دفترچه ی خود را با عجله از جیب بیرون آورد و در آن علامتی زد. از او سوال کردم و علتش را خواستم. ابتدا پاسخ نداد. بیشتر اصرار کردم، گفت: وقتی کار اشتباهی انجام می دهم، در این دفتر علامتی می زنم. چند روز قبل از شهادتش نگاهی به دفترچه اش دوختم. وسوسه شدم نگاهی به صفحات علامت ها بیندازم. بیشتر صفحات آن دفتر، همانند قلبش سفید و نورانی بود.
نسیم صبح، ص41، شهید محمد رضا ایستان