شعر چاره بی دلی
صدبار نظر برما رواکردند
تـاچاره بی دلـــــــــــــی مـــاکنند
برسر ما منتها نهادند
آخر بارانی چارههایشان را به در کرد
دل ما باز نیرنگ دید
از این یاران جز خیانت چیزی ندید
این را آنان که خیانت دیدند
از همه بهتر فهمیدند