خدايا ما رو مديون شهدا نميران
عكس هايي كه مشاهده مي كنيد از مجموعه عكس هاي آقاي سعيد صادقي (متولد 1332 در تبريز) كه تحت عنوان شكوفه شكسته منتشر شده است انتخاب شده است.
گوشه اي از مقدمه ايشان را بخوانيد
بند دوربين از گردنم قهر نكرد، من بودم و او با دو لنز 24 و 85. ...
از آن كبكبه اي كه مي توانست پيدا بكند جدايش ساختم،
دائما به او يادآور شدم تا بداند كجاست،
چشم در چشم چه كساني دوخته
و با چه لحظاتي روبرو است.
چشمهايي را ديدم كه براي آخرين بار به زمين نگاه كردند و رفتند،
گامهايي را
ديدم كه نه در خواب، بلكه در بيداري مرگ را به زير كشيده بودند،
سينه هايي را ديدم كه زير ابري از گازهاي شيميايي هوا را به ديگري هديه دادند،
تن هاي جوانان گمنامي را ديدم كه بوي گندم مي دادند و وقتي به خاك مي
افتادند سبز مي شدند،
استخوانهايي را ديدم با لباسهاي گشاد كه صاحبانشان در جاي ديگري خانه نداشت،
چهره تكيده اسيراني را ديدم كه در ميان نخل هاي بي سر به شهر و خاك خود قرم گذاشتند
و چهره هاي مادران و همسراني را ديدم كه در جستجوي گمشده هاي جوانشان، خود را به ما مي رساندند،
من و دوربينم همه اينها را ديديم و آنها را روي نگاتيوها ثبت كرديم
اما مي دانم آنچه ما با خودمان آورده ايم مشتي از خروار
بود،
و نَمي از آن لحظه ها،
خوشه اي از آن دشتهاي خرامان.
.... در اين تصاوير به ظاهر خشن و سخت و بيرحم،
اما در باطن لطيف و گرم و دوست داشتني،
شايد اين آلبوم
شايد شما را در بخشي از اين حس پاره پاره ام شريك كند.