دنیا
می رفتم منطقه. سوار برماشین از جلوی باغ بهشت رد شدم. گفت: حاجی، بیا یک قواره زمین اینجا برای خودت بخر. ترقی می کنه ها! حاج رضا تنها لبخند زد. یک نفر مطلب را نگرفت و گفت: حاج رضا دنیایی شدی؟! حرف زمین را میزنی! حاج رضا گفت: پس چی؟ تازه خودم یک قواره زمین همین جا پیدا کردم که همین روزها اسباب کشی میکنم و می روم توش
ققنوس و آتش، ص146، شهید رضا شکری پور