0

با ترنم بهاری، تازه شو!

 
zendeyad
zendeyad
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 1201
محل سکونت : کجا بهتر از اینجا!!!

با ترنم بهاری، تازه شو!

با ترنم بهاری، تازه شو!

 


پیغام بهار از پشت درهای بسته هم  به ما می رسد؛ پنجره را بگشا؛ نبض طبیعت دوباره می تپد، زمین و خاک و درخت و آسمان به تکاپو افتاده اند و روزگاررا متحول می کنند.

 

در آبی ترین رنگ آبی آسمان، خورشید می رقصد و زمین بی جان را، به آغوش می گیرد و دم مسیحایی اش را بر آن می دمد و با الوان نورش؛ گرم می شود ، جان می گیرد، نفس تازه می کند ، رنگ می گیرد، سبز می شود فرش زمین؛

و در بخشش باران، دوباره طبیعت نو رویش می کند و جامه سبز به تن می گیرد ؛ طراوت و زایش و رویش در کهن درخت پیر نیز نمایان است حتی آن بوته خشکیده بی آب هم، بهار را صدا می زند. پرواز گنجشک ها و آواز قناری ها در شاخسارهای تازه جوانه زده هم ، آمدن بهار را نوید می دهند.

با ترنم بهاری، تازه شو!

 

آری، نوروز آمده است ، بهار نوروزی آمده است.

نوروز، نبض طبیعت و جشن طبیعت است.

بیداری و زایش نو، رویش شگرف جوانه‌های سبز، بودن و پاک از خاک برون آوردن، گل و سبزه و شکوفه هدیه دادن ، زمزمه ای است که روزگار نو می نوازد و نسیم صبای نوروزی این نواختن رنگین و با شکوه را  به همه جا می برد و سرزندگی طبیعت را جاری می سازد.

آری، این جهان بهاری، این جهان شاداب و زیبا، نواهنگ زندگی دارد؛ شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جوش شكفتن‌‌ها و شور زدن‌ها و سرشار از هیجان‌ هر «آغاز» را به ارمغان می آورد.

گویی بهار با نازهای ترنم بسیارش قصد دارد خفته دلان فراموش کار را از خواب بلند زمستانی بیدار کند .

یقین بدان سختی برای یک لحظه ی اولین گام توست، اگر آن را با جان دل تحرک کنی و جوانه بزنی ... قطعا رشد می کنی و چون بهار شکوفا می شوی ، آمال بارور می کنی و میوه ثمر میدهی

 

 

پس به ندای بهار دل بده و گوش بسپار:

 

از قاب پنجره سبز شو و سبز بیین!

بهاری شو و خواب سرد سنگین زمستانی را به بهای شیرین روزگار طبیعت و جوانه های بارور بفروش. 

نفس کشیدن طبیعت را بنگر و نفست را تازه کن!

همچون طبیعت نو شو و از لاک کهنه بیرون آی!

 گذشته های ناخوش و صعب العبور دیروز  را با همت بهاریت نو کن و گذشت را پیشه ی روزهای آینده و غایت فردایت بنما.

یادت باشد تو هم مثل بهار، جوانه می زنی، رشد می کنی و بارور می شوی و چون گل خود نمایی می کنی ؛ فقط کافی است بخواهی و برخیزی و مرگ گذشت دیروز را،  فراموش کنی...

زندگی و زنده بودن  را اشتیاق روزهایت کنی، کینه شستشو دهی و غسل تطهیر بنمائی ...

با ترنم بهاری، تازه شو!

 

باید دست بر بازوهای اراده ات بگذاری، رها از افکار پلید و شوم شوی، از پستی بلندی دیروز روزگارت عبرت بگیری و محک بزنی راه نرفته های خوشبختی را .

باید شوق فرداهای بهتر در سر بپرورانی و بدانی همت تو گلستان می کند روزگارت را .

باور باید داشته باشی که می توانی چون بهار دوباره زندگی را بعد از سرد روزهای ناجوانمرد شروع کنی ، سبز و سبز تر شوی و بارورتر و پرثمرتر!!

باید  گام برداری و حرکت کنی ...اولین گام سخت است ، دومین گام سخت است، سومین گام سخت است،... چهارمین گام ... پنجمین گام ... ششمین گام هم سخت است و گام هفتم، هشتم و... هم همین طور .

اما یقین بدان سختی برای یک  لحظه ی اولین گام توست، اگر آن را با جان دل تحرک کنی  و جوانه بزنی ...

 قطعا رشد می کنی و چون بهار شکوفا می شوی ، آمال بارور می کنی و میوه ثمر میدهی.   

با ترنم بهاری، تازه شو!

 

 قدم به قدم  به خود نزدیک می شوی،  خود را می شناسی و خود آرمان را آغوش می گیری،...

 بی شک حوّل حالنا الی احسن الحال را به  یقین لمس و تجربه می کنی، محوّل الحول و الاحوال را لبیک میگویی و

 ایمان به پروردگارت قویتر می کنی و یا مقلب القلوب و الابصار را ، پیشه سخت روزگار سردت می سازی و دست بر کمر صبر و همت، تحمل جور می کنی و امیدوار بر تغییر حال می شوی.

فقط کافی است بخواهی و برخیزی و مرگ گذشت دیروز را،  فراموش کنی و قدم برداری...

 

چهارشنبه 26 تیر 1392  11:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها