0

نماز شب 1

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

نماز شب 1


راوي :همرزم شهيد
منبع :كتاب همسفر خورشيد
در عمليات كربلاي پنج، سيد مرتضي مسئول اكيپ بود. از آسمان آتش مي باريد. از شدت سرما بدنمان مي لرزيد. آويني گفت :« بايد به جاده فاطمه الزهرا (س) كه زير آتش عراقي هاست، برويم.»مدتي بعد «مرادي نسب»، «والايي» و «عباسي» هر سه نفر از جاده باز گشتند. از سر و صدا چشمانم را باز كردم؛ اما دوباره بي هوش افتادم. يك ساعت بعد بيدار شدم، مرتضي بيرون سنگر نماز شب مي خواند، با خودم گفتم : « اين مرد خستگي ندارد» براي نماز صبح همه بچه ها را بيدار كرد، بعد از اقامه نماز دوباره به خط رفتيم.حاجي فقط تا رسيدن به خط خوابيد. در خط مقدم شجاعانه مي دويد.
(آقاي همايونفر، شهيد سيد مرتضي آويني )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 14 مهر 1392  8:00 PM
تشکرات از این پست
haj114 yarabyarabyarab mehdi0014
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

پاسخ به:نماز شب 1

خاطره بسیار زیبا و تاثیر انگیزی بود.

ممنون از زحمات شما.

 

              اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یک شنبه 14 مهر 1392  10:10 PM
تشکرات از این پست
yarabyarabyarab mehdi0014 nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها