0

مفقود الاثر دارم

 
ghkharazi
ghkharazi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 884
محل سکونت : تهران

مفقود الاثر دارم

مفقودالاثر دارم 

او وقتی دید همه اتوبوس ها سر و ته کردند و دارند به سرعت منطقه رو ترک می کنند، دور زد و پشت سر آنها قرار گرفت. 
آتش هر لحظه سنگین تر می شد. دژبانی وقتی به اولین راننده رسید در حالیکه جلوی او را گرفته بود و طناب را در دست داشت گفت: «اخوی کجا؟» 
گفت: «شهید دارم» 
راه را باز کرد و رو به دومی کرد و گفت: «شما کجا برادر؟ » 
او هم بلافاصله گفت: «مجروح دارم» 
و رو به سومی که فوق العاده دست پاچه شده بود کرد و گفت: «شما دیگه کجا؟» 
او که دیگر نمی دانست چه می گوید و فقط برای اینکه چیزی گفته باشد، با عجله گفت: «مفقود الاثر دارم!» 
دژبان غش کرد از خنده و طناب را انداخت روی زمین و گفت: «بیا برو بابا. بیا برو»

فقط لبخند های خاکی زیباست

 

چهارشنبه 30 مرداد 1392  2:06 AM
تشکرات از این پست
shhossein mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها