0

سید محمد از جنس نور

 
ghkharazi
ghkharazi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 884
محل سکونت : تهران

سید محمد از جنس نور

سید محمد از جنس نور

 
سید محمد از جنس نور
 

آيت الله مجتهدى: حالا وقتى اين عالم بزرگوار وارد مدرسه ما مى شوند، تمام حوزه را نور فرا مى گيرد و خداوند متعال هم در عوض، علاوه بر تأمين آخرت، دنياى اين گونه افراد را هم تأمين مى كند. من در وصيت نامه خود نوشته ام كه وقتى از دنيا رفتم ايشان بايد بر جنازه ام نماز بخوانند.

 

آيت الله سيد محمد ضياء آبادى در سال 1307در قريه ضياءآبادو در خانواده اى روحانى ديده به جهان گشود. سادات ضياءآباد از سادات جليل القدر حسينى منطقه قزوين هستند و به شغل كشاورزى مشغول مى باشند. پدرش سيد محمود ضياءآبادى از روحانيان متقى، مورد اعتماد، محل پناه مردم و خوشنام بود كه در كنار تبليغ، اقامه نماز و مطالعه روزانه كتب مذهبى، مخارج خانواده نه نفرى خود را با كشاورزى تأمين مى كرد.

نسب شريف سيد محمد و همه سادات ضياءآباد به امام حضرت زين العابدين(عليه السلام)مى رسد.

سيد محمد از دوران كودكى در كشاورزى به والدين كمك مى كرد و در كنار آن نزد پدر قرآن و خواند و نوشتن را فرا مى گرفت. پدر وقتى در محافل مذهبى شركت مى كرد، سيد محمد را همراهش مى برد و او را با فضاى معنوى و مجالس و محافل حسينى آشنا مى ساخت.

سيد محمد با تشويق والدين بعد از شهريور سال 1320 براى تحصيل علوم اسلامى به شهرستان عالم پرور قزوين رفت و در مدرسه التفاتيه كه از مدارس كهن قزوين به شمار مى رود، سكونت گزيد و مشغول فراگيرى علوم اسلامى گرديد. سيد مقدمات را نزد استاد برجسته آقا شيخ يحيى مفيدى فراگرفت.

آيت الله سيد محمد ضياءآبادى بعد از مدتى اقامت در حوزه قزوين، در سال 1328هـ ش راهى حوزه علميه قم شد و به مدت 12 سال از محضر اساتيد اين شهر استفاده كرد.وى، دقت نظر در متن، تسلط بر متون سطوح عاليه به ويژه كفايه الاصول، ژرف انديشى ،پرهيز از تفصيل و تشريح موارد اضافى در درس، نظم و ادب و نزاكت، احترام به شاگردان را از ويژگيهاى استادش در حوزه علمیه قم مى داند.

ایشان در حوزه ی علمیه قم تحت تدریس استادانی همچون آيت الله سيد محمدباقر سلطانى طباطبايی و آيت الله شيخ عبدالجواد سدهى اصفهانى قرار گرفتند.

در درس خارج نیز تحت تربیت اساتیدی چون آيت الله سيد حسين طباطبايى بروجردى ،امام خمينى(ره)،علامه سيد محمد حسين طباطبايى قرار گرفت.

آيت الله ضياءآبادى وقتى در حوزه قزوين بود، هر كتابى را كه تحصيل مى كرد، مراحل پايين تر آن را براى طلاب تدريس مى كردند. وقتى هم كه به قم آمدند ضمن تحصيل، بارها كتب معالم، قوانين و لمعه را براى جمعى از طلاب و فضلاء در يكى از اتاقهاى صحن نو و يا در مدرس زير كتابخانه مدرسه فيضيه تدريس میكردند.

آيت الله ضياءآبادى در سال 1340هـ ش و بعد از رحلت آيت الله بروجردى به تهران مهاجرت كرد و بيش از 40 سال است كه در اين شهر مشغول خدمات علمى و فرهنگى است. ایشان دراين باره مى گويند:

« در دوران اقامتم در قم فقط در درس خارج حضرت امام و آيت الله بروجردى شركت كردم و تمام اين درسها و نيز كفايه و اسفار ملاصدار را با حضرت آيت الله شيخ محمد محمدى گيلانى و مرحوم شيخ حسن لاهوتى بحث مى كردم. بعد از فوت آيت الله بروجردى احساس كردم اقامت من در قم ضرورى نيست، لذا به تهران مهاجرت كردم. آشنايى ام با دوستان شمالى كه اغلب اهل وعظ وخطابه و به اصطلاح منبرى بودند، مرا به منبرى شدن علاقمند كرد و تشخيص دادم كه زمينه كار در تهران مساعدتر است، لذا به تهران آمدم و ضمن تدريس در مدرسه آقاى مجتهدى تهرانى، به كار وعظ و تبليغ پرداختيم. بعد از مدتى چون علاقمند به مطالعه بودم، تشخيص دادم كه منابر خودم را هدفمند كنم تا وقت بيشترى براى مطالعه داشته باشم كه الحمدالله توفيقاتى نيز در اين باره داشته ام.»

بعد از اقامت در تهران آيت الله حاج شيخ احمد مجتهدى تهرانى از وى دعوت كرد براى طلاب مدرسه علميه تحت مديريتش تدريس كند.ایشان  هم اكنون بيش از 40 سال است كه در اين حوزه به تدريس علوم اسلامى شامل مطول، معالم، لمعتين، رسايل و مكاسب و كفاية الاصول اشتغال داردند و از مدرسان كار آمد و موفق آن حوزه میباشند.

آيت الله ضياءآبادى از مدرسان باتقوا و برجسته مدرسه علميه آيت الله مجتهدى به شمار مى آيد به گونه اى كه آيت الله مجتهدى درباره مقام علمى و معنوى ایشان مى فرمودند:

«عالم ربانى در روايات و اخبارى كه از ائمه معصومين(عليه السلام) به ما رسيده است داراى مقام ويژه و شأن خاصى مى باشد. به آن كس عالم ربانى مى گويند كه دنبال دنيا و مقام و رياست و شهرت نيست و بلكه براى رضاى خدا و خدمت به دين و يارى امام زمان(عج) كار مى كند و يا منبر مى رود و يا هرگونه خدمت ديگرى كه از دست اش برمى آيد، هرچند در ظاهر كوچك و ناچيز باشد انجام دهد. براى اثبات عالم ربانى مى توانم از مدرسه خودمان و در ميان اساتيد بزرگوار حضرت آيت الله جناب آقاى ضياءآبادى حفظه الله كه وجودى ارزشمند و با بركتى هستند را مثال بزنم. اين مرد بزرگوار و شخصيت ربانى از عالمان بزرگ و صاحب تأليفات عديده اى هستند و ساليان متمادى در اين مدرسه تدريس مى نمايند. بدون دريافت حق التدريس نه تنها براى تدريس مبلغ دريافت نمى كند بلكه براى نماز و منبر و ساير امور دينى پول نمى گيرند. ياد دارم يك زمانى شخصى يك ساعت تلفنى با ايشان صحبت كرده بود و تلاش مى كرد كه آيت الله ضياءآبادى را براى تدريس به حوزه علميه ديگرى ببرند و طلاب محترم آنجا از وجود ارزشمند ايشان بهره مند شوند. آخر ايشان به آن شخص فرمودند: اگر اين تدريس براى رضاى خداست كه ما همين جا مشغول هستيم و قبول نكردند. حالا وقتى اين عالم بزرگوار وارد مدرسه ما مى شوند، تمام حوزه را نور فرا مى گيرد و خداوند متعال هم در عوض، علاوه بر تأمين آخرت، دنياى اين گونه افراد را هم تأمين مى كند. من در وصيت نامه خود نوشته ام كه وقتى از دنيا رفتم ايشان بايد بر جنازه ام نماز بخوانند.»

آيت الله ضياءآبادى درباره جلسات طولانى تفسير قرآن و زيارت جامعه و عاشورا مى گويد:

«در حدود سال 1350هـ ش جمعى از مؤمنان مرا براى اقامه نماز جماعت به مسجد على بن موسى الرضا(عليه السلام) در حوالى خيابان ايران، خيابان سقاباشى دعوت كردند. در آنجا به پيشنهاد برخى از دوستان جلسات سيار تشكيل يافت كه هر شب جمعه در منازل افراد منعقد مى شد و من سخنرانى مى كردم. فرصت را غنيمت شمردم تا با افزايش مطالعات، به تفسير قرآن بپردازم. من علاقه زيادى به تفسير قرآن داشتم، اما نمى شد آن را بر منابر عمومى مطرح كرد، ولى جلسات هفتگى كه افراد ثابتى در آن شركت دارند، زمينه خوبى براى اين كار بود. پيشنهاد كردم قرآن را از اول تفسير كنم و موافقت شد. از آن روز تا كنون از اول قرآن تا سوره رعد را تفسير كرده ايم. ناگفته نماند برخى ديگر از سوره هاى قرآن خصوصاً جزء آخر قرآن كريم را نيز تفسير كرده ايم.»

آيت الله ضياءآبادى از چهره هاى ارزشمند و مفسران بزرگ شيعه است.

 

فقط لبخند های خاکی زیباست

 

پنج شنبه 18 مهر 1392  5:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها