0

... - سهراب سپهری

 
king007
king007
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 698
محل سکونت : فارس

... - سهراب سپهری

رويا زدگي شكست : پهنه به سايه فرو بود.
زمان پرپر مي شد.
از باغ ديرين ، عطري به چشم تو مي نشست.
كنار مكان بوديم. شبنم ديگر سپيده همي باريد.
كاسه فضا شكست. در سايه - باران گريستم، و از چشمه غم بر آمدم.
آلايش روانم رفته بود. جهان ديگر شده بودم.
در شادي لرزيدم ، و آن سو را به درودي لرزاندم.
لبخند در سايه روان بود . آتش سايه ها در من گرفت : گرداب آتش شدم.
فرجامي خوش بود: انديشه نبود.
خورشيد را ريشه كن ديدم.
و دروگر نور را ، در تبي شيرين ، با لبي فرو بسته ستودم.

جمعه 12 مهر 1392  10:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها