0

رزمنده

 
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 447

رزمنده

 بسم الله الرحمن الرحيم

با احترام ، حس حقيقت و حقيقت جويي در وجود آدمي مهمترين ابزاري است براي طلب پويايي دفاع مقدس انگيزه اي شد براي حقير كه توفيق الهي نصيب گردد قدم در وادي قلم بگذارم و مطلب جمع كنم از اسرار و حقايق دوران دفاع مقدس . به عشق شهدا و بالاتر از آن ، به عشق آنهايي كه شهيدان در راه شان جان دادند .

ياد دوستان سفر كرده حلاوت خاصي به انسان مي بخشد.

تكريم از فرهنگ نوراني همه رادمرداني است كه در فراخناي تاريخ خونين و پر فراز و نشيب انقلاب اسلامي، دست از خويش شستند تا سرود بلند رهايي را فرياد كنند و گامي است در متابعت از فرمان آسماني رهبر فرزانه انقلاب كه فرمودند: وظيفه قدرداني از ايثارگران   بويژه شهيدان فريضه اي عيني ، تعييني و هميشگي است.

ياد آوري آن روزهاي آتش و خون اقتدا به مرداني است كه يك تنه هزار مرد شدند و حسين وار به جنوب و غرب كشورمان گام نهادند تا مجد و عظمت دين محمد (ص) پا بر جا بماند در آن سالها ، كوههاي سر به فلك كشيده غرب و دشتهاي تفتيده جنوب شاهد به خون نشستن بسياري از ياران خميني بزرگ (ره) بود.

سخن گفتن از سرو قامتان عرصه ايثارو شهادت  بسي سنگيم و دشوار است ، وسعت اقيانوس پايداري به اندازه اي است كه حتي نمي توان جرعه اي از آن را براي تشنگان معرفت و سعادت ابدي توصيف نمود حتي يك جرعه ...

آشنايي و يا مرور جريان كوچ پرستوهاي مهاجر به عنوان قطره اي از درياي حوادث و وقايع عمليات ها نه تنها تداعي كننده ي  خاطرات آن ايام براي بازماندگان جنگ است ، بلكه مي توان تلنگري باشد براي ذهن پرسشگر نسل جديد.

مرگ واژه اي آشنا و زندگي غريب هر آشنا ي بيابان بود. بگذار خاطرات جبهه را با اشك به نگارش در آورم و با خون به ويرايش بگيرم كه شهداي جبهه مظلومانه در جلوي چشمم جان دادند و مجروحان خدا پسندانه در هنگام جراحت بر لب خنده را نقش بستند.

بگذار سختي هاي شلمچه را برايت بگويم كه اگر بچه ها سر از خاكريز بالا مي آوردند گلوله تانكي سرشان را پودر مي كرد و يا با بمب هواپيما بدن آنها را پاره پاره مي ساخت ، بگذار مرگ رزمندگان ماووت را ترسيم كنم آن روز هوا پيما بر اردوگاه مان هجوم آورد بمب هايش را بر سر مظلوم ترين انسانها فرو ريخت و در جلوي چشمانم بدنشان قطعه قطعه شد. بگذار خون گريه كنم كه ديگر والفجرهشت وكربلاي پنج  را نخواهم ديد ، ديگر عشق بچه ها را در شب هاي عمليات به تماشا نمي توانم بگريم   

خدايا تو شاهد باش چه ماجراهايي كه نديدم و چه حماسه هايي كه نيافتم، دادن سر در جبهه مفهومي جز خدا نداشت و اشك دسته جمعي عشاق غير از عشق به حق نبود. هواي كربلا در سر عاشقان حسين نواي ديگري ايجاد كرده بود و ترسيم مرگ در جلوي انظار عارفان ، شبهاي عجيبي را ساخته بود .

حقيقت همان است كه آن مردان مرد كردند و آنچه من و تو گرفتار آنيم نقش بر آب زدن است و بس. ياد آناني كه نه از جنس ملك بودند نه در ساحت عصمت قرار داشتند آنان قومي بودند از جنس خاك و آب و آتش كه چون من و تو و بازدم داشتند و خورد و خوراكي . براستي ما را چه شده است كه به آساني اين سرما يه هاي گرانقدردفاع مقدس را كه امنيت امروزين را برايمان فراهم ساخته اند به فراموشي سپرده ايم ، چرا بايد مردان بي ادعا يي كه تا ديروز حماسه شجاعت و غيرت را در دفاع از اسلام و كيان اين مرز و بوم خلق نمودند به فراموشي سپرده شوند ، مگر زرق و برق دنياي زودگذر و فاني چه ارمغاني براي ما دارد كه بخاطر آن از ياد اين بازماندگان روزهاي خطر غافل شويم ، همه شهيدان به گردن ما حق دارند شايسه است نام و ياد شهيدان را زنده نگه داريم و در معرفي شخصيت اين بزرگواران به مردم از هيچ كوششي دريغ ننماييم.

سيره و منش شهدا را تاسي به ائمه (ع) و عبوديت و بندگي خدا بود را بايد الگوي زندگي خود قرار دهيم ، تمام شهدائي را كه شما مي بينيد اين قدر مقامشان بالا است همه از صدقه سري و عنايت ائمه اطهار بوده است و بايد سيره و ورش آنها را در زندگي خود پياده كنيم ، اگر اهل بيتي شديم به معناي واقعي برنده شده ايم و مشكلات هم نمي تواند در اراده و عزم ما خللي وارد كند.

خدايا بگذار گريه كنم ، بگذار اشك بريزم كه بسي از كاروان عشق عقب مانده ام و از اينجا تا قافله شهدا فرسنگها راه باقي است .

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

ناصر ملكي 

reza-shojai[1].gif

شنبه 26 مرداد 1392  12:43 PM
تشکرات از این پست
ghkharazi
دسترسی سریع به انجمن ها