0

در دفاع كردن از اسلام

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

در دفاع كردن از اسلام

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
سال 1367 بود و واپسين روزهاي جنگ تحميلي را پشت سر مي گذاشتيم . خبر بازپس گيري بند فاو توسط نيروهاي عراقي را دريافت كرده بوديم . از طرفي نيروهاي پياده مستقر در منطقه عملياتي درخواست هواپيما كرد بودند تا در پناه آتش جنگنده بمب افكن ها بتوانند عقب نشيني تاكتيكي كنند . تيمسار ياسيني نقل مي كرد : « كمرم به شدت درد مي كرد . هر چه كوشيدم تا خود را راضي كنم و ماموريت را به سايرين محول كنم ، دلم رضايت نداد . زيرا مي ترسيدم كه در واپسين روزهاي جنگ اتفاقي برايشان رخ دهد و آنگاه وجدانم مرا بيازارد و خود را سرزنش كنم . تصميم گرفتم تا خود ، ماموريت را انجام دهم . لذا سوار بر مركب آهنين بال شده و بي وقفه سمت بند فاو را در پيش گرفتم . دقايقي بعد خود را به مواضع دشمن رساندم . ابتدا بر آن شدم تا بمب ها را روي عقبه دشمن بريزم ، ولي هر چه پرواز مي كردم به انتهاي نيروها و تجهيزات آنان نمي رسيدم . سرانجام بمب هايم را رها كردم و به پايگاه بازگشتم .» . آن شهيد عزيز كه سال ها قبل هواپيمايش مورد اصابت موشك قرار گرفته و مجبور به ترك هواپيما شده بود ،بر اثر ضربه اي مهره هاي كمرش آسيب جدي ديده بود و هميشه از درد كمر رنج مي برد . آن روز از شدت كمر درد ، قادر به ترك هواپيما نبود .شهيد ياسيني گر چه جانباز 55 درصد بود و به سبب همين مصدوميت و درد كمر مي توانست از پروازهاي جنگي امتناع ورزد ، ولي عاشقانه به پرواز در مي آمد و هيچ گاه مجروحيتش مانع از پرواز او نشد .
(صادق صالح بابا ، شهيد عليرضا يا سيني )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 28 شهریور 1392  12:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها