0

مداح ناشی

 
ghkharazi
ghkharazi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 884
محل سکونت : تهران

مداح ناشی

 

مداح ناشي

شوخ طبعی ها

داخل اتوبوس هم دست از سر ما برنمي‌داشت چپ و راست وقت و بي‌وقت زيارت عاشورا مي خواند حتي اگر مجلس شادي بود گريز مي‌زدند به صحراي كربلا .مداح شروع به صحبت كرد و از ما خواست واقعه را پيش چشم خود مجسم كنيم و دلهايمان را روانه ميدان كربلا. قصد داشت به صورت سمعي وبصري جزء به جزء ماجرا را توضيح دهد بلند گفت:"همه اهل بيت كنار خيمه منتظرند، ذوالجناح آمد" سپس صداي شيهه اسب را درآورد. وسط روضه از ته ماشين يك نفر زد زير خنده صداي خنده بچه‌هاي ديگر نيز بلند شد.

فقط لبخند های خاکی زیباست

 

سه شنبه 1 مرداد 1392  5:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها