوانی از دیگر همسالان خویش پیشی گیرد و نامش در کنار بزرگان مسلمان مطرح گردد . مرحوم کشی در رجال خود (اخبار معرفة الرجال) به نقل از محمد بن علقمه می نویسد: همراه با رفاعة بن شداد بجلی و گروهی از بزرگان مسلمان، با مالک اشتر نخعی به قصد حج حرکت کردیم . چون به ربذه رسیدیم، با ابوذر (یار دیرین و راستین رسول خدا صلی الله علیه و آله که از سوی عثمان، به آن سرزمین خشک و سوزان تبعید شده بود) مواجه شدیم . او در آن هنگام از دنیا رفته بود . ما جنازه پاک ابوذر را کفن کردیم . بر وی نماز گزاردیم و به خاک سپردیم (5). مالک اشتر بر قبر اباذر ایستاد و گفت:

«پروردگارا، این ابوذر است که در میان بندگانت به عبادت تو پرداخت; در راه تو با مشرکان پیکار نمود . چیزی را دگرگون نساخت، بلکه برای جلوگیری از تغییر دستورات دین و مشاهده رفتارهای خلاف آئین بپا خاست و با جان و زبان، لب به اعتراض گشود و از سوی عثمان، در نهایت ستم، بدون توشه راه، بدین مکان تبعید گردید و سرانجام در غم اسلام جان سپرد . پروردگارا نابود فرما کسی را که ابوذر را از حرم فرستاده تو بیرون ساخت و بدون توشه بدین سرزمین تبعید نمود» .

محمد بن علقمه می گوید: پس از پایان مراسم، جملگی به دعای مالک اشتر آمین گفتیم (6). در سفر یادشده نام رفاعة بن شداد در کنار بزرگانی چون عبدالله بن مسعود، حجر بن عدی همراه با مالک اشتر آمده که خود دلیل گویایی بر برجستگی و ظمت شخصیت اوست .

یک عامل برجسته در هدایت رفاعة

چنانکه گذشت، گرچه رفاعة دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندیده بود و از این رو اصطلاحا از تابعین شمرده می شد . اما دوستی و همنشینی او با صحابه برجسته و پارسای آن حضرت چون: عبدالله بن مسعود، حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی در هدایت و شخصیت معنوی رفاعة نقش چشمگیری داشت . به طور مثال، عبدالله بن مسعود از بزرگان صحابه از شرکت کنندگان در جنگ بدر و احد از کاتبان وحی به شمار می آید (7). او که با برخورداری از امتیازات یادشده به نیکی می توانست چون بسیاری از یاران پیشینه دار پیغمبر صلی الله علیه و آله از سهم بیت المال و غنائم و فتوحات، زندگی راحت و خوشی را در پیش گیرد، تا پایان عمر، ساده زیستی آن حضرت را پیشه خویش نموده و سرانجام در مصاف با ظلم و تبذیر در تهی دستی درگذشت .

کوشش رفاعة که از پیش در دفاع از اسلام چشمگیری می نمود، در دوران حکومت امام علی علیه السلام به اوج خود رسید . او که از خوش عهدی روزگار، فروغ جوانی را با ایام حجت پروردگار هم عصر می یافت، تصمیم گرفت تا همه نیروی خویش را در راه امیرالمؤمنین علیه السلام، به کار برد و او هیچ گونه فداکاری در پیشبرد اهداف آن حضرت دریغ نورزد .

در کنار امیرمؤمنان در جبهه

جنگ جمل نخستین پیامد عدالت خواهی علی علیه السلام بود . این جنگ که به گفته مورخان از عطش ریاست خواهی طلحه و زبیر و کینه دیرینه عایشه به امیرالمؤمنین علیه السلام به وجود آمد، آغاز صف بندی نوینی بود که در این دوران، میان دوگروه مسلمان واقع شد و مرز قدرت طلبان را از حق پرستان مشخص نمود . چون امیرالمؤمنین علیه السلام از آمادگی سپاه پیمان شکنان به سرکردگی طلحه، زبیر و عایشه آگاه شد، بی درنگ با بزرگان مسلمان مشورت کرد . رفاعة بن شداد بجلی که در آن جمع حضور داشت، برخاست و گفت:

«ای امیرالمؤمنین ما همه تو را می شناسیم و به گفته تو ایمان داریم، نیک می دانیم که تو بر حق هستی و مخالفان تو جملگی راه انحراف می پویند و در گسترش باطل می کوشند . دین داری و آئین پروری پیشه همیشگی تو است . اگر ایشان با تو سرسازش گرفتند، تو نیز با آنان راه آرامش گیر . و اگر از در جنگ و فتنه درآمدند، تو هم آهنگ نبرد پیشه کن که ما به یاری خداوند، برای جلوگیری و درهم شکستن گمراهان آماده ایم . در این راه بسیار می کوشیم و هیچگونه تقصیر و سستی را بر خویش نمی بخشیم . به درستی می دانیم تو بر حق هستی و حق نیز همواره با تو است و هرگونه گسستنی بین تو و حقیقت بی معناست » (8).

چون امیرالمؤمنین علیه السلام سپاه جمل را بر عزم جنگ مصمم دید، به تنظیم سپاه پرداخت . مردان میدان دیده و کارآزموده را در راس تیپ ها و قبایل سپاه خود قرار داد و فرماندهی قبیله بجیله را که در آن هنگام از قبایل مهم جنوب عربستان به شمار می رفت، به رفاعة بن شداد بجلی سپرد (9). ابن شهراشوب می نویسد:

«جنگ با حمله تیراندازان بصره آغاز گردید . دو نیرو با تمام قدرت بر یکدیگر هجوم بردند . در این هنگام رفاعة بن شداد بجلی همراه با افراد خویش سپاه بصره را دور زد و از پشت بر لشگر دشمن حمله برد . درحالی که با شجاعت می جنگید و نیروی جمل را پراکنده می کرد، زبانش بدین اشعار حماسی مشغول بود:

آن الذین قطعوا الوسیلة

و نازعوا علی علی الفضیلة

فی حرب کالنعجة الاکیلة (10)

کسانی که راه هدایت را بر مردم بریده اند، و با علی و فضیلتهای او به نزاع برخاسته اند، در جنگ چون میش، خورده می شوند» (11).

رفاعة در جنگ صفین، یکی از فرماندهان جناح راست سپاه امام علی علیه السلام بود که در کنار عبدالله بن بدیل خزاعی و سعید بن قیس همدانی و عدی بن حاتم طائی (از سران برجسته نیروی حضرت) با لشگر معاویه دلیرانه می جنگید و در پیروزی یاران امام نقش چشمگیری داشت (12). در ماه آخر جنگ صفین که نبرد به روزهای پایانی و دشوار خود نزدیک می شد، رفاعه از سوی امیرالمؤمنین علیه السلام به ریاست قبیله بجیله نایل گردید (13).

سرانجام، یاری پروردگار، ایمان و فداکاری یاران امام علیه السلام در سایه شجاعت و رهنمودهای حکیمانه آن حضرت، افق پیروزی را بر دیده مؤمنان گشود . معاویه که پایان ریاست خود را تنها در چند ضربه شمشیر مالک اشتر می دید، با پیشنهاد عمروبن عاص قرآنهایی را که در نزد برخی از سربازان شام یافت می شد، برای فریب یاران علی علیه السلام بر نیزه ها آویخت . حیله معاویه در سپاه عراق مؤثر آمد و بی درنگ آتش تفرقه را در اردوی امام شعله ور ساخت . چون اختلاف رای و مشاجره در ارتش علی علیه السلام بر سر مساله حکمیت بالا گرفت، رفاعة بن شداد بجلی خطاب به آنان گفت:

«دست از مشاجره بردارید; اگر حکمیت بر عدل آید، مطلوب ماست و اگر خواسته ما تحقق نپذیرد، روز ما بسی شدیدتر و جانکاه تر از امروز گردد» . سپس برخاست و با صدای بلند گفت:

«ای مردم، ما چیزی را از حق خویش از دست نداده ایم . آنان ما را در پایان کار به همان چیزی می خوانند که ما در آغاز ایشان را بدان خوانده ایم . حال اینان ناخودآگاه همان را پذیرا شدند . اگر آنچه ما خواستیم انجام یافت، فتنه و کشتار دور گردد و اگر خواسته ما عملی نگشت، دگربار خواسته خویش را از سر گیریم و همان جدیت پیش را به کار گیریم » (14).

هرچند سخنان رفاعة در جریان حکمیت از دوراندیشی آنچنانی برخودار نیست، اما بی شک صحنه موجود به گونه ای بوده که بیان چنین گفتار معقول به شمار می رفته است و تنها شخصیتهای ویژه ای چون مالک اشتر قادر بر پیش بینی آخر کار بوده اند .

با راستگویان باشید

«محمد بن یحیی از احمد بن محمد او از ابن ابی نصر می گوید: از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام از تفسیر آیه: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین » پرسیدم; فرمود: راستگویان همان ائمه معصومین علیهم السلام هستند و آنها که پیروی و اطاعت از ائمه را بی تردید باور و تصدیق می کنند» . (اصول کافی، ج 1، ص 398، چاپ اسلامیه) .

پی نوشت:

4) تاریخ طبری، ج 2، ص 265 . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 492 . ابن عبدالبر قرطبی، الاستیعاب فی معرفة الصحاب، ج 3، ص 257 . بلاذری، انساب الاشراف، ج 2، ص 281 .

5) کشی، اخبار معرفة الرجال، ص 65 .

6) علی اکبر ذاکری، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب، ج 2، ص 124 .

7) رافعی، اعجازالقرآن، ص 35 .

8) .

9) .

10) .

11) میش، گوسفند پشم آلود و ماده است که دارای شیری چرب و گوشتی لذیذ است .

12) ابن شهراشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 197 .

13) نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص 281 .

14) نصر بن مزاحم، پیکار صفین، ص 672 .

                  

دوشنبه 17 آذر 1393  3:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها