پاسخ به:مسافر حرم!
عشقی بگم با صفا
از من نیاز می رسد و از تو ناز دردسری شده عجب سفر کربلای ما...
سعادتی ست زیـــارت کـــربلا اما زیـــارت عــاشــــورا چیز دیگری ست...
بردن نام تو غـوغـاست ابـاعــبـدالله
انی سلم لمن سالمکم دارم سعی می کنم لااقل از آن "بد" هایی باشم که " خوب" ها را دوست دارند.!
" اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ "....
بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست " بگو به من که : بیا بنده در پناه خودم میان قبر بگویم حسین و گریه کنم دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم
دلم کجا ؟ پی ِ کدام نخود سیاه بفرستم وقتی خدا فقط ، بهانه ی شش گوشه ی ح س ی ن را گرفته است...
_مسلم دلشو تو مشت حسین گذاشت و رفت کوفه ، دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه . اگر مسلمی چرا تسلیم نیستی ؟ اگه دل دادی چرا بی دل نیستی ؟
اهل کوفه نبودن یعنی
مسلم، «ولی امر» است
«شهر یکپارچه در انتظار امام زمان است و حال و هوایی امام زمانی دارد. عدهی قلیلی هم که شاید مخالف باشند، آشکارا حرفی نمیزنند. میترسند از گفتن حرفی خلاف اینهمه منتظر...»
...
روزنوشت های یک مورخ. اواخرسال 60 هجری. کوفه!