
سكوي پرواز
ياد مينهاي والفجر مقدماتي بخير كه سكوي پرواز بود
بايد هر روز خود را در آينه شهيدان بنگريم ، مبادا كه دل آينه را بشكنيم .
ياد موقعيتهايي بخير كه در آن به فكر موقعيت نبوديم .
خواندن اين نوشته ها ياد آوري است ، ياد آوري اين نكته كه آن روزها و آن مردان بوده اند و آن واقعه رخ داده است .
خود را متهم نمي دانم ، دل سپردن به دنيا به حد كمال ، گرفتار شدن به زرق و برق روزگار ، غفلت از قيامت و روز جزا ، فاصله گرفتن از ارزشها ، سبقت گرفتن در بهره مندي هرچه بيشتر از بيت المال ، تظاهر به دينداري ، خلاصه گم كردن راه .
اگر هواي نفس و ميز چوبي خوش رنگ با روكش چرمي سبز رنگ و عنوان مدير كل و به به و چهچه ها در آن باره از ياد شهدا غفلت نكنم و تنها جمله اي كه از اين ملاقات عارفانه به زبانم جاري مي شود اين است كه در روز حشر علمدار ان بي بديل عرصه عشق شهيد مصطفي جهانديده و اسماعيل كفايتي و كاظم عيسي پود و خيل عظيم شهيدان گردان دست در دست هم با خواندن سرود وصل قرب الهي از مقابل ديدگانم مي گذرد آيا از من روي مي گردانند و يا با توقفي هرچند كوتاه با نجوا كردن در گوش حسابگران روز قيامت نوكرييم را در محافل شهدا بهانه شفاعتم ميخواهند.
ناصر ملكي