0

ازدواج

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 42260
محل سکونت : خراسان رضوی

ازدواج

 

http://yedooneh.ir/uploads/pic/www.Yedooneh.ir%20ezdevaj.jpg

 

 

دوستان

طرح سئوالاتی درموردازدواج:

1- چه معیارهاوپارامترهایی برای انتخاب همسردرفکردارید؟

2- آیاطرف مقابلتون خواهدتوانست احتیاجات وبه معیارهای شماپاسخ دهد؟

3- پیشنهاددهیددرموردازدواج آسان وسروسامان گرفتن جوانان چه راهکارهایی به نظرتون می رسد؟

پای صحبت شمادوستان می نشینیم:

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 25 تیر 1392  10:14 AM
تشکرات از این پست
ali_kamali 09303495228 tahmores a_sadri
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:ازدواج

 

با سلام و تشکر

طرح سئوالاتی درموردازدواج:

1- چه معیارهاوپارامترهایی برای انتخاب همسردرفکردارید؟    از نظر اسلام باید همه جانبه بررسی کرد  معنوی و مادی

2- آیاطرف مقابلتون خواهدتوانست احتیاجات وبه معیارهای شماپاسخ دهد؟   اگر کسی سعی و تلاش کند به همه جا میرسد شاید دیر تر اما نتیجه میده  پس هرکس با توجه به تلاشش احتیاجات  طرف مقابل رو  برآوده کنه

3- پیشنهاددهیددرموردازدواج آسان وسروسامان گرفتن جوانان چه راهکارهایی به نظرتون می رسد؟  این که شغل خوب برای جوانان فراهم بشه تا مشکل اقتصادی جوانان حل بشه

 


 

جمعه 28 تیر 1392  5:58 PM
تشکرات از این پست
a_sadri 09303495228 farshon
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

ده سوال ضروری که باید پیش از ازدواج از یکدیگر بپرسید:

همواره از شنیدن واژه “ازدواج”، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و …از ذهن ما می گذرد، امّا خوب، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به ده نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند، اشاره می کنیم تا شما هم بی گدار به آب نزنید!!

۱-     نحوه تصمیم گیری:

ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین ، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.


۲-     وظایف در زندگی


در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخودآگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.

۳-     فرزند در زندگی

در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید؟ فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجاییکه هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را دراین زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.

۴-     عقاید و باورها

شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.

۵- حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده

با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.

۶- انتظارات

البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که  هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل می توانید زندگی خود را متدوام کنید.

۷- رابطه ی جنسی

شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد سکس و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.

۸-مسائل مالی

درمورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود. بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.

۹- صرف زمان با یکدیگر

در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما  دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید،  امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:”هرچه تو بگویی!”، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونیتان، افسردگی روح شما را دربر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

۱۰- اعتیاد، سیگار، الکل…

به عنوان آخرین مطلب ولی در عین حال مهم، به خاطر داشته باشید، دانستن و آگاهی از هر کدام از مصرف مواداعتیاد آور، سیگار، … در یکی از طرفین و با این آگاهی زندگی مشترک را شروع کردن، به معنای سر کردن و قبول وضعیت وی است. بنابراین قبل از ازدواج ضمن روراست بودن و تبادل نظر در این موارد، در صورت تصمیم قطعی برای ازدواج، باز هم با نگاهی عمقی به این مسئله فکر کنید تا بتوانید کنار بیایید.

یک شنبه 3 شهریور 1392  2:54 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

چند سال پیش یک تحقیق جهانی انجام شد

 از مردان  49 کشور جهان پرسیدند که معیار های شما برای انتخاب همسر چیست ؟

و به هر معیار چه امتیازی میدین ؟

سه معیاری که به ترتیب امتیاز اول و دوم و سوم رو کسب کردند اینها بودند :

1- با هوش بودن ، 2- هیجان انگیز بودن ، 3- باز بودن از نظر احساسی .

باهوش بودن که خب فکر میکنم مشخصه ،

هیجان انگیز بودن هم یعنی اینکه یه جوری آدمو به وجد بیاره

که بیشتر نمیتونم توضیح بدم ، مجردین

چیکار کنم با شما 

و باز بودن از نظر احساسی هم یعنی اینکه بلاخره

 یه کارایی بکنه که ..... ، اونم نمیشه بگیم.

در کل نمیشه چیزی گفت .

و میانگین نظر مردان ایرانی با نظر مردان 49 کشور جهان متفاوت بود .

مردان 49 کشور با هوش بودن ، هیجان انگیز بودن و باز بودن از نظر احساسی

و اما مردان ایرانی :

اولین معیارشون نجابت بود که خب خیلی خوبه

که مردان کشور های دیگه کاری نداشتند که نجیب هست یا نه .

دومین معیارشون زیبایی و سومین معیارشون کد بانو بودن یعنی آشپزیش خوب باشه .

دقیقاً بر خلاف معیار مردان 49 کشور .

دوستان ، در بررسی های جهانی مردان برای هوش 12 برابر زیبایی امتیاز قائل شده بودند

یعنی 25 امتیاز به زیبایی داده بودند جزء معیارهای ازدواج و 300 امتیاز به هوش داده بودند

در حالی که زیبایی دومین معیار مردان ایرانی بود

خب از یه پسری پرسیدند که تو چه جور دختری برای ازدواج مد نظرته ؟

گفت یه دختری باشه که کلاً صدا و سیماش خوب باشه

گفتن یعنی چی ؟

گفت خب هم صداش باحال باشه و هم چهرش ، صدا و سیماش دیگه کلاً .

اینجوری به شما بگم اگر ما معیار هامون برای ازدواج درست نباشد ،

ازدواج هایی میکنیم کاملاً غلط ، بیریخت و اشتباه .

آمار به شما بدم که وقتی بررسی شد طلاق هایی که در ایران صورت گرفته

در چند دهه اخیر رو 10 سال قبل ، 20 سال قبل ، 30 سال قبل

دیده شد که حدود 30 درصد طلاق ها در ایران در ازدواج هایی رخ میده که کمتر از

دو سال از ازدواج این آقا و خانم گذشته  .

حدود 48 درصد تقریباً نیمی از طلاق ها در ازدواج هایی رخ میده که کمتر از 4 سال ،

اینها با هم زندگی کردند ،

و سه چهارم طلاق ها در ایران مربوط به زن و شوهرهایی است که کمتر از 10 سال

است که با هم زندگی کردند.

میدونید این آمار چقدر وحشت ناکه ، و برای این است که ما میخوایم به شما

الگوهایی بدیم ، معیار هایی بدیم که لطف کنید درست ازدواج کنید .

ما میخوایم معیارهارو به شما بدیم که دیگه اشتباه نکنیم

موافقید‌ ؟؟؟؟؟

دوستان بریم سراغ معیار های ازدواج ولی قبلش یه نکته ای رو بگم :

هر معیاری رو که من برای ازدواج مطرح میکنم شما فکر میکنید که کار داره

سخت تر و سخت تر و سخت تر میشه ، پنج شیشتا از معیار ها رو بگم میگین

برو بابا اصلاً بگو ازدواج نکنیم دیگه

لطفآ صبوری کنید ، بزارید من معیارها رو بگم به نظر میاد که ازدواج خیلی سخت میشه

وقتی برسیم به بحث جمع بندی معیار های ازدواج به شما قول میدم براتون کار رو

خیلی ساده میکنیم  ولی اول معیار ها رو بشناسیم .

اول چشامونو باز کنیم ، بعد در جمع بندی معیارها میگیم که نه بابا ازدواج

اونقدر هم سخت نیست .

پس نبینم بی تابی کنید هی بگید معیار بک ، معیار دو ، معیار سه ،

اوه ه ه اینجوری دیگه شوهر گیر نمیاد ،

نگران نباشید شوهر به حد وفور و زن به حد وفور وجود داره

الان اگه جای نگرانی هم باشه مردان باید نگران باشند نه خانم ها

بررسی های آماری ما نشون میده که دختران آماده برای ازدواج یعنی بالای 18 سال

و پسران آماده به ازدواج یعنی بالای 23 سال ، وقتی آمار هاشونو نگاه میکنیم

در ازای هر 1000 دختر 1013 پسر داریم

پس همه خانم ها هم ازدواج کنند ، اون 13 تا رو ما نمیدونیم چیکار کنیم .

ولی خوشحال نشین چون همتون ازدواج نمیکنید .

حالا این آقایون همچین خوشحال شدند که انگار اینا همشون ازدواج میکنند .

 

دوستان اولین معیار برای ازدواج ایمان و اخلاق است .

" ایمان و اخلاق " :

من میگم مهمترین معیار است

ما وارد بحث های روانشناسی میشیم ، تطابق شخصیتی رو بررسی میکنیم

ولی واقعاً به نظر من مهمترین معیار ایمان و اخلاق است .

یکی از امام حسن مجتبی (ع) پرسید یابن رسول الله دخترم رو به ازدواج چه کسی دربیاورم ؟

چه شرایطی داشته باشه که من بپذیرم دخترم رو به همسری او دربیاورم ؟

امام فرمودند به کسی که تقوا داشته باشه

میدونی چرا ؟ چون اگه دخترت رو دوست داشته باشه که خب به او محبت میکنه ،

احترام میزاره ، اگه دختر تو رو دوست نداشته باشه به خاطر تقوایی که داره اونو آزار نمیده .

ایمان و اخلاق

رسول الله فرمودند کسی که دختر عزیز و باکرامتش را به فرد بی دینی بدهد

روزی هزار بار از آسمان بر او لعنت فرستاده میشود .

لعنت به تو که بچتو دادی به این آدم بی دین .

کم نیستند الان کسانی که میان مشورت میکنند

میگن دختره خیلی خوبه ، پسره خیلی خوبه ، ولی فقط نماز نمیخونه ، نماز فقط ، نماز !!!!!

میگم همین ؟؟؟؟ نماز !!!!!!

میگن یه جارو برقی اومده دوستان بسیار جارو برقی عالیه ، میدونید چرا ؟

این اولاً خیلی کوچولو موچولوئه ،بعد قیافه خیلی قشنگی داره ،

رنگاش که دیگه دل میبره

این جارو برقی یه دکمه داره میزنی موسیقی در خواستی پخش میشه ، دوست داشته باشی

 مداحی براتون پخش میکنه

یه دکمه داره میزنین عطر پخش میکنه ،

این جارو برقی فقط یه ایراد کوچولو داره و اون اینکه جارو نمیکنه .

خب به چه دردی میخوره ؟؟؟؟

انجام همه ی کارها خوب است به شرط انجام کار اصلی .

یعنی جارو برقی اول باید جارو کنه ، حالا بعد اگه بالانس هم بزنه باحاله دکمه بزنیم پشتک بزنه

( اَه!! چه جارویی‌ ) .

سوره مدثر آیه 42 و 43 :

بهشتیا از جهنمیا میپرسند واسه چی شمارو آوردن جهنم ؟

میگن به این دلیل ، به این دلیل ، به این دلیل و یکیشم همینه نماز نمیخوندیم .

بعضیا میگن حالا نماز نمیخونیم خدا باحاله ، خدا همینجوری میگم نوکرتم ، چاکرتم ......

خب من هم میدونم خدا باحاله ولی ....

یه مثال بزنم که اشتباه نکنیم

من دارم رانندگی میکنم

افسر راهنمایی جلومو میگیره

روزتون بخیر آقای محترم

روز بخیر

لطفاً گواهینامه

اوه من دیشب از آمریکا اومدم ، اینم گذرنامه من

میگه به به خوشبختم ، لطفاً گواهینامه

اوه من ، من نگفته بودم که عضو هیأت علمی دانشگاه استنفورد آمریکا هستم ، اینم کارتم

به به جناب دکتر ، لطفاً گواهی نامه

بله من نگفته بودم که در علوم پزشکی شهید بهشتی هم عضو هیأت علمی هستم ، اینم کارتم

بابا ماشالا آقای دکتر ، لطفاً گواهینامه

شما تا شب کارت نشون بدین اینم تا شب میگه ماشالا ماشالا چشم نخوری ایشالا ،

خب حالا لطفاً گواهینامه

اگه گواهینامه نداری لطفاً پیاده شو .

میتونیم بگیم این پلیس چه پلیس مثلاً بی تربیتیه ، نمیفهمه 30 تا کارت

نشونش دادم بی تربیت میگه گواهینامه .

اون میگه ببین من برای همه 30 تا کارتت هی تا شب میگم ماشالا ، ماشالا ،

حالا گواهینامه نداری عزیزم برو دادگاه ، ماشینتم با جرثقیل میره پارکینگ .

و کاشکی مردم خدا رو به اندازه یک پلیس بپذیرند ، بیشتر نمیخواد .

خداوند میگه شرط عبور از پل صراط و ورود به بهشت گواهینامه داشتن است

که این گواهی نامه نمازه .

آیه صریح قرآن داریم ، روایت تا دلتون بخواد داریم

هر چی هم آدمِ خوبی باشی ها ، وقتی نماز نخونی جزو جهنمی ها هستی .

اینم بگم که خیال نکنین هر کسی نماز خوند بهشتی میشه ، نه

ویلٌ للمصلین ، سوره ماعون آیه 4 و 5

وای بر نمازگزاران .

خیلی از نمازگزاران با کلّه تو جهنمند .

نماز ، مسخره کرده با نماز خوندنش ، داره خمیازه میکشه میگه الله اکبر ،.....

سلام نمازو که میده میگه آخه گلستان سیل اومده ، چند نفر مردن ،

اخبار گوش میکنه تو نماز ، در میزنن بال بال میزنه میگه برین درو باز کنید .

اشتباه نکنیم ، نگفتم هر کی نماز میخونه کارش

 درسته ها ، نماز خون داریم با کلّه تو جهنمه

بهر حال دوستان من همسری باید انتخاب کرد که دین دار باشد .

رسول الله فرمودند : همسر دین دار انتخاب کنید تا خیر و برکت ببینید .

سوره نور آیه 36 :

زنان پلید شایسته مردان پلیدند و مردان پلید شایسته زنان پلید

زنان پاک دامن ، شایسته مردان پاکند و مردان پاک شایسته زنان پاک دامن .

ناریان مر ناریان را جاذبند   نوریان مر نوریان را طالبند

بزارید آتش و آتش ، نور و نور با هم ازدواج کنند

کبوتر با کبوتر ، غاز با غاز

درسته دیگه ؟؟؟؟ نه !

آها باز با باز .

دوستان من ، بعضی ها میگن چقدر خوب شد گفتین ، پس ایمان و اخلاق ،

وای نماز میخونه ........

کی گفت هر کی نماز میخونه مؤمنه ؟

امام صادق (ع) فرمودند : بعضی ها از روی عادت نماز میخوانند و روزه میگیرند

و اگر آنرا ترک کنند ناراحت و مغموم میشوند ، این نشانه دین داری آنها نیست .

ببینم چرا نماز میخونی ؟

میدونی من نماز نخونما یه جوریم ( ایشون نماز میخونن یه جوری نباشن )

عادته دیگه اصلاً نمیشه ، عین صبحانه و نهار و شام شده دیگه ، باید یه جوری خلاصه .........

اشتباه نکنین ، تا یه آقا پسر نماز خون اومد خواستگاری ، تا رفتی

خواستگاری یه دختر خانوم نماز خون ،

خب خدارو شکر ، ایمان ، ایمان .

گول نخوری !!!!!!!!

امام صادق (ع) فرمودند : اگر میخواهید دین داری آنها را امتحان کنید ببینید

آیا راست گو هستند ، آیا امین هستند ؟؟

علی (ع) فرمودند : اگر میخواهید مراتب دین داری کسی رو متوجه بشید ،

ببینید آنجایی که خدا دوست دارد حاضر هست ؟ ، جایی که خدا دوست ندارد حاضر نیست

کاری را که خدا دوست دارد انجام میدهد ، کاری را که خدا دوست ندارد انجام نمیدهد .

این میشه ملاک دید داری .

من سخنران میبینم مدعی ، مدعی ، میگه آقا من اول و آخر و خاورمیانه خودمم

همه سخنرانان هم ماشالا مؤسس در خاورمیانه و

پایه گذار در جهان و بعد هم موقع اذان واستاده داره سخنرانی میکنه

میگم خب تو مسلمان نیستی ، اصلاً به دین تو باید شک کرد .

ادعا هم میخوای بکنی تا سقف .

امام صادق (ع) فرمودند : اگر میخواهید شیعه ی ما را محک بزنید ببینید

آیا هنگام اذان بی تاب نماز میشود .

الان اذانه ، مثلاً من بیام اینجا درباره ازدواج برای شما حرف بزنم ، چه فایده ای داره

این نشانه مسلمانی نیست که .

بسیار خوب ، ما گفتیم ایمان و اخلاق

فلانی چرا این دو تا رو جدا کردی ؟

خب اگه کسی ایمان داشته باشه .....

نه همچین چیزی نیست

ما در عرفا داریم , عارف تند مزاج و بداخلاق

عارفی بوده , کراماتی داشته ها ولی عصبانی .

ممکنه یه بیماری جسمی داره ، ممکنه یه چیزی از درون اونو تحریک میکنه .

در تاریخ اسلام هم اینو داریم

زید بن حارثه فرزند خوانده رسول الله , کسی که با دختر عمه رسول خدا ازدواج میکنه

و از هم طلاق میگیرند به دلیل عدم تفاهم اخلاقی ،

 ایمان بالا ، در حدی که رسول الله اونو فرزند خوانده محسوب میکنه ولی

به خاطر عدم تفاهم اخلاقی جدا میشن .

سعد بن معاذ ، از اصحاب خاص رسول خدا ، کسی که وقتی شهید میشه ، رسول الله برای اینکه ابراز بکنن من چقدر متأثرم با پای برهنه در تشییع جنازه سعد شرکت میکنن

اومده رسول خدا اینور تابوتو میگرفت ، اونورو میگرفت ، زیر این جنازه جابجا میشد ،

ردای رسول الله روی زمین کشیده میشد در تشییع جنازه سعد ،

وقتی او رو در خاک دفن کردند مادر سعد ایستاد بالای قبر ، گفت پسرم بهشت

بر تو گوارا باشد

رسول الله فرمودند چطور با جرأت و جسارت همچین حرفی رو میزنی ؟

اتفاقاً همین الان قبر فشار بسیار زیادی رو به جنازه سعد وارد کرد .

میدونی چرا ؟ چون با خانوادش بد اخلاق بود و خوش رفتاری نمیکرد .

کسی که رسول خدا پابرهنه در تشییع او شرکت میکنه ، میگن الان فشار قبر

بهش وارد شد چون با خانوادش بد اخلاق بود .

پس ایمان و اخلاق دوتاش .

زود گول نخورید اگه کسی حتماً ایمان داشت خب ایشالا اخلاقشونم خوبه دیگه !

نه همچین چیزی نیست و تو روایات تا دلتون بخواد داریم که این دو تا رو جدا آوردن

  " ایمان و اخلاق "

ممکنه با ایمانه ولی یکمی کج اخلاق و بد خلق باشه .

یکی میگفت که این ملاک اول ازدواج رو که گفتین خیلی به دلم نشست

من شریک زندگیمو انتخاب کردم

چرا خانم ؟ گفت میدونی من شیفته اخلاقش شدم

خب میشه بگین چه معیار اخلاقی این آقا دارن ؟

گفت بسیار صادقه بسیار صادق

واقعاً آفرین این ملاک اخلاق خیلی خوبه ،

 گفتم عذر میخوام از کجا فهمیدین صادقه ؟

گفت ببین همون روز اول بهم گفت بابام معتاده منم عرق خورم

من از این صداقتش بسیار خوشم اومد

گفتم بله بله ، بسیار ایشون صادق هستند .

امام موسی کاظم (ع) فرمودند : اگر پسر بداخلاق است به او زن ندهید .

با آدم بد اخلاق ازدواج نمیکنید حتی اگر مؤمن ترین آدم باشد.

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  2:54 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟



● بررسی ازدواج از دیدگاه علمی
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.

● در چه سنی باید ازدواج کرد؟
برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

● معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟
انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است

در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود:

سلامت جسمی و روانی
انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.

منبع درآمد و شغل مناسب
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد. با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود

داشتن نیت و اراده برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد

سن مناسب و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج

همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود

مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی روحی و عاطفی همسر
زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

یک عشق یک همسر
این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد

به همسر خود احترام بگذارید و گذشت داشته باشید
زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد

معنویات
دین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد

زمان مناسب بچه دار شدن
توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از ۳ سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود.

● هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده چیست ؟
متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگیزه های غلط و خود خواهانه نشات میگیرند تعدادی از انگیزه های ازدواج به شرح زیر است :

۱- فشار اطرافیان:
تـاثیراتی است که دوستان،خانواده، جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـی کنند. پیامی که مضمون آن اینچنین است: ”تو باید در یک رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر رابــطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی در تـو وجــود دارد.” در جــامعه فـــشار زیادی به افراد مجرد تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها را بـه حـــــال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک کــرده و ارج نـهـــیم.هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج کند.

۲- رهایی از تنهایی و افسردگی:
بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.

۳- عطش جنسی:
برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.

۴- گریختن از واقعیات زندگی خود:
بسیاری از افراد ازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.

۵- گریختن از رشد و بالندگی:
اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته میشوند.
اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:
• ازدواجهایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.
• در ازدواجهایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.
• ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

۶- احساس گناه:
برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میکنند زیرا که تصور میکنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.

۷- پر کردن خلاء احساسی و معنوی:
اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.

۸- پذیرش اجتماعی:
جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: ”ورود افراد مجرد ممنوع” و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.

۹- تامین مخارج زندگی:
اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.

۱۰- اعتماد بنفس پایین:
برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میکنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج میکنند)

۱۱- اخذ تابعیت کشور دیگر:
اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج میدهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.

۱۲- بی ارزش شمردن ارزش خود:
اینگونه طرز تفکر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند که وظیفه یک فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف میدانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج میکنند همین مسئله میباشد.
به خاطر داشته باشید بسیاری از محققین سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید.

همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولیدمثل است.بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. خداوند کششی بین دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر این کشش میان نر و ماده نبود، آمیزشی میان دو جنس مخالف صورت نمی گرفت، و اگر آمیزش در کار نبود نسل بشر منقرض می گشت.قوی ترین نیرویی که زن و مرد را به یکدیگر می کشاند، غریزه جنسی است. در حقیقت، جاذبه جنسی بین زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقیه آن است؛ ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای این عامل شهوانی و تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل.بهترین دلیلی که می توان بر این مدعا که هدف اصلی از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسی بردن نیست جدائی مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقیم آن هم با وجود تلذذ جنسی در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معیشتی مناسب در خانه است.

سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند.

● مزایای ازدواج سالم و موفق چیست ؟
موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود . تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج موفق برای کودکان و نوجوانان آن خانواده :
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتر ی نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند
مزایای ازدواج سالم برای خانم ها:
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها:
تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

یک شنبه 3 شهریور 1392  2:54 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

زمان مناسب برای پیشنهاد ازدواج دادن و پیشنهاد ازدواج را چگونه مطرح کنیم

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:

۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید:
واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

۲- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید:
پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد:
شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد:
به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید:
بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد:
هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید:
شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید:
صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید:
مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید:
شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید:
صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیـر” و یــا ”شاید”. شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید:
هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید:
زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.

یک شنبه 3 شهریور 1392  2:55 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمی‌گردد. متاسفانه بسیاری از افراد ازدواج را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند و بر این باورند ازدواج موفق، ازدواجی است که مشکلات دوران تجرد را از بین ببرد. به عنوان نمونه تامین نیازهای مادی و جسمانی، برخورداری از موقعیت اجتماعی بهتر، فرار از مشکلات خانوادگی دوران مجردی، داشتن یک همسر زیبا برای خودنمایی، فرار از تنهایی و مسایلی از این قبیل را ملاک اصلی ازدواج قرار می‌دهند و چه بسیار ازدواج‌هایی که به دلیل این باورهای نادرست به طلاق منجر شده است.

بنابراین یک انتخاب موفق باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

مهم‌ترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل می‌گیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود می‌آید. متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه می‌کنند و بر پایه آن می‌خواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیب‌های طرف مقابل می‌بندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترک‌شان به این نتیجه می‌رسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن می‌شود. البته این‌طور نیست که مشکلات پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتن‌های بدون شناخت و دلبستگی‌های احساسی مانع شده تا طرفین واقع‌بین باشند و عیب‌های طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیده‌اند از آن چشم‌پوشی کرده‌اند؛ به این امید که بعد ازدواج بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

برای رسیدن به این شناخت، چه پیش‌شرط‌هایی لازم است؟

مهم‌ترین قدم، ‌رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط‌ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزش‌های زندگی‌اش را مشخص کند و با شناسایی ملاک‌های یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. ما معتقدیم فردی می‌تواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل ۵ گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایده‌آل‌های ما نزدیک باشد اما هیچ صددرصدی وجود ندارد. در کنار این موضوع داشتن شرایط روانی مناسب، تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، داشتن شخصیتی سالم و باثبات و درک متقابل تفاوت‌های میان زن و مرد از جمله پیش‌شرط‌های یک انتخاب مناسب است که می‌تواند به یک شناخت مناسب برسد، رنگ عشق به خود بگیرد و یک ازدواج موفق را رقم بزند. در عین حال ما باید مطمئن شویم که طرف مقابل ما در کنار یک همسر خوب بودن، می‌تواند یک مادر یا پدر خوب هم باشد.

آیا این ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود؟

این موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواج‌های مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همان‌طور که گفتم داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمی‌کند و بحث‌ها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز می‌شود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم می‌شود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ببینید، ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواسته‌های طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواسته‌هایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچک‌ترین مشکلی یک گفت‌وگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترک‌مان گذشت کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم.

بسیاری از افراد بر این باورند در طول زندگی مشترک عشق جای خود را به عادت می‌دهد. آیا این عادت در تعریف زندگی موفق جایگاهی دارد؟

زن و شوهر باید هر چند وقت یکبار گردوخاک زندگی مشترک را بگیرند و با ایجاد تنوع، نگذارند عشق به عادت صرف تبدیل شود. البته عادتی که توأم با عشق باشد نشانه‌ای از یک زندگی مشترک موفق است و نمی‌توان از آن خرده گرفت و اصلا اجتناب‌ناپذیر است. توصیه من به همه زوج‌ها این است که مثلا سالی ۲ هفته از هم دور شوند تا با یک تیر دو نشان بزنند. به این معنا که هم میزان عشق و دلبستگی طرف مقابل را بسنجند و هم مانع شوند تا عشق آنها به یک عادت صرف تبدیل شود. البته نباید فراموش کنیم که پایه یک ازدواج موفق شناخت و پایه یک زندگی موفق عشق، اعتماد، گذشت و صداقت است. درواقع یک زوج موفق خواسته‌ها و انتظارات خود را به صراحت می‌گویند، استقلال و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ می‌کنند و به حریم خصوصی طرف مقابل احترام می‌گذارند، روش‌های حل اختلاف را می‌آموزند و به کار می‌گیرند و برای حفظ رابطه تلاش می‌کنند و نمی‌گذارند عادت جایگزین عشق آنها شود.

حالا اگر بنا به دلایلی به این نتیجه رسیدیم که ازدواج ناموفقی داشته‌ایم یا اینکه دیگر زندگی مشترک موفقی نداریم. در این شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده می‌تواند راهگشا باشد؟

این موضوع بستگی به افراد دارد. زوج‌های موفق قبل از مراجعه به مشاور و بررسی مشکلات پیش آمده، به دادگاه نمی‌روند تا سند طلاق را امضا کنند بلکه می‌کوشند تا مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنند. البته مشاور به شرطی کمک‌کننده است که طرفین خودشان بخواهند بحران را حل کنند و به تکنیک‌های توصیه‌شده به خوبی عمل کنند. متاسفانه در کشور ما زن و شوهر زمانی به مشاور خانواده مراجعه می‌کنند که به بن‌بست رسیده‌اند و به مشاور نیاز دارند تا حکم طلاق آنها را تایید کند. در این شرایط کاری از دست بهترین و خبره‌ترین مشاور هم برنمی‌آید اما اگر زن و شوهر نه برای خراب کردن رابطه بلکه برای حفظ آن به مراکز مشاوره مراجعه کنند قطعا نتیجه خواهند گرفت و می‌توانند ازدواج و زندگی موفقی داشته باشند.

یک شنبه 3 شهریور 1392  2:56 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

 یکی از منابعی که می تواند جوانان عزیز را در انتخاب ویژگی های درست همسر یاری رساند دین و رهنمودهای مبلغان آن یعنی پیامبر گرانقدر اسلام (صلی ااه علیه و آله و سلم) و اهل بیت (سلام الله علیها) می باشد. به همین دلیل در ذیل به مهمترین و اصلی ترین معیارهایی که توسط آنها بیان شده اشاره می شود تا روشنایی باشد در این راه تاریکِ پرفراز و نشیب.

 

1. ایمان و تقوا

 ایمان و تقوا ملاک اصلی انتخاب همسر است. چرا که نقش دین در زندگی بشر بر کسی پوشیده نیست و یکی از ارکان حفظ نظام خانواده، اعتقادات انسان است. کسی که پایبند به دین نباشد هیچ ضمانتی وجود  ندارد که به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک پایبند باشد. پس افراد باید در هنگام ازدواج کسی را انتخاب کنند که هم دیندار باشد و هم در این زمینه با او هم عقیده باشد.

در قرآن کریم آمده است: با زن های مشرک ازدواج نکنید مگر آنکه ایمان بیاورند و همانا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هرچند (زیبایی او) شما را به شگفت آورد و به مشرکان زن ندهید مگر اینکه ایمان بیاورند. همانا غلام با ایمان بهتر از مرد مشرک است، هرچند شما را به شگفت آورد. (بقره/221)

این آیه یکی از شرایط ازدواج، یعنی همتایی دینی همسر را بیان میکند، زن مشرک همتای مرد مسلمان نیست.

مردی به امام حسن (علیه السلام) عرض کرد: «دختری دارم، او را به ازدواج چگونه فردی در آورم؟ حضرت فرمودند: او را به ازدواج مردی با تقوا درآور؛ که اگر دوستش داشته باشد. او را گرامی می دارد و اگر هم دوستش نداشته باشد، به او ستم نمی کند.» (المستطرف، ج 2، ص 218).

 

2. اخلاق نیکو

اخلاق نیک یکی از مهمترین و ضروری ترین اموری است که در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد. این مسئله در احادیث نیز مطرح شده است: مردی در این زمینه با امام رضا (علیه السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. ) وسائل الشیعه، ج14،ص54).

و در حدیثی از پیامبر اکرم می خوانیم: اگر کسی برای خواستگاری نزد شما آمد که اخلاق و دینش را پسندیدید با او ازدواج کنید و...  (همان،ص51.)

با توجه به فرموده پیامبر دینداری و اخلاق از مهمترین ملاک هایی است که باید هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد، زیرا این دو، زیربناهای اصلی زندگی سعادتمندانه محسوب می شوند. به طوری که زندگی بدون آنها تلخ، سخت و غیر قابل تحمل می شود. 

 

3. اصالت خانوادگی

 اصالت خانوادگی به معنای شهرت، ثروت یا موقعیت اجتماعی نیست بلکه به معنای سلامت نفس خانواده و صالح و خوشنام بودن آنان است که هر قدر گستره اش (در نسل های پیاپی) بیشتر باشد، بهتر است. اسلام تأکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی آنها در نظر گرفته شود. زیرا این اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت.  به همین دلیل امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «تَزَوَّجوا فِی الحِجر الصالِح، فَإنَّ العِرق دَسّاس؛ (مکارم الاخلاق، ص 103.) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا بر عرق (نطفه و ژن ها) اثر می گذارد. »

پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در این رابطه می فرمایند: «برای نطفه های خود، بهترین را گزینش کنید. »

 

معیارهای ازدواج از نگاه اسلام

4. کفویت(همتایی)

ازدواج با افراد هم شأن باعث توافق بیشتر در زندگی می شود. بسیاری از اختلافات در زندگی همسران نتیجه عدم تناسب آنها در شئون مختلف است. کفویت در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی و ... مطرح است.

تکیه اسلام در کفویت، بیشتر بر مسأله ایمان و اعتقاد است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مرد مؤمن، کفو و همتای زن مؤمن است؛ و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان.»  (وسائل الشیعه، ج14، ص44.)

بر این اساس بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام) را برای همسری دختر خود انتخاب نمودند. بعضی روایات، کفویت را شامل دو چیز دانسته‌اند: یکی عفت ناشی از ایمان و اعتقاد و دیگری تأمین امکانات زندگی.

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «الکفو ان یکون عفیفاً و عنده یسار؛ (وافی، ج 3، ص 18.) کفو (هم ردیف در ازدواج) کسی است که عفیف باشد و مالی هم داشته باشد.»

 

5. سلامت جسم و فکر

عدم سلامت، مانع از ازدواج نیست، ولی در تداوم زندگی مشترک اثر منفی دارد.

افراد بدون وجود سلامت جسم و روان، نمی توانند روابط مستحکم خانوادگی را بنیان گذارند. زیرا سلامت فکر و اندیشه بر سلامت رفتار و اعتدال در برخوردها اثر به سزایی داردو روابط انسانی زوجین، تابع شرایط نفسانی و روانی آنهاست.

در اسلام ازدواج با بعضی از بیمارن چون بیماران جزامی، جنونی، برصی و... نهی شده است. حتی سلامت فکر و روان نیز در اسلام حائز اهمیت می باشد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.» (جعفریات، ص 92.)

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:01 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

 یکی از منابعی که می تواند جوانان عزیز را در انتخاب ویژگی های درست همسر یاری رساند دین و رهنمودهای مبلغان آن یعنی پیامبر گرانقدر اسلام (صلی ااه علیه و آله و سلم) و اهل بیت (سلام الله علیها) می باشد. به همین دلیل در ذیل به مهمترین و اصلی ترین معیارهایی که توسط آنها بیان شده اشاره می شود تا روشنایی باشد در این راه تاریکِ پرفراز و نشیب.

 

1. ایمان و تقوا

 ایمان و تقوا ملاک اصلی انتخاب همسر است. چرا که نقش دین در زندگی بشر بر کسی پوشیده نیست و یکی از ارکان حفظ نظام خانواده، اعتقادات انسان است. کسی که پایبند به دین نباشد هیچ ضمانتی وجود  ندارد که به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک پایبند باشد. پس افراد باید در هنگام ازدواج کسی را انتخاب کنند که هم دیندار باشد و هم در این زمینه با او هم عقیده باشد.

در قرآن کریم آمده است: با زن های مشرک ازدواج نکنید مگر آنکه ایمان بیاورند و همانا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هرچند (زیبایی او) شما را به شگفت آورد و به مشرکان زن ندهید مگر اینکه ایمان بیاورند. همانا غلام با ایمان بهتر از مرد مشرک است، هرچند شما را به شگفت آورد. (بقره/221)

این آیه یکی از شرایط ازدواج، یعنی همتایی دینی همسر را بیان میکند، زن مشرک همتای مرد مسلمان نیست.

مردی به امام حسن (علیه السلام) عرض کرد: «دختری دارم، او را به ازدواج چگونه فردی در آورم؟ حضرت فرمودند: او را به ازدواج مردی با تقوا درآور؛ که اگر دوستش داشته باشد. او را گرامی می دارد و اگر هم دوستش نداشته باشد، به او ستم نمی کند.» (المستطرف، ج 2، ص 218).

 

2. اخلاق نیکو

اخلاق نیک یکی از مهمترین و ضروری ترین اموری است که در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد. این مسئله در احادیث نیز مطرح شده است: مردی در این زمینه با امام رضا (علیه السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. ) وسائل الشیعه، ج14،ص54).

و در حدیثی از پیامبر اکرم می خوانیم: اگر کسی برای خواستگاری نزد شما آمد که اخلاق و دینش را پسندیدید با او ازدواج کنید و...  (همان،ص51.)

با توجه به فرموده پیامبر دینداری و اخلاق از مهمترین ملاک هایی است که باید هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد، زیرا این دو، زیربناهای اصلی زندگی سعادتمندانه محسوب می شوند. به طوری که زندگی بدون آنها تلخ، سخت و غیر قابل تحمل می شود. 

 

3. اصالت خانوادگی

 اصالت خانوادگی به معنای شهرت، ثروت یا موقعیت اجتماعی نیست بلکه به معنای سلامت نفس خانواده و صالح و خوشنام بودن آنان است که هر قدر گستره اش (در نسل های پیاپی) بیشتر باشد، بهتر است. اسلام تأکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی آنها در نظر گرفته شود. زیرا این اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت.  به همین دلیل امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «تَزَوَّجوا فِی الحِجر الصالِح، فَإنَّ العِرق دَسّاس؛ (مکارم الاخلاق، ص 103.) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا بر عرق (نطفه و ژن ها) اثر می گذارد. »

پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در این رابطه می فرمایند: «برای نطفه های خود، بهترین را گزینش کنید. »

 

معیارهای ازدواج از نگاه اسلام

4. کفویت(همتایی)

ازدواج با افراد هم شأن باعث توافق بیشتر در زندگی می شود. بسیاری از اختلافات در زندگی همسران نتیجه عدم تناسب آنها در شئون مختلف است. کفویت در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی و ... مطرح است.

تکیه اسلام در کفویت، بیشتر بر مسأله ایمان و اعتقاد است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مرد مؤمن، کفو و همتای زن مؤمن است؛ و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان.»  (وسائل الشیعه، ج14، ص44.)

بر این اساس بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام) را برای همسری دختر خود انتخاب نمودند. بعضی روایات، کفویت را شامل دو چیز دانسته‌اند: یکی عفت ناشی از ایمان و اعتقاد و دیگری تأمین امکانات زندگی.

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «الکفو ان یکون عفیفاً و عنده یسار؛ (وافی، ج 3، ص 18.) کفو (هم ردیف در ازدواج) کسی است که عفیف باشد و مالی هم داشته باشد.»

 

5. سلامت جسم و فکر

عدم سلامت، مانع از ازدواج نیست، ولی در تداوم زندگی مشترک اثر منفی دارد.

افراد بدون وجود سلامت جسم و روان، نمی توانند روابط مستحکم خانوادگی را بنیان گذارند. زیرا سلامت فکر و اندیشه بر سلامت رفتار و اعتدال در برخوردها اثر به سزایی داردو روابط انسانی زوجین، تابع شرایط نفسانی و روانی آنهاست.

در اسلام ازدواج با بعضی از بیمارن چون بیماران جزامی، جنونی، برصی و... نهی شده است. حتی سلامت فکر و روان نیز در اسلام حائز اهمیت می باشد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.» (جعفریات، ص 92.)

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:01 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟
در انتخاب همسر باید متوجه باشیم مى‏خواهیم کسى را انتخاب کنیم که یک عمر در کنار او زندگى کنیم. نباید این مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد، زیرا اگر انسان دچار همسر ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ شود، کارش بسیار مشکل خواهد بود. مبادا با خود بگوید: فعلاً ازدواج مى‏کنم و اگر در آینده نتوانستیم با هم زندگى کنیم، می توانیم از هم جدا ‏شویم.
براى انتخاب همسر باید معیارهایى داشته باشیم؛ یعنى دختر و پسر، باید ملاک‏ها و میزان هایى داشته باشند و بدانند چه همسرى، با چه مشخصات و چه صفاتى مى‏خواهد؟ مى‏توان ملاک‏ها و معیارها و خصوصیاتى را که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، به دو قسم دسته بندى کرد:
1 - آن هایى که رکن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتماً لازم اند؛
2 - آن هایى که شرط کمال هستند و براى بهتر و کامل‏تر شدن زندگى اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارند.
به طور کلی ملاک های دسته اول عبارتند از:
1 - تدیّن و دیندارى، کسى که پاى بند دین نیست، تضمینى وجود ندارد که پاى بند رعایت حقوق همسر و ادامه زندگى مشترک باشد. اگر یکى دیندار و دیگرى بى دین باشد، زندگی آنان روى سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بى دین باشند، باز تضمینى وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دیندارى و تدیّن این است که پاى بند کامل به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحى و بى ریشه و بى عمل.
پیامبر(ص) به شخصى که مى‏خواست ازدواج کند، فرمود: «علیک بذات الدین؛ (1) بر تو باد که همسر دیندار بگیرى».
در مورد دیگرى فرمود: «کسى که با زنى به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وامى‏گذارد و کسى که فقط به خاطر زیبایى با زنى ازدواج کند، دراو امور ناخوشایند خواهد دید. کسى که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد».(2)
دین دار بودن، به این است که داراى صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه‏مند به قرآن و اهل بیت پیامبر(ص)، ترس از خدا داشتن، آبرونگه‏دار بودن، اسراف کار نبودن و...
2 - اخلاق خوب از ویژگى‏هاى لازم و اساسى براى همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویى و خوش خلقى نیست، بلکه به معناى اخلاق اسلامى داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است.
پیامبر(ص) فرمود: «اذا جاءکم من ترضون خُلقه و دینه فزوّجوه و ان لا تفعلوا تکن فتنة فى الارض و فساد کبیر؛(3) با کسى که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد».
فردى از امام رضا(ع) سؤال کرد: براى دخترم خواستگارى آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان کان سیئى الخُلق؛(4) اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده».
نمونه خلاق بد، لجاجت و یکدندگى، تکبر نسبت به همسر، بى ادب بودن، بى وفایى، کینه توزى، سوءظن داشتن، سبکى و هرزگى، کم ظرفیتى و بى تابى، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.
3- شرافت خانوادگى: منظور از شرافت خانوادگى، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعى نیست، بلکه منظور نجابت و پاکى و تدین خانوادگى طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوى است با پیوند با یک خانواده و فامیل ایجاد و یک نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: من مى‏خواهم با خود این فرد زندگى کنم و کارى به کار خانواده‏اش ندارم. لذا پیامبر(ص) فرمود: «انظر فى أى شى تضع ولدک فان العرق دساس؛ نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار مى‏دهى، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثى، خواه ناخواه منتقل مى‏شود و تأثیر مى‏گذارد».
پیامبر(ص) فرمود: «بنگرید چه کسى را به همسرى بر مى‏گزینید، زیرا فرزندان، شبیه و مانند دایى هایشان مى‏شوند».(5)
باز حضرت فرمود: «ایاکم و خضراء الدمن قیل یا رسول الله: و ما خضراء الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فى منبت السوء؛ از سبزه‏هاى قشنگى که روى مزبله‏ها سبز میشود، پرهیز کنید. پرسیدند: مقصودتان چیست؟ فرمود: زن زیبایى که در خانواده پلیدى رشد کرده باشد (پسر نیز همین طور).(6)
4 - زیبایى: زیبایى نیز یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت زندگى زناشویى تأثیر به سزایى دارد. اگرانسانى، قیافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگى را بر او تلخ نماید یا حتی بعد از ازدواج دل به دیگری دهد.
به همسران سفارش شده است که خود را براى هم بیارایند و یکدیگر را اشباع و ارضا کنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند.
5 - کفو همدیگر بودن: سنخیت و تناسب و همتایى در علم و سواد و دین و ایمان و فرهنگ و فکر و اخلاق و تحصیلات علمى و سن و مال اگر در تمامى جهات تناسب بیشتر باشد، مشکلات خانوادگى کم‏تر خواهد بود.(7)هر قدر روحیات دختر وپسر به یکدیگر نزدیکتر باشد پیوند ازدواج آن دو از استحکام بیش تری برخوردار خواهد بود.دختر دیندار باید باشخص دیندار ازدواج کند زیرا دیندار وبی دین به طور طبیعی در مواردی با یکدیگر اصطکاک و در گیری خواهند داشت.فرد تحصیل کرده هم باید با شخص درس خوانده ازدواج کند تا یکدیگر را درک کنند.هم چنین تجربه نشان داده است که وقتی اختلاف سن بین دخترو پسر زیاد باشد پس ازگذشت سالیانی چند استحکام خانواده دچار تزلزل می شود.البته همانندی کامل امکان پذیر نیست و نباید در انتخاب همسر وسواسی بود ، ولی همانندی نسبی لازم است.
ملاک‏ها و معیار و مسائل دیگرى که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد است در دسته‏ى دوم قرار مى‏گیرد و مى‏توان از آن صرف نظر کردمانند: هم نژاد بودن یا هم شهری بودن یا هم زبان بودن.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:03 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

آیات متعددی از قرآن کریم ویژگی های همسر شایسته را برمی شمارد که برخی از آنها عبارتند از:

۱-  اسلام

قرآن کریم می فرماید:

عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجاً خَیْراً مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَاراً [تحریم/۵]

(اگر پیغمبر شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش به جای شما همسرانی را نصیب او گرداند که بهتر از شما باشند. زنان دوشیزه یا غیر دوشیزه فرمانبردار، با ایمان، فروتن، توبه کار، پرستشگر)

از این آیه شریفه به دست می آید که همسر مناسب برای زندگی، باید مسلمان باشد و شرایط مسلمانی را رعایت کند و قرآن کریم ازدواج با غیرمسلمان را برای پیروان خویش سفارش نمی کند.

 ۲-  ایمان

ویژگی دیگری که در این آیه و آیات دیگری از قرآن مطرح شده، ایمان است؛ چنانکه قرآن کریم در سوره بقره آیه ۲۲۱ می فرماید:

…وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ… وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ…

(بی‌گمان کنیز مؤمنی از زن (آزاد) مشرکی بهتر است، اگرچه (زیبائی یا ثروت یا موقعیّت او) شما را به شگفتی انداخته باشد… و بی‌گمان غلام مؤمنی از مرد مشرکی بهتر است اگرچه (زیبائی یا ثروت یا موقعیّت او) شما را به شگفتی انداخته باشد)

ایمان یعنی اعتقادی که در اعماق قلب انسان نفوذ کند.

می توان گفت: مهم ترین شرطی که قرآن کریم در آیات متعدد برای همسر مطرح می کند، ایمان و اعتقاد داشتن اوست؛ زیرا ایمان و اعتقاد به خداوند و اسما و صفات او و باور قلبی به روز قیامت و حسابرسی دقیق آن، از آدمی انسانی متعهد می سازد؛ انسانی که شرایط یک همسر خوب را دارد و حقوق همسر خود را زیر پا نمی گذارد. در واقع ایمان واقعی، سبب و سرمنشا همه خوبی هاست.

آری، نه مهریه های سنگین و نه الزامات دیگر هیچکدام نمی تواند مانند «ایمان» و «اعتقاد» شخص را به زندگی و مسئولیت های آن پایبند کند.

بنابراین، اگر در فردی «ایمان قوی» یافتیم، می توانیم امیدوار باشیم که گزینه های دگر را نیز دارد یا اگر ندارد، می تواند آسان تر به دست آورد.

 ۳-  تواضع و فرمانبرداری (قانتات)

بر اساس آیه فوق، تواضع و پرهیز از تکبر و خودخواهی و فرمان برداری یک ویژگی لازم برای همسر است. مادر خانواده اگر اهل فرمانبرداری نباشد و خضوعی را که دین وظیفه او خوانده، ابراز نکند، زندگی از مسیر طبیعی و فطری خود خارج می شود و مشکلات متعددی به بار می آورد؛ البته متواضع بودن زن به معنای ابراز عقیده و اظهار نظر نکردن او نیست، همچنین به این معنا نیست که همیشه حرف پدر خانواده باید حرف اول و آخر باشد، بلکه از مجموع آیات و روایاتی که در این زمینه وارد شده، چنین به دست می آید که مرد نقش مدیر خانواده را دارد که باید با اعمال مدیریت زندگی را اداره کرده و حقوق همه را رعایت کند، و زن نقش مشاور و مدیر داخلی خانه را دارد و مدیر لایق کسی است که اگر دید یکی از اعضای خانواده، اگرچه فرزند کوچک خانواده باشد، حرف حقی را ابراز می کند، سخن او را ملاک عمل قرار دهد.

 ۴- اعتراف به خطا و جبران آن (تائبات)

منظور از توبه کار بودن این است که اگر اشتباهی انجام داد در صدد جبران برآید و با عذرخواهی و ابراز پشیمانی و عزم بر جبران آن، مشکلات به وجود آمده را برطرف سازد. که اگر بعد از انجام اشتباه، متکبرانه بر خطای خود اصرار کند و حاضر به عذرخواهی صادقانه نباشد، گام به گام به سست کردن ستون های زندگی خود نزدیک می شود.

 ۵-  عبادت و بندگی خداوند (عابدات)

عبادت خداوند تنظیم بسزایی در تنظیم روحیه و افکار افراد دارد و باعث آرامش و بهداشت روان و لطافت روح شده و موجبات تقویت ایمان و صالح شدن اعمال آدمی را فراهم می کند؛ از این رو، قرآن یکی از شرایط همسر را اهل عبادت بودن می داند؛ چنانکه در سوره عنکبوت می خوانیم:

…وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ [عنکبوت/۴۵]

(…و نماز را چنان که باید برپای دار. مسلّماً نماز (انسان را) از گناهان بزرگ و از کارهای ناپسند (در نظر شرع) بازمی‌دارد، و قطعاً ذکر خدا و یاد الله (از هر چیز دیگری) والاتر و بزرگتر است، و خداوند می‌داند که شما چه کارهائی را انجام می‌دهید)

بدین ترتیب نقش عبادت در سلامت زندگی معلوم می شود.

 ۶-  سیر طریق اطاعت خدا و اهل معصیت نبودن (سائحات)

«سائحات» جمع «سائح» را بسیاری از مفسران به معنای «صائم» و روزه دار تفسیر کرده اند، ولی به طوری که «راغب» در «مفردات» می گوید روزه بر دو نوع است: «روزه حقیقی» که به معنای ترک غذا و آمیزش است، و «روزه حکمی» که به معنای نگهداری اعضای بدن از گناهان است و منظور از روزه در این آیه، معنای دوم می باشد. این گفته «راغب» با توجه به مناسبت مقام جالب به نظر می رسد، ولی باید دانست که «سائح» را به معنای کسی که در طریق اطاعت خدا سیر می کند نیز تفسیر کرده اند.

با توجه به مطالب فوق می توان نتیجه گرفت: کسی که اهل انجام محرمات الهی می باشد و حدود الهی را رعایت نمی کند، نمی تواند فرد مناسبی برای زندگی باشد زیرا کسی که حقوق الهی را رعایت نمی کند و بی باکانه با خدا مخالفت می نماید، چگونه حقوق بنده او را رعایت خواهد کرد؟

 ۷-  عیب پوشی و تأمین نیازهای همسر

قرآن کریم در سوره بقره آیه ۱۸۷ می فرماید:

…هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ…

(…آنان لباس شمایند و شما لباس آنانید…)

«لباس» از یکسو انسان را از سرما و گرما و از خطر برخورد با اشیاء با بدن حفظ می کند و از سوی دیگر، عیوب او را می پوشاند و افزون بر این دو، زینتی است برای تن آدمی، و این تشبیه در آیه به همه این نکات اشاره دارد، زیرا دو همسر شایسته که عیوب همدیگر را می پوشانند، وسیله راحتی و آرامش یکدیگرند و هر یک برای دیگری زینت می باشند و مهم تر اینکه یکدیگر را از انحراف های جنسی حفظ و این نیاز را نیز تأمین می کنند.

تعبیری که در آیه درباره زن و شوهر آمده، کاملاً ارتباط معنوی زن و مرد و نزدیکی آنها به یکدیگر و همچنین مساوات آنها را در این زمینه روشن می سازد؛ زیرا همان تعبیر که در مورد مردان آمده، درباره زنان نیز آمده است.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:03 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ازدواج

بشر از نخستين روزهاي حضور خود بر عرصه خاك و شكوفايي جوانه هاي تأمّل و تدبير بر شاخسار حيات، به خوبي دريافته است كه خانواده بهترين مأمن انسان و شايسته ترين كانون براي تبلور سكون و اطمينان است. اين امر نشان مي دهد كه خانواده يكي از اساسي ترين و طبيعي ترين نيازهاي انسان به شمار مي آيد. بسياري از مشكلات رواني حاصل از تنش هاي زندگي روزمرّه توسط يك خانواده سالم و بهنجار التيام يافته، جبران مي شود. به همين دليل است كه تحقيقات انجام شده در زمينه مسائل خانواده، در مجموع نشان مي دهد كه افراد ازدواج كرده به طور متوسط، سالم تر و خوشحال تر از آنهايي هستند كه ازدواج نكرده اند.1 البته خانواده مي تواند به شكلي كاملا معكوس، به عنوان منبع مهم ايجاد تنش در زندگي فرد باشد، ولي اگر معيارهاي زندگي سالم در خانواده رعايت گردد، مي توان جلوي تنش ها را سد كرد و خانواده را به تعادل و سلامتي رساند. ازدواج و موفقيت در آن به عنوان يك واقعه اجتماعي، زيستي و فرهنگي، به دليل نقش بنيادين آن در تشكيل خانواده از اهميتي بسيار برخوردار است، به گونه اي كه مي توان گفت: بدون ازدواج، خانواده مفهوم چندان روشن و واضحي ندارد.2

ازدواج به عنوان سنگ بناي اوليه خانواده و به عنوان عاملي اساسي براي زوجيت و همدلي دو جوان و زمينه بالندگي و پيشرفت همسران به شمار مي آيد و انسان ها مي توانند در سايه انديشه و ايمان واقعي و در پناه زوجيتي شايسته، با اطمينان و صلابت، بر ناكامي ها و فراز و نشيب هاي زندگي چيره شوند و از وادي هاي شكست، مصمّم و استوار عبور نمايند و بتوانند از گذرگاه اسفل السافلين به سوي اعلا علّيين، كه همان مقصود خلقت است، راهي بگشايند. به همين دليل، متفكران اخلاقي و حقوقي جوامع بشري درصدد برآمده اند تا بر استحكام اين كانون بيفزايند و ازدواج، اين سنّت تغييرناپذير الهي را در جامعه، هر چه بيشتر تقويت كنند تا انسان ها ازدواج را، كه يك نياز فطري و طبيعي نه تنها براي انسان ها، بلكه حتي در ميان ديگر موجودات نيز به شكل هاي گوناگون وجود دارد، زمينه كسب كمال خويشتن بيابند، و به قول جلال الدين رومي:

بهر آن ميل است از ماده ز نر
تا بود تكميل كار همدگر
ميل اندر مرد و زن حق زان نهاد
تا بقا يابد جهان زين اتحاد

ساختار ازدواج و سن آن در جوامع با همديگر متفاوت است و در واقع، هر جامعه اي با توجه به سبك زندگي و نظام فرهنگي خود، شيوه ها و روش هاي خاصي در زوجيت به وجود آورده است. اين امر در فرهنگ اسلامي نيز موردتوجه ويژه بوده است، بخصوص توصيه گرديده است ازدواج در زمان مناسب آن انجام گيرد تا بركات معنوي، رواني، تربيتي و اجتماعي بيشتري نصيب همسران جوان گردد.

تعريف «ازدواج»
تعريف هاي متعددي براي واژه «ازدواج» ارائه شده است كه به يكي از آنها اشاره مي شود: «ازدواج فرايندي است از كنش متقابل بين دو فرد، يك مرد و يك زن، كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيده اند و مراسمي براي برگزاري زناشويي خود برپا داشته اند و به طور كلي، عمل آنان مورد پذيرش قانون قرار گرفته و به آن ازدواج اطلاق شده است.»3

در بينش اسلامي، مقصود از «ازدواج»، پيوند زناشويي رسمي ميان دو جنس مخالف است كه معمولا بالغ بوده و طبق شرايط شرعي و قانوني لازم انجام گرفته است.

اهميت ازدواج
ازدواج هسته اول ايجاد خانواده و به نوبه خود، واحدي در سنگ بناي جامعه انساني است. ازدواج زمينه ساز مطلوب ترين فرصت براي زيباترين تلاقي چشم ها، گيراترين تبادل كلام ها، استوارترين گام ها، تجلّي متعالي ترين ارزش ها و محبوب ترين كانون نزد خالق متعال است.4 حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)فرمود: هيچ كانوني در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند از كانون ازدواج محبوب تر و عزيزتر باشد.5

ازدواج و گزينش همسر، انتخاب مطلوب ترين همراه و ترسيم روشن ترين طريق سعادت و پاسخي مناسب به عالي ترين نياز فطري انسان يعني وصول به كمال و سعادت است، و به اين معنا حضرت علي(عليه السلام)اشاره فرمود: هيچ يك از ياران رسول خدا(صلي الله عليه وآله)ازدواج نكرد، مگر اينكه ايشان پس از ازدواج آنان فرمود: ايمانش كامل شد.6

ازدواج در منطق قرآن كريم، به وجودآورنده مطمئن ترين و آرام بخش ترين رابطه ها و آغازگر زندگي همراه با طراوت، مودّت و ايثار است. از آيات و نشانه هاي قدرت خداوند اين است كه براي انسان از نوع خود، همسراني آفريد تا در كنار آنان، به آرامش و سكون نايل آيند و بين آنان دوستي و رحمت قرار داد.7 در تفسير اين آيه، گفته شده است: منشأ گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در سايه انس به زن مودّت و رحمتي است كه خداوند بين آنها برقرار كرده و اين مودّت الهي و رحمت خدايي غير از گرايش غريزي نر به ماده است كه در حيوانات هم وجود دارد; و از اين رهگذر است كه زن محبوب رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)واقع شده است; فرمود: من از دنياي شما، سه چيز را دوست دارم: زن، بوي خوش و نور چشم من در نماز است.8 چيزي كه مايه سكون است همان مودّت و رحمت الهي است كه جاذبه اي معنوي بين زن و مرد ايجاد مي كند، وگرنه شهوات نمي تواند نشانه اي از نشانه هاي خدا باشد و موجب آرامش گردد.9 اين پيوند مقدّس، روان پرالتهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزديك مي كند و او را در دريايي از صفا و مودّت غوطهور مي سازد و موجب مي شود تا اين دو همسر جوان در كنار همديگر، با نشاط زندگي مشترك را آغاز كنند. البته اين نتيجه وقتي حاصل مي گردد كه در انتخاب همسر و تشكيل خانواده، معيارهاي شرعي و اخلاقي رعايت شود.

ازدواج علاوه بر آرامش رواني و ارضاي غريزه جنسي، تعهّد و تكامل اجتماعي را در پي داشته و زمينه ساز بروز استعدادها و توانمندي هاي نهفته دروني مي گردد. شهيد مطهّري درباره نقش ارزنده ازدواج مي گويد: «... يك پختگي و پويايي وجود دارد كه جز در پرتو ازدواج و تشكيل خانواده پيدا نمي شود، در مدرسه پيدا نمي شود، در جهاد با نفس پيدا نمي شود، در نماز شب پيدا نمي شود; اين كمالات را فقط بايد در ازدواج و تشكيل خانواده به دست آورد. و لذا، هيچ وقت نمي شود كه يك كشيش، يك كاردينال به صورت يك انسان كامل در بيايد، اگر واقعاً در كاردينالي خودش صادق باشد.»10

آية اللّه مكارم شيرازي در اين زمينه مي نويسد: «بعد از ازدواج، شخصيت انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعي مي شود و خود را مسئول حفظ همسر و آبروي خانواده و تأمين وسايل زندگي فرزندان آينده مي بيند. به همين دليل،تمام ابتكار و استعداد خود را به كار مي گيرد و از ظرفيت هايوجودي خود كمال استفاده را مي برد و به بالندگي بيشتري نايل مي شود.»11

آثار تربيتي ازدواج
ازدواج اولين گام يك فرد، براي ايجاد و تكوين زندگي مشترك با فردي از جنس مخالف است. چنانچه اين گام در زمان مناسب و به شكل صحيح و سنجيده برداشته شود، كاركردهاي مناسب و پيامدهاي سازنده آن در طول زندگي مشترك ملموس خواهد بود. در اين مقام، به برخي از آثار تربيتي ازدواج به طور گذرا اشاره مي شود:

1. كمالات معنوي
علّامه محمّدتقي جعفري در پاسخ اين سؤال راسل كه چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و آن را قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با ازدواج مي خواهد انسان واقعي به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانيت مطرح است.»12

ازدواج در فرهنگ اسلامي، پيوندي مقدّس است كه موجب حفظ دين،13 افزايش ثواب عبادات،14 و به وجودآورنده مودّت و رحمت است. ازدواج همچنين عاملي مؤثر در حفظ پاك دامني و طهارت دل هاست. رسول گرامي(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد:15 هر كس مي خواهد خدا را در حال پاكيزگي و طهارت ملاقات كند به وسيله ازدواج عفّت پيشه سازد.16 به وسيله ازدواج، يكي از سركش ترين نيروها يعني غريزه جنسي، ارضا شده، ميل به انحراف در انسان كاهش مي يابد و در واقع، هواي نفس، كه منشأ بسياري از ناهنجاري هاست، تا حد زيادي مهار مي گردد و مهار هواي نفس از يك سو، و رحمت و مودّت الهي كه در ازدواج حاصل مي شود از سوي ديگر، موجب كمال نفس و نورانيت دل مي گردد; زيرا كسي كه به طرف گناه و ناهنجاري نرود و مشمول عنايات الهي باشد، به نورانيت درون و قلب نايل مي گردد.

2. عفّت و دوري از گناه
در اثر ازدواج غريزه جنسي، كه يكي از قوي ترين غرايز انساني است، در مسير طبيعي خود قرار مي گيرد و اين پديده به نوبه خود، موجب مي گردد تا انسان از گناهاني كه به خاطر ميل جنسي انجام مي دهد تا حد زيادي مصون بماند و هيچ گاه دامن خود را به روابط جنسي نامشروع، كه از نظر دين جزو گناهان كبيره است، آلوده نسازد. همچنين ازدواج موجب مي گردد تا انسان در مسير كمال و خودسازي معنوي بيشتر قدم بگذارد و خود را از گناه دور سازد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: هر كس در آغاز جواني ازدواج كند شيطاني كه مأمور اوست فرياد مي زند: اي واي! او دو ثلث دينش را از دسترس من حفظ كرد، و ثلث ديگر را هم مي تواند با تقوا حفظ كند.17

حضرت رسول(صلي الله عليه وآله) همچنين درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج مي فرمايد: اي گروه جوانان! هر يك از شما كه مي تواند ازدواج كند، اقدام نمايد; زيرا ازدواج موجب مي گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفّت انسان حفظ گردد.18

به گفته دانشمندان اخلاق، انگيزه اصلي گناهان و انحرافات اخلاقي و تربيتي، سه قوّه است: 1. قوّه شهويه; 2. قوّه غضبيه; 3. قوّه وهميه. اين سه قوّه در مرز تعديل خود، در وجود انسان براي دفع مفاسد و جلب ارزش ها لازمند. نيروي غضب براي دفاع و مبارزه با تجاوزات بيگانه، نيروي شهوات در مسير طبيعي براي بقاي نسل و لذت ها و تفريحات سالم، و نيروي وهميه براي كسب امور عادي در حدّ طبيعي لازم است. ولي طغيان و يا تعطيل آنها موجب افراط و تفريط شده، انگيزه انحراف و فساد خواهد گرديد.

در قوّه شهويه، مهم ترين عامل تعديل صحيح آن در شهوت جنسي، «ازدواج» است. ازدواج موجب كنترل اين قوّه شده، آن را از تجاوز و طغيان باز مي دارد. وقتي جلوي طغيان شهوات گرفته شود، زمينه براي كسب عفّت و دوري از گناه مهيّا مي گردد و انگيزه گناه از بين خواهد رفت.

غريزه جنسي مانند آب رودخانه، مايه حيات است. اگر در جلوي آن سدّي بسته شود و دريچه اي پشت سر آن قرار گيرد، آب هاي رودخانه، مايه حيات دام ها و گياهان خواهد بود و جمع شدن آب نه تنها موجب ضرر و سيلاب نمي گردد، بلكه با باز كردن سد در هنگام نياز به آب، مي توان از آن استفاده بهينه و منطقي نمود. كنترل شهوات و ارضاي آن از طريق ازدواج، مانند آب رودخانه و پشت سد، مايه حيات و به ارمغان آورنده عفت و پاك دامني در جامعه است.19

3. احساس مسئوليت
انسان تا وقتي تنهاست، بيشتر به فكر خود است و حركت او به سوي بي بندوباري و هرزگي، چندان دور از انتظار نيست، بخصوص اگر دين نداشته باشد، احساس مسئوليت هم نمي كند; ولي اگر ازدواج كرد، فكر مي كند كه تنها نيست، بلكه پيش وجدان خود، مسئوليت زن و فرزند نيز را بر عهده دارد. از اين رو، حركت او به سوي بي بند و باري دشوار مي نمايد و ازدواج مانند سدّي در سر راهش، او را كنترل مي كند.

شواهد بسياري وجود دارد كه جوانان بسياري پس از ازدواج، سر به راه شده اند و سبك سري و بيراهه رفتن هاي گذشته را ترك نموده اند. اين سخن نُقل مجالس شده است كه جوانان ازدواج كرده در گفتار خود مي گويند: «ما ديگر ازدواج كرده ايم و مثل سابق نمي توانيم به هر جا برويم. براي ما كه زن و بچه داريم، عيب است به هر راهي پا بگذاريم.»

اين همان «احساس مسئوليت» است كه به اين صورت جلوه مي كند. احساس مسئوليت پايه مراقبت و كنترل و دوري از هرزگي و اعتياد و ساير انحرافات خواهد شد. احساس مسئوليت همان وجدان اخلاقي و «نفس لوّامه» است كه نقش بسياري در پاك زيستي و انضباط رفتاري دارد.

وجدان اخلاقي و احساس مسئوليت در حقيقت، دادگاه كوچكي در درون جان انسان است. هنگام كار نيك، احساس آرامش دروني به وجود مي آورد و روح انسان را لبريز از شادي و نشاط مي كند، و هنگام خطا و جنايت، طوفاني از غم و اندوه در درون جان پديد مي آورد. چنين احساسي قطعاً نيروي مهمي براي جلب سعادت و دوري از هرگونه انحراف است. آري، ازدواج صحيح، نقش سازنده اي در ايجاد چنين احساسي در انسان دارد.

آثار اجتماعي و روان شناختي ازدواج

1. آرامش و امنيت خاطر
مهم ترين نيازي كه در پرتو ازدواج، برآورده و تأمين مي گردد، نياز به آرامش و امنيت خاطر است. اين نياز، كه در سرشت انسان ريشه دارد، چنان قابل توجه است كه خداوند منّان در قرآن كريم، ايجاد آرامش خاطر از طريق ازدواج را يكي از آيات خود معرفي كرده است.

بنابراين، همسر موجب آرامش خاطر و امنيت دل است، و جوان را كه در اوايل جواني با احساس تنهايي، بيهودگي و نداشتن پناهگاه عاطفي، دست به گريبان است، به جايگاه امن رهنمون مي شود و موجب مي گردد تا همسران با اتّكا به همديگر در مقابل امواج و گرفتاري هاي زندگي مقاومت كنند و با اميدبخشيدن به همديگر، به زندگي محبّت آميز خود ادامه دهند.

امام رضا(عليه السلام)درباره فوايد همسر شايسته مي فرمايد: «هيچ منفعتي بهتر از همسر شايسته نيست; همسري كه وقتي انسان او را مي بيند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد.»20 يعني در حضور او، به نوعي او را شادمان مي كند و در غيبت او هم كاري مي كند كه اگر شوهر متوجه عمل او گردد شادمان شود.

2. توليد نسل
يكي از ثمرات بزرگ ازدواج، بقاي نسل بشريت است كه مطابق هدف آفرينش است. همسران جوان از طريق فرزنددار شدن موجب پيوند بين نسل ها مي گردند و با پرورش فرزندان صالح و مؤمن، در اصلاح جامعه انساني شريك مي شوند و روح بندگي خالق متعال را، كه هدف اساسي خلقت انسان است، در عرصه گيتي گسترش مي دهند. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «ازدواج كنيد تا صاحب فرزند شويد. قطعاً من به زيادي شما در روز قيامت بر امّت هاي ديگر مباحات مي كنم.»21 اين نكته بسي واضح و روشن است كه پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله) به صِرف زيادي جمعيت مباحات نمي كند، بلكه مباحات پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) به خاطر جمعيتي است كه بندگي خدا كرده باشند و از طريق انجام وظايف ديني و انساني، موجب آباداني مادي و معنوي جهان گردند.

3. سلامت و امنيت اجتماعي
ازدواج و تأسيس كانون خانواده، براي سلامت و امنيت جامعه مفيد است و زمينه ارتكاب جرم و بزه كاري را كم مي كند. آماري كه توسط محققان علوم اجتماعي ارائه مي گردد مؤيّد اين مطلب است. در يك تحقيق ميداني كه بر 500 تن از جوانان انگلستان انجام گرفت، اين نتيجه به دست آمد كه جوانان پس از ازدواج و تشكيل خانواده، كمتر به انجام اعمال مجرمانه روي مي آورند و خلاف كاري و جرم در آنان كاهش مي يابد، و در مقابل، افرادي كه مجرّدند به اعمال خلاف و بزه كاري اجتماعي بيشتري روي مي آورند و زمينه كارهاي ناهنجار در آنان بيشتر است.22

پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: «بيشتر اهل جهنّم مجردها هستند.»23 اين حديث شريف به روشني دلالت مي كند بر اينكه گناه و ناهنجاري در ميان مجرّدها بيشتر است و به همين دليل، گرفتار آتش شده اند و وقتي گناه و ناهنجاري از طريق مجرّدها بيشتر شود، امنيت اجتماعي و سلامت رواني اجتماع به مخاطره مي افتد.

ويل دورانت، دانشمند معروف، درباره ترغيب به ازدواج و فوايد آن مي گويد: «اگر راهي پيدا شود كه ازدواج در سال هاي طبيعي انجام گيرد، فحشا، امراض رواني، تنهايي بي ثمر، عزلت ناپسند و انحرافات جنسي، كه زندگي را لكّه دار كرده است، تا نصف تقليل خواهد يافت... عشق جنسي جوانان، زودتر از توانايي اقتصادي شان فرامي رسد. ما نبايد از اين پيشامد رم كنيم و بگذاريم آن عشق افسرده شود و بميرد. ازدواجي كه بر پايه عشق تازه و نمرده دختر و پسر انجام مي شود، در طي سال هاي درازي، زندگي آنها را معطّر و خوش بو مي كند، وگرنه عميق و طبيعي و آرماني نخواهد بود.»24

4. تقويت و تثبيت صفات جنسي
عبور از مرحله كودكي و نايل شدن به بزرگ سالي، نيازمند دست يابي به هويّت جنسي و نقش جنسيتي است كه اين دو بر اثر ازدواج و انتخاب همسر تثبيت مي شود; زيرا وقتي در جامعه به فردي، «همسر» يا «شوهر» خطاب شود، در او اين حس را به وجود مي آورد كه به مرحله بزرگ سالي رسيده است و از او انتظار مي رود تا مثل يك بزرگ سال رفتار كند و از اين رو، احساس مسئوليت بيشتري نموده، سعي مي كند نقش جنسي خود را بهتر انجام دهد. در واقع، دختر و پسر به واسطه ازدواج، به شناختِ خود، عمق مي دهند و زنانگي25 و مردانگي26 خويش را ابراز مي كنند و به بسياري از دل مشغولي هاي خود پايان مي دهند و باورها و ارزش هاي محوري جامعه را در درون خود تثبيت كرده، نسبت به آن متعهد مي شوند، و در نتيجه، خود را از پراكندگي نقش ها رهانيده، به انسجام در هويّت جنسي روي مي آورند. به بيان ديگر، ازدواج به ساختاري مي ماند كه پيوسته زنان و مردان را تحت تأثير قرار مي دهد تا به رفتار خود شكل منطقي دهند و از همه مهم تر، موجب مي شود تا احساس زن و مرد بودن در آنان تقويت گردد.27

5. رشد و شكوفايي استعدادها
ازدواج زمينه بروز خلّاقيت ها و موفقيت ها را در همسران افزايش داده، همچنين موجب مي شود تا فضايل اخلاقي و انساني در آنان به فعليت برسد. وقتي از مرد خانواده انتظار مي رود تا هنگام ضرورت براي حمايت از خانواده خويش، ايستادگي كند. اين انتظار روحيه دفاع و جوان مردي را در او تقويت خواهد كرد. همچنين به وجود آمدن شرايط مادري براي زنان، موجب مي شود تا با تحمّل مشكلات فرزندپروري و شوهرداري، به كمال روحي بيشتري برسند و روح خود را در اثر شكيبايي و ايثار بالنده كنند و از طريق مسئوليتي كه در خانه و خانواده دارند، به تلاش بيشتر روي آورند و استعدادهاي خود را براي اداره مناسب خانواده به كار گيرند و در نتيجه، به موفقيت بيشتري نايل آيند. دكتر افروز در اين باره مي نويسد: «ازدواج، آغار لطيف ترين و گرمابخش ترين رابطه ها و به فعليت رساندن همه استعدادها و قابليت ها و بهره مندي از عالي ترين تكريم هاست.»28

سن مناسب ازدواج
يكي از مسائل اساسي در ازدواج، كه درباره آن نظريات متفاوتي در ميان انديشمندان مطرح شده، بحث سن مناسب ازدواج و همسرگزيني است. در اين باره، افراد تحت تأثير فرهنگ اجتماعي كه در آن زيست مي كنند، معيارهايي بيان نموده اند. اما اگر بخواهيم بدون تأثيرپذيري از آداب و رسوم اجتماعي و بدون توجه به نظريات متناقض در اين زمينه، به بررسي موضوع به طور واقع بينانه بپردازيم، بايد چند مطلب را مورد توجه قرار دهيم:

الف. وقتي انسان به درون خود توجه مي كند و خواسته هاي غريزي را بدون لحاظ آداب و رسوم و قراردادهاي اجتماعي، در نظر مي گيرد، متوجه اين نكته مي شود كه بعضي از نيازهاي انسان به قرارداد اجتماعي و آداب و رسوم بستگي ندارد و هر زماني كه احساس نياز شود بايد برآورده گردد. درست همان گونه كه در وجود انسان نياز به غذا و آب وجود دارد و در موقع تشنگي بايد آب بياشامد و در موقع گرسنگي غذا بخورد، نياز به ازدواج و تشكيل خانواده، يك نياز فطري و دروني است كه خداوند متعال از روي حكمت و مصلحت، اين نياز مقدّس و اساسي را در وجود انسان قرار داده است و اين نياز هم در زمان مناسب سر برآورده، طلب ارضا مي كند. اگر اين نياز به تأخير انداخته شود و يا به طور ناصحيح و غيرطبيعي ارضا گردد، موجب انحراف و فساد انسان و جامعه مي گردد و اخلاقيات را در جامعه تهديد كرده، ارزش هاي انساني را تضعيف مي كند. حضرت علي(عليه السلام) درباره اطاعت از شهوات مي فرمايد: «هر كس از شهوات و خواسته هاي جنسي خود اطاعت كند، گم راه مي گردد.»29 يعني اگر نتواند از قواي جنسي در مسير درست و راهي كه خداوند براي آن لحاظ كرده است استفاده كند، در هلاكت و گم راهي وارد شده است.

غريزه جنسي داراي نيرويي فوق العاده است و مهار آن بسيار سخت، بخصوص در ابتداي جواني كه اين نيرو در اوج خود قرار دارد و اگر دختر و پسر جوان به ازدواج اقدام نكنند ممكن است به انحرافات جنسي روي آورند و اين انحرافات موجب مي گردد تا بنيان هاي خانواده متزلزل شود و گناه و ناهنجاري در جامعه توسعه يابد و البته ايمان و تقوا مي تواند فرد را از گناه حفظ كند و موجب كنترل افراد گردد، ولي جوانان در سطوح ايماني متفاوتي هستند و همه آنها از تقواي لازم برخوردار نيستند.

ب. از اين نكته نبايد غافل بود كه خانواده علاوه بر مسائل زناشويي و همسري، محل تربيت و پرورش فرزنداني مؤمن، متعهد، سالم، توانمند و با كفايت است و نقش والدين در اين عرصه بسيار قابل توجه، و تا خودِ والدين به كمالات عقلي و اعتقادي و ديني قابل قبولي نرسيده باشند، نمي توانند فرزنداني برومند و رشيد و صاحب كمال تربيت كنند. از اين رو، علاوه بر بلوغ جنسي، لازم است نوجوان و جوان به حدّ قابل قبولي از كمال عقلي و تربيتي هم رسيده باشند.

ج. خانواده كانون محبت و ايجاد آرامش براي همسران و فرزندان است و يكي از اهداف بلند ازدواج همين كه همسران در زندگي مشتركي كه تشكيل داده اند، به آرامش روحي نايل شوند و با ارتباط عاطفي كه بين آنان برقرار مي گردد به كمال و بالندگي دست يابند و از طريق ابراز علاقه به همديگر، نياز روحي خود را تأمين كنند. اين غرض حاصل نمي گردد، مگر وقتي دختر و پسر علاوه بر بلوغ جنسي، به بلوغ عاطفي هم رسيده باشند، وگرنه آن خانواده بنياني متزلزل خواهد داشت و نمي تواند خانواده موفق و بهنجاري باشد.

با توجه به نكات مزبور و با توجه به آموزه هاي ديني در اين زمينه و بادرنظرگرفتن تحقيقات روان شناختي،معيارهاي اساسي و بنيادي كه در ازدواج و سِن مناسب آن بايد ملاحظه شود، بيان مي گردد تا هر فردي شرايط خود را با اين معيارها محك بزند و در صورت مساعد بودن شرايط، به امر ازدواج اقدام نمايد:

1. بلوغ جنسي
مرحله «بلوغ» به عنوان آغاز دوره نوجواني با بروز فعل و انفعالات و ترشّحات هورموني در غدد درون ريز، با تغييرات سريع و محسوس در ويژگي هاي ظاهري بدن و حتي ويژگي هاي رواني همراه است و اين تغييرات نوجوان را آماده وارد شدن به عرصه بزرگ سالان مي كند و در او از لحاظ زيستي و رواني اين آمادگي را ايجاد مي نمايد تا در دنياي بزرگ سالي وارد شود. كسي كه مي خواهد به ازدواج اقدام كند لازم است تا به بلوغ جنسي رسيده باشد; يعني در درون خود، علاقه و نياز به جنس مخالف را احساس كند و از نظر جنسي، به مرحله اي رسيده باشد كه بتواند همسر خود را ارضا كند و خودش هم نيازمند ارضا باشد; زيرا كسي كه به بلوغ جنسي نرسيده است قادر نخواهد بود با همسر خود اُنس و الفت ايجاد كند و نيازهاي روحي او را برآورده سازد و كانون زناشويي، كه در آن اُنس و الفت نباشد، دوام نخواهد آورد و متلاشي مي شود. تحقيقات اجتماعي كه در اين زمينه انجام شده، بيانگر اين نكته است كه درصد طلاق در همسراني كه در سنين پايين ازدواج كرده اند بيشتر است.30

بر اساس روايتي كه از امام صادق(عليه السلام) نقل گرديده است، شخصي به امام(عليه السلام)عرض كرد: ما فرزندان خود را در كودكي به ازدواج در مي آوريم. امام صادق(عليه السلام) در جواب فرمودند: «اگر آنان را در خردسالي و سنين پايين به ازدواج درآوريد، بسيار بعيد است كه با هم اُنس و اُلفت بگيرند.»31 اين روايت با عنايت به «دشواري انس»، ازدواج در سنين پايين را مناسب نمي داند.

2. بلوغ عقلي
خانواده به عنوان گروه كوچك (زن، شوهر و فرزندان) نيازمند مديريت و رهبري است و همسران، بخصوص پدر، بايد بتواند اين مجموعه را در حدّ قابل قبولي اداره كند و اين امر در عصر حاضر، كه معمولا خانواده ها به صورت خانواده هسته اي يعني متشكّل از زن و مرد و فرزندان هستند، اهميتي مضاعف پيدا مي كند و سرپرست خانه بايد به مرتبه اي از بلوغ عقلي رسيده باشد كه بتواند توانايي اداره اين مجموعه را داشته باشد، وگرنه اين خانواده دچار هرج و مرج و بحران مديريتي خواهد شد. حضرت علي(عليه السلام)در روايتي مي فرمايد: «از ازدواج با افراد احمق و نادان پرهيز كنيد»;32 زيرا افراد نادان و احمق نمي توانند كشتي زندگي را سلامت به سرمنزل مقصود برسانند و در تربيت فرزند و همسرداري دچار مشكل مي شوند. البته بايد توجه داشت كه بلوغ عقلي از مفاهيمي است كه داراي مراتب متعدد بوده و بسياري از انسان ها به مراتب عالي آن نايل نمي شوند. معيار بلوغ عقلي در ازدواج، مرتبه اي است كه انسان بتواند خانواده را در حدّ متعارف و قابل قبولي اداره كند.

3. رشد عاطفي
رشد عاطفي شخص مستلزم بروز و ظهور رفتارهاي آشكاري همچون قدرت برقراري و حفظ روابط شخصي با ديگران، درگير شدن در تعاملات عاطفي، توان درك احساسات متقابل و توسعه حسّ همدلي و قدرت ابراز علاقه و محبت به همسر است. ازدواج، كه يك پيوند تعهدآور و مسئوليت آفرين است و فرد را در نوع جديدي از روابط شخصي و نزديك درگير مي سازد، به رشد عاطفي فرد بستگي دارد. اين امر، به ويژه در خانواده هاي امروزي، كه در مقايسه با خانواده هاي دوره هاي پيشين، در بسياري از زمينه ها تفاوت اساسي دارند، ضرورت بيشتري پيدا كرده است. ترديدي نيست كه موفقيت ازدواج به برخورداري همسران از استعدادها و ظرفيت هاي عاطفي بالا براي تبادل احساسات مثبت در تعاملات مشترك خانوادگي وابسته است33 و هر قدر تبادل عواطف بين دو عنصر اصلي خانواده يعني زن و شوهر بيشتر باشد، خانواده از استحكام بيشتر و بالندگي بهتر برخوردار خواهد بود. در منابع اسلامي، روايات زيادي بر اهميت نقش و ويژگي هاي شخصيتي مثبت مانند روحيه سازگاري، همدلي، عطوفت و مهرباني، و اظهار علاقه به همديگر وارد شده است كه ثمره اين توصيه ها در استحكام و پويايي خانواده و روابط عاطفي همسران تجلّي مي كند.

در اين باره، به دو روايت از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) اشاره مي شود; يكي درباره اظهار محبت از سوي مرد و ديگري درباره اظهار محبت از سوي زن مي باشد:

پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «اگر مردي به همسر خود بگويد: من تو را دوست دارم، اين سخن هرگز از قلب زن بيرون نمي رود.»34 پُر واضح است كه وقتي محبت مرد با اين يك كلمه در قلب زن جاي مي گيرد، اگر هزاران بار اظهار محبت شود و مرد به مرحله بلوغ عاطفي رسيده باشد و بتواند اين كار را انجام دهد، آن خانواده كانون صفا و مهر خواهد بود و هرگز متزلزل نخواهد شد.

ايشان در حديثي ديگر چنين مي فرمايد: «حق مرد بر زن اين است كه زن ملازم خانه باشد و به شوهرش دوستي و محبت و مهرباني كند و از به خشم آوردن او اجتناب كند و آنچه مورد رضايت اوست انجام دهد.»35 در اين روايت شريف، اظهار محبت و مهرباني به شوهر از وظايف زن دانسته شده است و اگر كسي به رشد عاطفي نرسيده باشد، نمي تواند اين وظايف را برآورده كند و زندگي مشتركي كه در آن محبت و عواطف نباشد، نمي تواند سكون و آرامش براي اعضاي خانواده به ارمغان بياورد.

4. رشد اجتماعي
رشد اجتماعي فرد، كه طي فرايند جامعه پذيري شكل مي گيرد، در قالب ويژگي هايي همچون قدرت تشخيص وظايف و مسئوليت ها، قدرت انتخابگري، اعتماد به نفس، انجام كنش هاي متعارف، استقلال نسبي در انجام وظايف، مسئوليت پذيري، التزام به رعايت هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي و توان درگير شدن در روابط پيچيده اجتماعي ظهور مي يابد. اين مرحله از رشد در همه عرصه هاي روابط اجتماعي و به ويژه روابط زناشويي اهميت خاصي دارد، و اگر همسران به اين مرحله از رشد ـ اگرچه طور نسبي ـ نرسيده باشند، با مشكلات عديده اي رو به رو خواهند بود.

بر اساس مطالعات انجام گرفته بر روي ازدواج هاي سنين پايين، بسياري از آسيب ها و مشكلات خانوادگي در اين قبيل ازدواج ها، از ضعف رشد اجتماعي زوجين يا يكي از آن دو و عدم آمادگي لازم براي ايفاي وظايف خانوادگي و همسري در آنها نشأت مي گيرد.36

در احاديث اسلامي نيز به اشاره هايي در باب اهميت رشد اجتماعي زوجين برمي خوريم; براي نمونه، ويژگي هايي مانند گرامي بودن همسر در بين بستگان خويش37 كه نشانه تربيت صحيح و شكوفا شدن شخصيت اجتماعي اوست، آدابداني همسر به گونه اي كه وظايفش را بدون نياز به امر و نهي ديگران انجام دهد،38 نهي از ازدواج با افرادي كه وظايف همسري را نمي دانند يا نهي از ازدواج با افراد لجوج و بي منطق،39 و سفارش به ازدواج با مردي كه مسئوليت پذير باشد و همسر و فرزندان خود را به ديگري وانگذارد.40

از مجموع اين روايات شريف، استفاده مي شود كه رشد اجتماعي و توانايي ايجاد ارتباط با افراد خانواده و فهم وظايف اجتماعي و خانوادگي، از مسائلي است كه در انتخاب همسر، بايد مورد توجه قرار گيرد.

