حمله های شیطان،قسمت 2
نمونه هايي از حمله شيطان از راست
نفاق
هيچ عامل مخالفی، بيشتر از عواملی که از صور مقدس وارد عمل شدند، به اسلام ضربه وارد نکرده اند. هر گاه دشمن با چهره های حرام و كفرآمیز حمله نموده، شكست خورده است. اما همواره در لباس نفاق موفق بوده است.
اميرالمومنين علیه السلام، چهره درخشان و هميشه پيروز تاريخ اسلام، بعد از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله از سوی کسانی ضربه بیشتری خوردند که با لباس مقدسات وارد شدند. در افرادی مانند طلحه و زبير، سابقه ديني، صحابي بودن و عبادات زيادشان كمكي به آنها نكرد. چرا که حرص، حسادت و عجب كورشان كرده و تا آنجا گمراهشان نمود که به دشمنی با امامشان برخاسته و بر پیکره اسلام خنجرها زدند.
امام حسن و امام حسين علیهم السلام نیز توسط دشمنانی که ظاهر مقدس داشتند به شهادت رسیدند. به عنوان مثال، ابن سعد در كربلا نماز جماعت به پا كرد و هنگامی که تير مي انداخت گفت؛ در قيامت شهادت بدهيد كه من اولين تير را انداختم.
بعد از امام خمینی نیز، افراد بسياري كينه هاي خود را بروز دادند. جامعه ما بيشتر از جانب موجهین ساده لوح دچار مشكل شد که با چهره های مقدس عمل کردند.
امام علي علیه السلام فرمودند: حق با آرامش نازل مي شود مراقب باش در شناختن حق، افراد را ملاك قرار ندهيد.
نه اجتهاد، نه روحانيت و نه مرجعيت هیچ کدام تقدس نمي آورند. حتی مي توانند عليه حق استخدام شوند. هوشيار باشيد حق را بشناسيد تا بي دين نشويد.
وسواس
وسواس تحريف اندازه هاست، که از مسايل سطحي آغاز شده و به تدريج به حیطه اخلاق و حتی اعتقادات انسان نفوذ مي كند.
پذيرش وسواس به یقین عبوديت شيطان است. و این بدان معناست که ما با پذیرش وسواس از ولايت خدا و اندازه ها و حدود شرعي كه برايمان تعيين نموده است، خارج شده و حدود تعیین شده توسط شيطان را پذيرفته ایم. پس می توان اینگونه گفت که وسواس نوعي بي ادبي و جسارت به پروردگار محسوب شده و مساوي با ظلم به نفس خویش است؛
"و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه"... سوره طلاق، آیه 24
كسي كه از اندازه هاي الهي خارج شود به خودش ظلم كرده است.
هدف از طهارت و وضو و... تقرب به خداوند است، اما شيطان با تغییر چهارچوبهای آنها، ما را وادار به برپا داشتن نمازي می کند كه خودش می پسندد.
وسواس عاملی مهم در ایجاد دين زدگي به شمار میرود. شخصي که مبتلا به وسواس است بعد مدتي خسته شده و عباداتش را رها مي كند. و این دقیقا تحقق همان هدفی است که شیطان دنبال می کرده است.
یادمان باشد که وسواس تنها در حدود احكام شرعي و مسائل ظاهری اتفاق نمی افتد. عرفان و فقه هم علومی رياضي اما باطنی هستند. زمانی که وسواس بتواند به محدوده ظواهر نفوذ کند بندریج رياضيات روح و باطن انسان را نیز به هم ریخته و در اخلاقيات و اعتقادات هم رسوخ میکند.
مباحث شكيات در رساله براي جلوگيري از ابتلا به وسواس است. یقین بدانیم؛ مقدساتي كه به حيثيت انساني لطمه وارد كنند، هرگز در پیشگاه خداوند مقدس نخواهند بود.
نمونه هايي از تغییر در حدود الهی
گاهي شيطان، مستحباتي را به ما تحميل نموده و واجبات را از ما مي گيرد. میدانیم، مستحبي كه به واجب لطمه بزند، حرام است. در این موارد، فرد در قالب احترام به خداوند معصيت مي كند. به مثالهای زیر توجه کنید؛
1- با اينكه روزه برايش ضرر دارد روزه مي گيرد.
2- طبق احكام ، وقتي نمي تواند لباس نجس را عوض كند و وضو بگيرد، مي تواند با همان لباس نماز بخواند. اما ترجیح میدهد در آن حالت نماز نخواند. اصطلاح "به دلم نمي چسبد" از تلقینات شيطان در این موارد است.
3- جايي كه بايد يكبار آب بريزد، دو بار مي ريزد، تا طهارت بيشتري داشته باشد.
4- قنوتش را در نماز جماعت بسيار طول مي دهد و نمي تواند به ركوع برسد. در صورتيكه اگر آنقدر طول بدهد كه در دو ركن از امام عقب بيافتد، نمازش باطل است.
5- در شب جمعه برای عبادات مستحبی مثل دعاي كميل و... بیدار می ماند درحالیکه میداند کم خوابی اش موجب قضا شدن نماز صبحش می شود.
6- در احكام داريم که اگر براي نماز صبح وقت وضو نداشتيد، تيمم كنيد. اما شيطان القا مي كند كه بايد حتماً وضو بگيری، اینجوری به دلت نمي چسبد.
7- مجازاتهايي در اسلام براي گناهانی از قبیل زنا و قتل و... با شرايط ويژه اي آمده است، شيطان القا می کند که این مجازاتها خشن بوده و انساني نيستند. با همین دلایل واهی نیز برخي را وادار مي كند كه عليه احكام الهي قضاوت کنند. آيا رحمت این گروه به انسانها از رحمت خداوند بيشتر است؟ آیااين بي رحمي است كه پزشكي براي جلوگيري از سرايت بيماري به بخش هاي ديگر بدن ، مجبور به قطع عضوی از اعضای بدن مي گردد؟
رعایت اعتدال در همه جوانب زندگی تا حد زیادی انسان را از این بیماری در امان میدارد. بايد مراقب بود تا در مقدسات هم جلوتر از دین حرکت نکرد. که این جلو افتادنها انحراف، و عقب ماندنها هلاكت است. تعبد يعني رعایت همان حدي كه خداوند دستور داده است.
هدف از رعایت اندازه ها
در دین مبین اسلام، شناخت علم اندازه ها قبل از هر حركتي، بسيار مورد تاکید قرار گرفته است. این علم، در اخلاق، احكام، عقائد و ... مانند فرمولهای رياضي، عمل می کند، تا انسان بتواند با رعایت این نسبتها و اندازه ها، انتخابها و رفتارهای خود را با شرایط زيستي آخرت متناسب نموده و در همین دنيا که قابلیت رحمی برای آخرت دارد، تمام آنچه را که برای یک زندگی ابدی لازم است را کسب نماید.
یاد بگیریم که؛ خودمان را با اندازه ها و استانداردهاي بهشت تربيت كنيم، تا انشاالله بعد از تولدی مبارک به آخرت، بتوانیم از موهبتهای بهشتی، بهره برداري كنيم. بهتر است بدانیم که عذاب جهنم نیز چیزی جز، عدم تطبيق نفس انسان با بهشت و عدم توانایی از بهره برداری از نعمتهای آن نیست.
هدف از دستورات دين آن است كه بتوانيم روي دلمان پا گذاشته و به طبيعتمان، نه بگوييم. مهم نيست كه کدام عمل صالح را انجام دهيم، مهم آن است كه با این عمل، شدني صورت گرفته و شرطی از شرایط بهشت را کسب کرده باشیم.
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: امت من در قيامت به صورت ده حيوان محشور مي شوند، چرا که مسلماني آنها تنها اکتفا به صور مقدس بوده و حركت سازنده و استانداردي مطابق با شرایط آخرت نداشتند.
با هر بار تسلیم شدن در برابر دستورات خداوند، به او شبيه تر و نزديكتر مي شویم.
انسانهای تنبل، متكبر اند و اینطور می پسندند که كسي با آنها كاری نداشته و هيچ دستوري متوجهشان نگردد. راحت طلبي از آرزوهای بخش طبیعی انسان است درحالیکه فطرت چیزی جز حرکت نمی طلبد. در آزمونهایی که با حقیقت کشمکش میان فطرت و طبیعت اتفاق می افتد، می توان دریافت که رشدمان در حرکت به سمت خداوند، كاذب يا حقيقي بوده است.
آموزش اندازه ها
آموزش دين، همان آموزش اندازه هاست و آموختن آن در ابتدا و یاد دادن آن به دیگران در مرحله بعد بسیار پراهمیت و کلیدیست. اما مهم آن است که خطوط قرمزی را که محدوده حرکتهای آخرتی ما را تعیین میکنند، شناخته و هرگز در طی مسیر، از آنها خارج نشویم.
اگر نتوانيم در عباداتمان حدود والدين را رعايت نماییم، حتی با حجم کثیری از عبادات نیز از آغوش بهشت سقط خواهیم شد.
نظام دنيا، نظام قضا و قدر است. هر عملي كه انجام پذیرد، نتايج خود را به دنبال خواهد داشت. قران نور است اما اگر نتوانيم نفسمان را با معیارهای آن تنظيم كنيم، نه تنها رشدمان نمیدهد، بلکه ممکن است توسط آن گمراه شویم. به همین دلیل ما موظفیم تمام عوامل سرنوشت ساز زندگیمان از قبیل ازدواج، انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل و... را با نظام ابدی حاکم بر بهشت تنظیم کرده و دائماً با خطرات راه مبارزه کنیم.
شيطان؛ تولید کننده فکر
پروردگار بزرگ در قرآن می فرمایند:
...انَ كَيد الشيطان کان ضَعيفا. سوره نساء، آیه 76
... قطعا نیرنگ شيطان سست و ضعیف است.
عملکرد شیطان در انسان تنها از راه تولید فکر بوده و هیچ تسلط دیگری بر انسان ندارد، تا جایی که قرآن نیرنگهای او را بسیار ضعيف معرفی می نماید.
افکار تولید شده توسط شیطان مانند يك ويروس وارد ذهن آدمی شده و دائماً او را در مقابل مشكلات و برخوردهای گوناگون عصبي و ضعيف مي نماید.
باید بدانیم درست در همان نقاطی که در ایمان، اعتقاد، اخلاق و... ضعف داریم، در مقابلش شکست خواهیم خورد، چرا که صلاح مان در این مواقع ضعیف بوده و در واقع مكانيزم دفاعي محکمی در برابر حملاتش نداريم. به این ترتیب هرگز نمی توانیم خویشتن داری نموده و بالعکس تمام ناراحتي ها و اضطراب هايمان را سريعاً به ديگران منتقل خواهیم کرد.
بنابراین بسیار روشن است که در پرتو نور ایمان، دلها به قدرت و آرامش رسیده و بی هیچ دردسر و تلاش مضاعفی با افکار شیطانی مبارزه خواهند کرد. فقط کافی است که به آغوش رب العالمین پناه ببریم؛
و اما ینزغنک من الشیطان نزغ، فاستعذ بالله، انه سمیع علیم. سوره اعراف، آیه 200
و اگر از شیطان وسوسه ای تو را برانگیخت، به خداوند پناه ببر، که بی شک او شنوای داناست.
شیطان شناسی از دیدگاه امیرالمومنین
حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه هایش ما را با روانشناسي اين دشمن آشکار، آشنامی کند؛
خداوند فرشتگان و ابليس را با آفرینش انسان كه در ظاهر از آنها پايينتر اما با حقیقتی بسیار والاتر آفریده شد، آزمود. فرشتگان به محض آگاهي از باطن والاي انسان در برابر او و به فرمان خداوند سجده نمودند . اما ابليس به ساختار ظاهري خویش كه قوي تر از انسان بود،توجه کرده و از سجده کردن سر باز زد.
خداوند مي توانست انسان را با هيبتي خاص بيافريند كه همه در مقابل او به سجده بیفتند. اما این گونه از آفرینش را برای آزمودن فرشتگان و ابلیس برگزید. فرشتگان به محض دریافت فرمان از خداوند تسلیم شدند، چرا که به یقین میدانستند او خالق كل شي بوده، حكيم و عليم مطلق است و هرگز دستوری لغو و بیهوده نمیدهد. اما ابليس گرفتار شخصيتی وهمي از خویش بود که برای خود تجسم می نمود.
... و فراموش نکنیم که؛
داستان فرمان خداوند بر سجده در برابر حقيقت انسان، هنوز هم ادامه دارد... در وجود همه ما تكبرهاي شيطانی وجود دارد. هميشه فرشته اي با ماست که دائماً ما را به سجده در برابر خداوند (مقاومت نكردن در برابر دستورات خداوند) دعوت میکند و ديگري با توجيهات مختلف از سجده بازمان مي دارد. و این آزمونیست برای ما؛ كه ثابت کنیم که هستیم؟ درگير ظاهریم يا باطن؟
همه ما در زندگي خود، بسيار با مصاديق اين آزمون برخورد نموده و خواهیم نمود. جاهايي كه بايد فروتني كنيم، بشکنیم تا رشد پيدا كرده و مانند خدا شويم، قوه واهمه بر عقلمان مسلط شده و خود را آنگونه تفسیر میکنیم که نیستیم. و همین ما را از پیروز شدن در آزمون خدا باز میدارد.
خداوند بندگانش را به پاره اي از دستوراتش آزموده كه به اصل و ريشه آن جاهل اند. شيريني اطاعت در آن است كه انسان، باطن و فلسفه اش را نميداند، اما اطاعت نموده و به پروردگارش اعتماد مي كند. خمس، زكات، رعايت حقوق زن و مرد، جهاد، روزه و ... آزمونهای زندگی ما هستند که كبر و بزرگ منشي را از وجودمان مي زدايند. اگر مقاوت هاي بي منطق و تعصب آلود از ضمیرمان خذف شوند، به سرعت به خداوند شبیه خواهیم شد.
زينت هاي شيطان
شیطان ابتدا انسان را گرفتار زينت نموده و بعد گمراهش می کند. او سعی دارد در لباسي به ما شبیه خون زند كه به آن علاقه و تمايل داریم. اگر حريم دلمان را باز گذاشته و بر تعداد علایق و تمایلات دنیایی خود بیفزاییم، کار را برای او آسان تر نموده ایم.
هر كس گرفتار زينتی مخصوص میگردد که کاملاً با تمایلات درونی اش سازگار است؛ پست و مقام، ثروت، علم، سياست، زينتهای عقيدتي و فكري و....
گاهي آنقدر افکار باطل را زينت داده و گناه را زیبا جلوه میدهد كه انسان نمي تواند از آن بگذرد.
برخي را با آرزوهايشان به دنبال خودمي كشاند تا از هدف حقيقي زندگی باز مانده و مشغول شهواتشان شوند.
گاهي تفكري را القا مي كند كه نود و پنج در صدش الهی و 5 در صدش باطل است. صرف اينكه انديشه اي بوي حق و اسلام را بدهد اما هدفی اصیل را دنبال نکند، معتبر نیست.
گاهي شيطان هزار حرف حق و راه را به كار مي گيرد تا بتواند در آخر يك فكر باطل را تحميل كند. مانند كساني که نماز بسيار ميخواندند و يا خدمات بسياري داشتند، اما سر از حمایت از معاويه درآوردند.
هوشیار باشیم که توصیه های خالقمان را جدی بگیریم. ما تنها با اتكاء به عقلمان هرگز نمي توانیم مسير را سالم طي كنیم، بلکه برای دفع همه خطرات، به رعایت دستورات خداوند و حمایت متخصصین معصومی که از سوی او برگزیده شدند نیازمندیم.
القائات شيطانی
ابليس به معناي مايوس شدن 15 بار در قرآن تكرار شده است. شیطان از درگاه خداوند رانده و مايوس شد و تمام تلاشش نیز مایوس نمودن پیروانش از رحمت خداوند است. از همین روست که او را ابلیس خواندند. کلمه شيطان نیز در لغت به معناي دور شونده است.
آگاه باشیم که همه افکاری را که به ذهنمان می رسد، به خودمان نسبت ندهیم، چرا که شيطان در تفكرات ما سهم به سزايي دارد. تمام افكاري که از جنس ترس، غم، نااميدي، اضطراب، سوءظن، تنبلی و... هستند از جانب شيطان بوده و برای بازماندن ما از ادامه حرکت تا آغوش خداوند طراحی شده اند. اما تفکراتی با زمینه های مثبت از قبیل شجاعت، نشاط، روشن بيني، پويايي، آرامش، مهرورزی و ... القائاتی از سوی ملائكند که برای حرکت ما لازم و ضروری به شمار میروند.
-ناامیدی؛ یادمان باشد که نااميدي از رحمت خداوند، گناه بسیار بزرگی بوده و در حد شرك ورزیدن به اوست. اگر پایه های اعتقادی انسان درست چیده نشود میتواند خداوند را كوچكتر از گناهانش دیده و آشتی با او را امری محال بشمارد. اگر به گناهي آلوده شدیم، هرگز حق نداریم درهای توبه را بسته ببینیم. زیباتر آنجاست که بدانیم با یک توبه حقیقی حتی تمام گناهان گذشته ما نیز به اعمال صالح بدل میشود.
-ترس؛ بزرگنمایی مشکلات، برای تولید ترس در وجود انسان یکی دیگر از تفکرات القایی شیطان است. برای مبارزه با ترس، کافی است به این یقین برسیم که امور همه عالم به دست خداوند بوده و اوست که مسبب الاسباب است، پس پیوند با او هرگز مشکلی را لاینحل نخواهد گذاشت. اگر از چيزي مي ترسيد، با کمک گرفتن از خداوند در آن قدم برداريد تا به یقین برسید که اين ترس فقط ساخته ذهنتان بوده است.از شكست نهراسيد، چرا که همین شکستها تولیدکننده بسیاری از شجاعتها در زندگی انسانند. زمين خوردن ها ، تجربه و قدرت به همراه خواهند داشت. البته نکته مهم اینجاست که اعتماد به نفس به تنهايي شرك آور است. با تمام توانايي ها و استعدادهایمان باید بدانیم که باز هم، همه قدرتها از آن خدا بوده و جز او هرگز نباید به کسی امید داشت.
-تنبلی؛ یکی از خطرناکترین القائات شیطان است. او با توجیه های گوناگون از قبیل نداشتن استعداد، وقت، امكانات و... تحرک را از انسان گرفته و مانع پویایی و رشدش می گردد.انسان مومن در امورات دنيايي و آخرتي اش بسيار فعال والبته ثابت الاحوال است. تنبلي، آخرت را تباه مي كند. برخي افراد توانايي،امكانات و یا فرصت کافی دارند اما يك كار علمي و... را سالها عقب می اندازند.
از همين روست که ورزش در اسلام، بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. امام حسین علیه السلام فرمودند: در تمام طول عمر براي سلامتتان اقدام كنيد. امام خمینی نیز فرمودند: ورزشكارها معارف الهي را بهتر از ديگران مي فهمند، چون با ورزش طبيعت خود را مهار كرده و بر تنبلي غلبه نموده اند.
-غم؛ قوی ترین ضربه فلج کننده از سوی شيطان ايجاد غم و غصه است. شيطان با نجوا كردن و غمگين نمودن انسان، او را از امید و تکاپو بازداشته و با استمرار حملاتش چنان نفس را فلج می کند که حتی از انجام وظایف دنیاییش باز می ماند. اگر نشاط انسان از بین رود يگر نمي تواند همسر و مادر، همکار، دوست و ... خوبي بوده و به وظايفش درست عمل كند. هيچ چيزي ارزش آن را ندارد كه ما را غمگين نموده و وارد ذهن و خيال انسان شود. شاید هر انسانی به علت عملكرد اشتباه و يا ظلمهايي كه به او شده تجربه شكستهايي را در دفتر ذهنش ثبت کرده باشد، اما این مسئله هرگز نبايد قدرت برنامه ريزي و تصميم گيري براي اينده را از او بگیرد.
هر روز، آغاز دیگری برای تولدی دوباره و در آغوش کشیدن خداوند است، فرصتها را تباه نکنیم.
شيطان و ترغیب به بحث و مجادله
نصف شخصيت عاقل، تحمل و نيم ديگر آن بي خيالي است. تحمل در برخورد با كساني كه حقي بر گردن ما دارند، مثل پدر و مادر، استاد و ... نهايت زيركي است. می توان اینطور گفت که باید در مقابل خیلی از برخوردها، خودتان را به ناداني بزنید. در غير اينصورت، شيطان به انواع روشها، پادرمیانی مي كند تا میانه شما را برهم زند.
در بسیاری از مواقع استفاده از كلام، نه تنها به حل شدن قضیه کمکی نمیکند بلکه هر دو طرف را در جهنمی غیر قابل باور غوطه ور می نماید.
برخی فكر مي كنند مي توانند با ايجاد تشنج به حقشان برسند. در صورتیکه نه تنها این حق وصول نخواهد شد بلکه همین تشنج سرچشمه بسیاری از آسیبهای دیگر خواهد شد. باید بدانیم که تحمل يعني جوش نياوردن، بيرون نريختن، نه در كلام و نه در چهره.
گاهی انسانها خویشتن داری میکنند اما نه به خاطر جلب رضایت خدا، بلکه با اين توهم كه در نظر ديگران به بهترين نحو جلوه كنند. این هرگز شجاعت و حفظ نفس نیست. پیروزی واقعي در خودسازي است. خشم را بايد در مقابل نفس بروز داد.
پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: براي كسي كه مجادله را ترك كند، سه خانه در بالاترين درجات بهشت تضمين مي كنم، حتي اگر حق با او باشد.
و در جای دیگر فرمودند: بحث و مجادله از گناهان كبيره است و این افراد به شفاعت من نمی رسند. كسي كه دائماً روحيه جدال دارد، نفس پر فشاری داشته و بنابراین فشار قبر زیادی خواهد داشت.
وکلام نهایی اینکه ؛
یاد پروردگار؛ درمان همه دردها
هيچ لحظه آرامی مانند دقایقی نيست كه دعا کرده و به خداوند توكل مي كنيم. درست در همین لحظات آسمانی است که شیطان به نعره درآمده و رهایمان خواهد کرد. و ما می مانیم و پروردگاری که اصل همه مهربانیها و آرامشهاست. اگر باور کنیم که پشتيبان هاي بزرگي مانند دعا، توکل، صدقه، استعانت از معصومین و ... داريم، هرگز از چیزی نهراسیده و با بي برنامه گي ها و تنبلي هاي بی مورد عوامل شكست و دلشوره هاي واهی را در زندگي برای خودمان و دیگران فراهم نمی کنیم.
حقیقت این است؛ ما هستیم که زمينه تمام اضطراب ها را با امروز و فردا كردنها و تنبلی های بی جا برای خودمان فراهم مي كنيم. پس هوشیار باشیم که اتکا و اتصال به ذات خداوند چتر نجاتی برای همه ما از آغوش تمام ناآرامی هاست.
راستی پروردگار!
آموختیم که بی تو زیستن یعنی هم آغوشی با شیطانی که جز سقوط را برایمان نمی پسندد. و نیز به این یقین رسیده ایم که ساحل نجاتی جز تو نیست که در سایه اش پناه گیریم...
پروردگار! ما از خودمان به آغوش تو فرار کرده ایم، پناهمان میدهی؟....