0

خدایا! به تو پناه می برم

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

خدایا! به تو پناه می برم

خدایا! به تو پناه می برم

امام حسین

 

 


 

هدف پیشوایان و ائمه هدى اصلاح افراد و جلوگیرى از انحراف و به قول امام حسین علیه السلام (امر به معروف و نهى از منکر) است و این هدف هم با توسل به زور و از راه جنگ و خونریزى امکان پذیر نیست بلکه جنگ، آخرین حربه اى است که در صورت مسدود شدن تمام راهها باید به آن متوسل گردید.

 

 


 

 

امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم سال 61 هجری وارد «کربلا» شد. آن حضرت پرسید: «نام این زمین چیست؟» گفتند:«کربلا».

امام گریست و فرمود: «کرب و بلا» آن گاه فرمود: «ام سلمه به من خبر داد که جبرئیل نزد رسول خدا بود و من نیز بودم. من گریستم. پیامبر مرا در دامان خود نشاند. جبرئیل گفت: «آیا او را دوست می‌داری؟» فرمود: « آری!» گفت: «امت تو او را خواهند کشت و اگر می‌خواهی، تربت آن زمین را که او در آن کشته خواهد شد به تو نشان دهم».

پیامبر فرمود: « آری».

پس جبرئیل زمین کربلا را به پیامبر نشان داد ».

امام حسین علیه السلام خاک آن زمین را بوسید و فرمود: «این همان زمین است که جبرئیل به جدم رسول خدا خبر داد که من در آن کشته خواهم شد».

در روایت دیگری امام علیه السلام چون به زمین کربلا رسید پرسید: «نام این زمین چیست؟»

 گفتند: «کربلا»

فرمود: «پیاده شوید! این جا جایگاه فرود بارهای ماست و ریخته شدن خون ما و محل قبرهای ما. جدم رسول خدا مرا چنین خبر داده است».

آن گاه اصحاب امام پیاده شدند و بارها و اثاثیه خود را فرود آوردند؛ حرّ هم پیاده شد و لشگر او در مقابل امام اردو زدند.

در روز دوم محرم، امام حسین علیه السلام پس از ورود به سرزمین کربلا به اصحاب خود فرمود: «مردم بندگان دنیا هستند و دین را همچون غذایی می‌دانند که تا زمانی که مزه خوش داشته باشد، آن را نگاه می‌دارند، اما هنگامی که (مزه‌اش عوض شود و) آزمونی در کار باشد، تعداد دینداران اندک می‌شود».

امام حسین علیه السلام پس از ورود به کربلا، فرزندان و برادران و اهل بیت خود را جمع کرد؛ بعد نظری بر آنها انداخت و گریست و گفت: « خدایا! ما عترت پیامبر تو، محمد، هستیم. بنی‌امیّه ما را از حرم جدمان راندند و در حق ما جفا کردند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و ما را بر آنها پیروز گردان».

در روز دوم محرم، امام حسین علیه السلام پس از ورود به سرزمین کربلا به اصحاب خود فرمود: «مردم بندگان دنیا هستند و دین را همچون غذایی می‌دانند که تا زمانی که مزه خوش داشته باشد، آن را نگاه می‌دارند، اما هنگامی که (مزه‌اش عوض شود و) آزمونی در کار باشد، تعداد دینداران اندک می‌شود»

ام کلثوم، دختر امام علی علیه السلام، به امام علیه السلام گفت: «ای برادر! در این وادی احساس عجیبی دارم و اندوه هولناکی بر دل من سایه افکنده است».

امام حسین علیه السلام خواهر را دلداری داد و آرام کرد.

 

سخنان امام هنگام ورود به کربلا

قافله امام حسین علیه السلام و به موازات آن سپاهیان حر، به حرکت خود ادامه دادند تا به (نَیْنوا) رسیدند و در اینجا با مردى مسلح که سوار بر اسب تندرو بود مواجه گردیدند و او پیک ابن زیاد و حامل نامه اى از سوى وى به (حر) بود. متن نامه چنین است: جَعْجِعْ بِالْحسَیْنِ حینَ تَقْرَاءُ کِتابى وَلا تُنْزِلهُ اِلاّ بِالْعَراءِ عَلى غَیْرِ ماءٍ  وَ غَیْرِ حِصْنٍ؛ با رسیدن این نامه بر حسین بن على فشار وارد بیاور و در بیابانى بى آب و علف و بى دژ و قلعه اى فرودش آر.

حر نیز متن نامه را براى امام علیه السلام خواند و آن حضرت را در جریان مأموریت خویش قرار داد. امام فرمود: پس بگذار ما در بیابان نینوا و یا غاضریات یا شفیه فرود آییم.

حر گفت: من نمى توانم با این پیشنهاد شما موافقت کنم؛ زیرا من دیگر در تصمیم گیرى خود آزاد نیستم چون همین نامه رسان، جاسوس ابن زیاد نیز مى باشد و جزئیات اقدامات مرا زیر نظر دارد.

در این هنگام زهیر بن قین به امام علیه السلام چنین پیشنهاد نمود که براى ما جنگ کردن با این گروه کم، آسانتر است از جنگ کردن با افراد زیادى که در پشت سر آنهاست و به خدا سوگند طولى نخواهد کشید که لشکریان زیادى به پشتیبانى اینها برسد و آن وقت دیگر ما تاب مقاومت در برابر آنان را نخواهیم داشت.

امام در پاسخ پیشنهاد زهیر چنین فرمود: ما کُنْتُ لاَبْدَاءَهُمْ بِالْقِتالِ؛ (1)  

من هرگز شروع کننده جنگ نخواهم بود.

امام حسین

 

آنگاه امام علیه السلام خطاب به حرّ فرمود: بهتر است یک قدر دیگر حرکت کنیم و محل مناسب ترى براى اقامت خود برگزینیم. حرّ موافقت نمود و به حرکت خود ادامه دادند تا به سرزمین کربلا رسیدند در اینجا حرّ و یارانش به عنوان اینکه این محل به فرات نزدیک و محل مناسبى است از پیشروى امام جلوگیرى نمودند.

وقتى حسین بن على علیهما السلام تصمیم گرفت در آن سرزمین فرود آید، از نام آنجا سۆال کرد، پاسخ دادند که : اینجا را "طف" مى گویند.

امام پرسید نام دیگرى نیز دارد؟ عرضه داشتند:"کربلا" هم نامیده مى شود.

امام با شنیدن اسم "کربلا" گفت: اَللهُمَّ اَعُوذُبِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَالْبَلاء؛ خدایا! از اندوه و بلا به تو پناه مى آورم. سپس فرمود: اینجاست محل فرودآمدن ما و به خدا سوگند همین جاست محل قبرهاى ما و به خدا سوگند از اینجاست که در قیامت محشور و منشور خواهیم گردید و این وعده اى است از جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و در وعده او خلافى نیست. (2)

 

نکاتی تأمل برانگیز

در این گفتار امام حسین بن على علیهما السلام سه نکته جالب و مهم وجود دارد:

1- همان گونه که در گفتار امام در موارد مختلف مکرر و با صراحت و گاهى با تلویح و اشاره آمده است، آن حضرت از جریان حادثه خونین کربلا مطلع و باخبر بود و این مورد نیز یکى از آنهاست که به جزئیات این حادثه و محل وقوع آن که همان سرزمین کربلاست با اتکا به اخبار رسول خدا صلى اللّه علیه و آله شاره مى کند.

هدف پیشوایان و ائمه هدى اصلاح افراد و جلوگیرى از انحراف و به قول امام حسین علیه السلام (امر به معروف و نهى از منکر) است و این هدف هم با توسل به زور و از راه جنگ و خونریزى امکان پذیر نیست بلکه جنگ، آخرین حربه اى است که در صورت مسدود شدن تمام راهها باید به آن متوسل گردید

2- و اما نکته دوم، مسئله راه و روش و برنامه اى است که حسین بن على علیهما السلام در مقام جنگ از آن پیروى مى کند که به قول زهیر بن قین اقدام به جنگ در آن شرایط به نفع آنان و در صورت تأخیر جریان دقیقا معکوس و هزیمتشان مسلم و حتمى است. ولى امام در این شرایط خاص برنامه جنگى خویش را چنین اعلام مى کند که: من شروع به جنگ نخواهم کرد.

و این همان برنامه اى است که امیرمۆمنان علیه السلام در جنگ جمل براى یارانش اعلان نمود آنگاه که در مقابل دشمن خون آشام قرار گرفت، دشمنى که دوبار دست به حمله زده و بهترین مسلمانان و زبده ترین شیعیان على علیه السلام را در شهر بصره به قتل رسانیده است: لا تَبْدَاءُوا الْقَوْمَ بِالْقَتالِ ... شما شروع به جنگ نکنید با شمشیر و نیزه به آنان حمله ننمایید و در خونریزى بر آنان سبقت نجویید، با ملاطفت و مهربانى و با زبان نرم و ملایم با آنان سخن بگویید (تا به جنگ و ستیز وادارشان نکنید). (3)

3- هدف پیشوایان و ائمه هدى اصلاح افراد و جلوگیرى از انحراف و به قول امام حسین علیه السلام (امر به معروف و نهى از منکر) است و این هدف هم با توسل به زور و از راه جنگ و خونریزى امکان پذیر نیست بلکه جنگ، آخرین حربه اى است که در صورت مسدود شدن تمام راهها باید به آن متوسل گردید.

خلاصه اینکه، پاسخ امام در آن شرایط خاص به زهیر بن قین دلیل دیگرى است بر این که منظور آن حضرت از این حرکت رسیدن به یک پیروزى ظاهرى جنگى نبود بلکه امام در تعقیب هدفى بود مافوق آن و در ابعاد وسیع تر.

 

پی نوشت:

1) طبرى، ج 7، ص 308. کامل، ج 3، ص 282. مقتل خوارزمى، ج 1، ص 234

2) ...اَللّهُمَّ اَعُوذُبِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَالْبَلاءِ هاهُنا مَحَطُّ رحالِنا و هاهُنا وَاللّهِ مَحَلُّ قُبُورِنا وَهاهُنا وَاللّهِ مَحْشَرُنا وَمَنْشَرُنا وَبِهذا وَعَدَنِى جَدّى رَسُول اللّه صلّى اللّه علیه و آله وَلا خِلافَ لِوَعْدِهِ؛ (نورالثقلین، ج 4، ص 221. بحارالانوار، ج 10، ص 188)

3) مستدرک حاکم، ج 2، ص 371. کنزالعمال، ج 6، ص 85، حدیث 1311)

دوشنبه 31 تیر 1392  11:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها