پس از عمليات غرورآفرين والفجر8 وفتح فاو در خط پدافندى مستقر بوديم وتبادل آتش از فواصل خيلى نزديك انجام ميشد. يكى از روزها در پشت خاكريز مشغول خواندن نماز بودم. در بين نمازناگهان احساس كردم ضربه ى سنگينى توسط شيئى به پشتم وارد شد. نماز را ادامه دادم و از شكستن نماز خوددارى كردم بعد از نمازمتوجه شدم تركش نسبتآ بزرگى به پشتم برخورد كرده است !
تركش را در دستم گرفتم ولى هنوز بسيار داغ بود و نميشد آن را در دست نگه داشت . وقتى بادگير را از تنم خارج كردم ، ديدم بادگير سوراخ شده است ولى در حال نماز هيچ آسيبى نديده ام !