راوي :همرزم شهيد
از سال 1355 با اوآشنا شدم ، وقتي كه شاگرد دبيرستان بود ، سال سوم رياضي كه من معلم آن كلاس بودم ، از همان زمان جواني شجاع و رشيد و برازنده بود يعني در ميان دانش آموزان ، برجستگي خاصي نسبت به همه شان داشت كه نشان مي داد در آتيه چه سرنوشتي دارد. پس از انقلاب در كميته ، فعاليت مستمري داشت و در كنار آن از تعليم و تربيت ، غافل نبود. به سبب لياقت و كارداني كه داشت مسووليت هاي مهمي چون فرمانداري ساوه ، بخشداري مركزي ، بخشداري نوبران ، شهرداري ساوه و... به او پيشنهاد شد اما او جنگ و جبهه را بر آنها ترجيح داد. با وجود اين به اصرار زياد ، رياست آموزش و پرورش « نوبران » برعهده او گذاشته شد اما اين مسووليت ، دوامي نيافت و او دوباره عازم جبهه شد. به مرخصي كه مي آمد مي گفت كه «اداره آموزش وپرورش از من خواسته كه به « اداره » برگردم اما مي بينيد كه آنجا بيشتر نياز است . » اين احساس تعهد بود كه باعث شد هواي گرم و سوزان جبهه را بر هواي خنك نوبران و سنگرها را بر ميز اداره ترجيح دهد و لحظه اي در اين تصميم ، ترديدي نداشته باشد.
(علي اصغر تنها ، شهيد مهدي نظر فخاري)