کاش می شد که دراین جاده مسافرباشم

رنگ کوچنده ترین ایل عشایر باشم

گاه در خلوت تنهایی خود می خواهم

در طواف حرم سبز تو شاعرباشم

نذرکردم که به پابوسی آن گنبد زرد

من شبی سوی خراسان توزائر باشم

کوچه در کوچه به دنبال توسرگردانم

کاش در کوچه ی چشمان توعابرباشم

جرعه در جرعه غزلهای تورا نوشیدم

تا دراین انجمن شعرتوحاضرباشم

آخرین بیت غزل راکه نوشتم با اشک


نظری کن توبه من مرغ مهاجرباشم