ابو عبدالله جعفر، فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم رودکی در اواسط قرن سوم هجری، یعنی سال ۲۵۰ هـ. ق، در روستای پنج رود از توابع پنجه کین در شمال غرب تاجیکستان دیده به جهان گشود. بر اساس نوشته مورخان در سن هشت سالگی پس از آموختن و حفظ قرآن به دلیل داشتن هوش و استعداد فراوان به شعر و شاعری روی آورد.
رودکی در دوران جوانی به تحصیل در مدرسه های سمرقند پرداخت و بعدها جزو شاعران دانش آموخته ای به شمار آمد که بر واژه های فارسی در این دوره تسلط کامل داشت. علاوه بر این ها، در موسیقی و نوازندگی نیز چیره دست و پرآوازه بود. وی موسیقی را نزد «ابوالعنک بختیاری» آموخت و همواره مورد توجه او بود، به طوری که «ابوالعنک» در دوران کهن سالی، چنگ خود را به رودکی بخشید.
رفته رفته آوازه شعر و موسیقی رودکی به دربار ابونصر سامانی راه یافت، به طوری که گفته اند؛ زمانی که ابونصر سامانی، شعر «بوی جوی مولیان» وی را می شنود چنان متاثر می شود که «هرات» را به قصد «بخارا» ترک می کند.
عده ای بر این باورند که رودکی از آغاز تولد نابینا بود، اما بررسی های که توسط «پروفسور گراسیموف» در سال ۱۹۷۰ میلادی، بر جمجمه و استخوان های وی انجام داد، مشخص شد که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند و برخی از استخوان هایش شکسته بود. شاید یکی از علت های کور شدن وی در دوران پیری، گرایش وی به «مذهب اسماعیلی» باشد، چنانچه از آثار وی بر می آید وی اسماعیلی بوده و «نصر سامانی» از نخستین امیرانی بود که این مذهب را پذیرفت و به مبلغان مسیحی اجازه تبلیغ آزادانه این مذهب در قلمرو خود را داد. اما پس از خلع «نصر سامانی» عده ای در پی آزارو اذیت وی و سایر اسماعلیان برآمدند و رودکی از دربار طرد شد و به پس از بازگشت به زادگاه خود در سن بالای ۸۰ سالگی وفات یافت.
ابوعبدالله جعفر رودکی، نخستین شاعر بزرگ پارسی گوی و پدر شعر پارسی ایران است. شمس قیس رازی در کتاب «المعجم فی معاییر اشعار عجم»، رودکی را «آفریننده دوبیتی» و مبتکر «قالب رباعی» دانسته است.