0

چنین شبی شب توست ...

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12866
محل سکونت : قم

چنین شبی شب توست ...

شب قدر

به مناسبت فرا رسیدن ماه ضیافت الهی و شب های پر برکت قدر و با توجه به وظیفه خطیر و سنگین شما دبیران پرورشی نسبت به شناساندن کامل خصوصیات کامل این شب ها، به دانش آموزان ایران اسلامی، مرکز یادگیری سایت تبیان طبق روال همیشه، متنی را ارایه نموده که امید است مورد استفاده در برگزاری مراسم شما عزیزان در مدرسه قرار گیرد.

 

شب قدر

 

سلام به سحرهای بی بدیل رمضان

سلام به مناجات ها و شب زنده داری هایش

سلام به افطارهای شیرین و فراموش نشدنیش

سلام به ماه خوب خدا

 

ماه سراسر بندگی و طاعت و عبادتش

ماه رمضان

و سلام به شب قدر

شبی که (لیلة البرات) نام دارد

 

 

شب قدر
آری (لیلة البرات)

شبی که برابر است با هزار شب!

شبی که قرآن، این کتاب الهی در آن نازل شده است.

شبیست که درهای آسمان به روی بندگان خدا گشوده می شود...

 

و هزار هزار فرشته، بال هایشان را بر قدمهای بندگان خدا

می گسترند...

شبی که فرشتگان از همه سو به سویت می شتابند و تو را در این شب زنده داری یاری می کنند...

شبی که قلم فرشتگان با دعای تو و بخشش الهی ثبت می کند سرنوشتت را...

شبی که خداوند به خاطر وجود تو و مناجات تو بار دیگر به مخلوقش در برابر فرشتگانش افتخار می کند

 

شب قدر
شب قدر شب تعیین و مقدرات سرنوشت توست.

شبیست که خدای متعال بیش از پیش مشتاق شنیدن صدای توست.

صدای (العفو) تو که بر عرشش می گسترانی ...

صدای یارب، یارب تو که می خوانیش ...

که خطابش قرار می دهی و عرشش را به لرزه در می آوری ...

و می دانی او خودش فرموده به سه بار نرسیده پاسخت را خواهد داد.

 

کاش می دانستی چقدر دوستت دارد!

کاش می دانستی او بیش از تو مشتاق بازگشت توست!

همان زمان هایی که زندگی و فراز و نشیب هایش به تو سخت گرفت و تو کرم و بخشش را فراموش کردی.

همان زمان هایی که زبان به ناشکری گشوده بودی.

و نمی دانستی او به تو از هر کسی مهربان تر است

نمی دانستی او به تو از هر کسی نزدیک تر است

نه !

نمی دانستی چون درک وجودیت از دانستن این که او می گوید از رگ گردن هم به ما نزدیک تر است، اندک است، بسیار اندک است

شب قدر
شرمنده ایی !

کوله بار گناهانت سنگینی می کند بر دوشت!

مفاتیح را که باز می کنی روی خواندن نام هایش را نداری تا جوشن را به اسم او آغاز کنی ...

 

دعایی که صد بار تمام بعد از هر بار خواندن نامش فریاد می زنی:

 «سُبْحَانَکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ»

 

گرمایی از شرم در وجودت شعله می کشد...

سرت را به زیر انداخته ایی، قطرات اشک بر صورتت می غلتند...

یادت می افتد زمانی شنیده بودی خدا اشک های بندگانش را دوست دارد!

یادت می افتد او خریدار اشک هاییست که از روی ندامت بر صورت بندگانش سرازیر می شود،

نوری در دلت جان می گیرد

شب قدر
حال با تمام وجود و از سر پشیمانی فریاد می زنی (الهی العفو)

حالا تنها تو هستی و او ...

ایمان داری اگر او نخواهد فرشتگانش هم از گناهان تو باخیر نخواهند شد ...

ایمان داری او آبروی بندگانش را دوست دارد.

 

ایمان داری این فرصت، شاید شروعی دوباره باشد برای تو

و می دانی هیچ گاه برای بازگشت دیر نیست

شعری را که پدر بزرگ همیشه برایت زمزمه می کرد را خوب به یاد داری:

 

(صدبار اگر توبه شکستی بازآ)

 

 
چنین شبی شب توست

شب رحمت و بخشش و کرم اوست

و می دانی کرم و بخشش او همیشگی است

تا بوده و هست او کریم بوده و مهربان

رحمن بوده و رحیم

 

شب قدر
چراغ ها خاموش شده است و دعای جوشن تمام

حالا زمانیست که باید کتاب الهی اش را بر سر بگذاری

 

پیش از هرچیز

پیش از آن که لب باز کنی اما برای دعا

فقط و فقط به یک چیز می اندیشی و زمزمه اش می کنی:

 

 

(یَا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ)

الهی العفو

الهی العفو

الهی

از عرش صدای ربنا می آید

آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید

مهمان خدا سوی خدا می آید

 

 

 

التماس دعا میهمان ماه خدا ...

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

یک شنبه 6 مرداد 1392  2:21 AM
تشکرات از این پست
saeedakh
دسترسی سریع به انجمن ها