ღஜღ پناه ِ دل نوشته ها .. ღஜღ
ღஜღ پناه ِ دل نوشته ها .. ღஜღ اخطار : اینجا ؛ جای ِ دل نوشته هاست .. نه کپی ، نه کات ، و نه پیست ! و نه حتی مرور ِ حرف های ِ دیگران .. اینجا فقط از دل ِ خود ِ خود ِ خومان ./ ــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ یک وقت هایی مینویسم تمام نشده ؛ میخوانمش .. تمام نشده ؛ خط میکشم روی ِ تمام ِ سطرهای ِ سیاه و سفیدش .. این هذیان های ِ لعنتی وقتی ، به درد ِ هیچ کجا نمیخورند .. بعد تر ها ؛ دلم میسوزد .. به حال ِ صفحه های ِ سیاه نه ؛ به حال ِ خودم ! حیف ِ این قلم که با سرعت دوید .. اصلا ؛ به درد هیچ کجا هم نخورد ! اصلا ؛ به درد ِ اینجا که میخورد ! بعد ِ مدت ها دلم خواست ؛ تمرین ِ نوشتم کنم .. تمرین ِ این هایی که میگویند چطور بنویس ، تا چطور سبک شوی ! حتی اگر حرف دلت نباشد ؛ گاهی تمرین ِ نوشتن فقط ، و شاید ... - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - هشدار ! : خودم وایسادم بالاسر ِ پناه گاه ِ دلنوشته ها .. کپی ببینم "باید" حذف شه ؛
پاسخ به:ღஜღ پناه ِ دل نوشته ها .. ღஜღ
دلم تنگه
فاصله ها دورمون کرده
یک بار گفتم که از جغرافیا متنفرم
کاش همه به هم نزدیک نبودن کنار هم
دلم تنگه خدا صدامو میشنوی
به قول یه بنده خدایی جهان مثل یه پوستره که چهار گوشش پنس شده به دیوار .اونوقت ما زیر اون پنس پایینی هستیم خدا مارو نمیبینه و صدا بهش نمیرسه...میدونم حرفم اشتباهه ولی یه نقل بود
بعضی هآ هستن ، که خیلی دوراندـ .. خیلـی نزدیک اند هآ .... ولی خیلـی دورند دقیقا برعکس ِ این هآیی که خیلی دورندـ .. ولی خیلی هم نزدیکـ .. خیلی می آیندـ و میروندـ و سلآم زیاد میکنند و خواحافظ هاشآن زیآد است! بعضی هآ که برعکس ِ آن هایی که حوصله شآن را نداری ، در بی حوصلگی ات فقط حوصله یِ این هآ را داری
دیگر ؛ خودم به تنهایی میتوانم بزنم به دل ِ جاده بروم بین ِ همان کوه هایی که همیشه میخواستم رفته باشم و همان دادهایی که گیر کرده در گلویم از خیلی وقت ها بکوبمشان بر سر ِ قله ها .. سبک شوم و برگردم .. خودم ، تنهاییـ ..
یـــ وقتـــ ــایی که خیلی بهت نیــ ــاز دارم نیستی....
آهای الان بهت نیـ ــازی ندارم! بـ ـــرو :(
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
امیرالمومنین حضرت علی (ع)
نهج البلاغه خطبه 184
فکر کنمـ کهـ تنهآ ترینمـ کهـ داشتهـ هایمـ روی ِ هوا ستــ . . کهـ خواستهـ هایمـ معلق ُ نخواستهـ هایمـ همیشهـ رو به راستــ . . فکـر میکنمــ دلــــمـــ ؛ چقـدـر بی پناستــ . . همچو مـآهـ ، توی ِ آیِنهـ ، میـآنــ ِ آبـــ . . خـآنهـ میشودـ برای ِ مـن خُـدــآ ؟
نمیدونم چرا ؟
نمیدونم چرا ، خیلی ها خودشون رو زدن به اون راه !
انگار نه انگار ،خدا بهشون فکر داده !!!
آقا جون شرمنده ام ،
صلوات میفرستن اما شده یه عادت .
نمیدونیم ،
دعا اللهم کن لولیک ... رو میخونن و دستا به حالت دعا ... اما نه دعای فرج
نمیگم همه ولی خیلی ها اینجوری ان .
خدایا تو می دانم که من در خسرانم
پس به بزرگیت قسم، تا دیر نشده منو به راهی وارد کن که بدانم در خسران نیستم
اخه که جوانیمون گذشت
و نفهمیدیم به دنبال چه هستیم.