0

تقدیم به شهید مصطفی جهاندیده

 
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 440

تقدیم به شهید مصطفی جهاندیده

اینک دست به قلم برده ام و می خواهم از پس دریچه ی احساسم با تو حرف بزنم ُ چه حرف های نگفته و چه دردهای به زبان نیامده در آن نگاه ُ وقتی که قدم های استوارت از خانه دور میشد ُ کاش میدانستی در چشمهای مادر چقدر کلمه صف کشیده بود .

لحظه ای به آن دو چشم جادو نگاه کردم خیس بود  ُ من باهمه کودکیم آن زمان که به دنبال کبوترها وگنجشک ها می دویدم ُ مردانگیت را ُ بزرگواریت را وتمامیت را به تماشا نشستم .

مصطفی جان وقتی رفتی ُ پرستوها نگران بودند ُ وقتی رفتی اشکهای من چون نهر زلالی بود ُ بعد از تو اشک بود  منو آسمان از بچگی هم صحبت های خوبی برای هم بودیم ُ بارها از آسمان خواستم تورا با ستاره ها به خوابم بیاورد وآورد ُ صبح گاهان که پرندگان ترانه های تازه شان را تمرین می کنند ُ به انتظار می ایستم تا گامهایت را بیاورند ومن با اشک پوتین خاک خورده ات را بشویم . 

 والسلام     

   برادر بسیجی ناصر ملکی

reza-shojai[1].gif

سه شنبه 15 مرداد 1392  5:09 PM
تشکرات از این پست
ghkharazi
دسترسی سریع به انجمن ها