با توجه به معيارها و اصولي كه گذشت و با توجه به آموزه هاي ديني، به اين نتايج دست مي يابيم:

اول. اگرچه در اسلام، ازدواج در هر مرحله از زندگي امري مجاز است،41 به گونه اي كه حتي ازدواج در كودكي با شرايط خاص و رعايت مصالح فرد بر اساس قوانين اسلام مي تواند صحيح باشد، ولي با قطع نظر از شرايط خاص و استثنايي، مي توان گفت: با بررسي اهداف و كاركردهاي ازدواج از نظر اسلام، زمان مناسب براي ازدواج، اوايل جواني است; چنان كه ائمّه اطهار(عليهم السلام)با صراحت به جوانان توصيه مي كردند كه در صورت توان، اقدام به ازدواج كنند.42 در مقابل افرادي را هم كه از ازدواج خودداري مي كردند، مورد خطاب هاي ملامت آميز قرار مي دادند.43 علاوه بر اين، روابط عاطفي زن و شوهر در جواني همراه با تفريحات و سرگرمي هايي در بيرون خانه و در درون آن است و در متون ديني از آن با كلمه «ملاعبه» تعبير شده است. بدين روي، در مواردي به افراد توصيه شده است همسري جوان اختيار كنند تا روابط آنها به مقتضاي سنّي هر دو، با روابط كلامي و غيركلامي محبت انگيز و خوشايند نيز همراه باشد.44 روشن است كه برقراري اين گونه روابط، امري متقابل است و فقط در صورت آمادگي رواني زن و مرد تحقق مي يابد. علاوه بر اين، ملاعبه با شور و نشاط جواني متناسب است و اگر فرد وارد ميان سالي شود يا به انتهاي دوره جواني برسد، آمادگي رواني براي تعامل نشاط بخش با همسر را نخواهد داشت.

دوم. تأثيرات رواني و جسماني روابط جنسي نوعي تعادل رواني به دنبال دارد45 و حصول آن در جواني اهميت بيشتري مي يابد. بنابراين، با توجه به اهتمام دين اسلام به همه نيازهاي طبيعي، از جمله نيازهاي جنسي، بجا نيست ازدواج از اوايل جواني، كه اوج نيازهاي جنسي است، به تأخير انداخته شود.

سوم. از جمله اهداف قابل توجه در ازدواج، رسيدن به سكون و آرامش و دوستي متقابل است46 كه اين فقط در پرتو ازدواج حاصل مي گردد و اوايل جواني اوج دوستي ها و روابط عاطفي شديد است.47 علاوه بر اين، دوره مزبور دوره پيدايش بحران ها و مشكلات رواني و اجتماعي متعددي است.48 بدون ازدواج، فرد از روابط عاطفي مطلوب در اين دوره بحراني، محروم خواهد شد و در مشكلات جواني، از حمايت فردي مناسب و نزديك مانند همسر بي بهره خواهد ماند.

در كلمات بزرگان دين، به برخي پيامدهاي نامطلوب در تأخير ازدواج اشاره شده است. براي نمونه پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «دختران جوان مانند ميوه هاي درختان هستند; وقتي زمان رسيدن آنان فرارسيد بايد آنان را چيد، وگرنه حرارت خورشيد و وزش باد آنها را فاسد مي كند. دختران هم وقتي به سِن ازدواج رسيدند و نياز به شوهر داشتند، اگر ازدواج نكنند، احتمال فساد و تباهي آنان وجود دارد.»49 از اين حديث شريف، به خوبي استفاده مي شود كه تأخير در ازدواج از سنين جواني، كه سن نياز به همسر است، موجب مشكلات رواني و عاطفي در فرد مي گردد; زيرا در اين مقطع زندگي كه نيازهاي عاطفي و جنسي در هر كس فعّال است و توان كافي در او وجود دارد، اگر اين نياز به طور صحيح ارضا نشود، يا بايد سركوب گردد و يا به شيوه هاي نامناسب و ناهنجار تأمين شود كه در هر دو صورت، موجد احساس گناه شده، به عزّت نفس فرد آسيب مي رساند.

چهارم. نكته ديگري كه به عنوان يكي از اهداف ازدواج در اسلام مورد تأكيد قرار گرفته، حفظ عفّت، تقوا و اخلاق فردي و اجتماعي است. معمولا جوانان در مهار نيازهاي جنسي با مشكلات جدّي مواجهند و زمينه بروز رفتارهاي ضداخلاقي و خارج از محدوده شرع در آنها بيشتر است. ازدواج در اين مقطع، مناسب ترين راه براي جلوگيري از اين رفتارها و حفظ تقوا و اخلاق فردي و اجتماعي است.50 بر اساس تعاليم اسلام، ازدواج مي تواند جلوي بسياري از مفاسد را سد كند. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «هر جواني كه در اوايل جواني ازدواج كند، شيطان شيون مي كند: اي واي! او دو ثلث دينش را از دستبرد من حفظ كرد، و در ثلث ديگر هم تقوا پيشه مي كند.»51 در جاي ديگر، حضرت مي فرمايد: «ازدواج كن، وگرنه به گناه مي افتي.»52 همچنين حضرت رسول(صلي الله عليه وآله) درباره كسي كه شرايط ازدواج دارد و همسر مناسبي برايش فراهم است، مي فرمايد: «هرگاه شخصي مناسب از لحاظ اخلاق و دين داري به خواستگاري شما آمد، با او ازدواج كنيد، وگرنه فتنه و فساد در زمين اتفاق مي افتد.»53

با توجه به آنچه گذشت، ازدواج در اوايل جواني، از جنبه سلامت رواني و تكامل معنوي و ديني براي افراد مناسب تر است. اگرچه نمي توان سِن دقيقي به صورت كلي و عام به عنوان زمان مناسب ازدواج اعلام نمود، ولي با توجه به شرايط اجتماعي، آموزه هاي ديني، تحقيقات انجام شده در اين زمينه ها، نظر متخصصان در اين زمينه، و تحوّلات به وجود آمده در نسل جوان، مي توان مقطع سني 15 سال به بعد را براي دختران و 18 سال به بعد را براي پسران مناسب دانست و البته بايد دو سال خدمت سربازي هم براي پسران در نظر گرفت. اين مقطع سِنّي براي اكثريت جوانان مناسب است و بايد توجه داشت كه عده كمي از افراد، شرايط ويژه اي دارند و نمي توانند ازدواج به موقع بكنند، ولي غالب جوانان مي توانند در اوايل جواني به اين امر اقدام كنند. معمولا آنان در اين سنين، به بلوغ جنسي، عقلي، اجتماعي و عاطفي رسيده اند.

آية اللّه اميني مي گويد: طبيعت و آفرينش ويژه انسان، سِن ازدواج را تعيين كرده و آن سِن بلوغ است و چون پسرها در 16 سالگي و دخترها معمولا در 10 سالگي به سِن بلوغ مي رسند، شرعاً مي توانند ازدواج كنند. ولي بهتر است ازدواج را تا سِن 18 در پسران و 15 سالگي در دختران به تأخير انداخت، تا دختروپسر آمادگي انجام مسئوليت هاي خانوادگي را پيدا كنند و از اين رو، مي توان گفت: مناسب ترين سن براي ازدواج در پسران 18 سالگي به بعد و در دختران 15 سالگي به بعد است.54

دكتر افروز درباره سن مناسب ازدواج مي نويسد: به نظر مي رسد بعضي از جوانان بعد از سن 18 و 19 سالگي مي توانند شايستگي لازم براي آغاز زندگي مشترك را داشته باشند. البته در بعضي شرايط محيطي، فرهنگي و اجتماعي خاص و مناطق روستايي، برخي از جوانان به ويژه دختران، ممكن است با بهره مندي از تربيت جامع و مؤثر و مفيد خانوادگي و تعهد و قدرت مسئوليت پذيري، اندكي زودتر از سنين 18 و 19 سالگي آمادگي هاي لازم را براي ازدواج و قابليت همسري كسب كنند و ممكن است برخي ديگر از جوانان به لحاظ عدم بهره مندي از بلوغ عاطفي و رشد مطلوب عقلاني، در سنين 25 سالگي نيز آمادگي لازم براي ازدواج را نداشته باشند.55

در يك تحقيق انجام شده، 70 درصد افرادي كه بالاتر از سنين 15 سالگي بوده اند و ازدواج كرده اند، مي گويند: اين ازدواج غرايز و محرّك هاي جنسي آنان را به بهترين وجهي ارضا نموده و موجب رشد عاطفي و احساس استقلال آن گرديده است.56البته احتمال هم وجود دارد كه اين تحقيق مختص دختران باشد.

دكتر علي اصغر سروري، كه متخصص مسائل ژنتيك است، درباره سن مناسب ازدواج مي گويد: ازدواج در سنين پايين به لحاظ اينكه فرد هنوز تجربه كافي ندارد و درباره زندگي تصورات غيرواقعي دارد، مناسب نيست و امروز سنين مناسب ازدواج بالاي 18 سالگي است و در اين سنين، همسران مي توانند درباره زندگي آينده تصميم واقعي بگيرند و وظايف همسري را انجام دهند.57

همچنين زندگي عملي معصومان(عليهم السلام) براي ما حجّت است، و مي توان ادعا نمود كه بيشتر امامان معصوم(عليهم السلام) پيش از 20 سالگي ازدواج كرده اند:

امام سجاد(عليه السلام) در سال 38 ق متولّد شد و مورّخان نوشته اند: امام باقر(عليه السلام) در سال 57 ق متولّد گرديد و در ماجراي كربلا (سال 61) چهار ساله بود.58 از اين مطلب مي فهميم كه امام سجّاد(عليه السلام)قريب 18 سالگي ازدواج كرده است.

امام كاظم(عليه السلام)در سال 128 ق متولّد شده و امام رضا(عليه السلام)در سال 148ق ديده به جهان گشوده است. نتيجه مي گيريم كه امام كاظم(عليه السلام) پيش از 20 سالگي ازدواج كرده است.

امام جواد(عليه السلام) در سال 195 ق و امام هادي(عليه السلام) در سال 212 ق ديده به جهان گشوده اند. نتيجه اينكه امام جواد(عليه السلام) در موقع ازدواج كمتر از 17 سال داشته اند.

امام هادي(عليه السلام) در 212 ق و امام حسن عسكري(عليه السلام) در سال 232 ق ديده به جهان گشوده اند. بنابراين، امام هادي(عليه السلام)بايد پيش از 20 سالگي ازدواج كرده باشد. امامان معصوم(عليهم السلام)در مورد فرزندانشان هم اين شيوه را داشته اند و نوعاً پيش از 20 سالگي وسايل ازدواج آنان را فراهم كرده اند.59

يافته هاي پژوهشي انجام شده نيز بيانگر اين مطلب است كه سِن ازدواج عامل مهمي در تداوم زندگي زناشويي است و هر قدر سِن ازدواج پايين تر باشد، احتمال از هم گسيختگي خانواده بيشتر مي شود; زيرا در سنين بسيار كم، افراد از قابليت لازم براي ايفاي نقش همسري بي بهره اند. در عين حال، ازدواج در سنين بالا نيز خطر طلاق را افزايش مي دهد.60

بر اساس آمارهاي ارائه شده، سن ازدواج و ميانگين آن در بسياري از جوامع، به ويژه جوامع صنعتي، رو به افزايش است و بالا رفتن سِن ازدواج خود در تشكيل و ناپايداري خانواده تأثير دارد. بالا رفتن سن ازدواج حتي در مواردي به وضعيت خانواده هاي بدون فرزند منجر مي گردد، كه خود باعث ناپايداري خانواده مي شود.61 علاوه بر اين، اگر دختر در سنين مناسب يعني 15 سالگي به بعد ازدواج كند، مي تواند با همسر خود سازگاري بيشتري داشته باشد و با او اُنس بگيرد و چون شخصيت دختر به كمال نهايي نرسيده است، تحت تأثير فضاي فرهنگي و اجتماعي، خانواده جديد كامل مي شود و از اين رو، اختلافات كمتري پيش مي آيد. اما اگر دختر و پسر در سنين بالا ازدواج كنند علاوه بر اينكه نشاط عاطفي و جنسي جواني را ندارند، از نظر اخلاقي هم با هم تعارض پيدا مي كنند; زيرا شخصيت هر دو از حالت انفعالي خارج شده است و هر كدام از آنها خود را صاحب نظر مي داند و حاضر نيست حرف طرف مقابل را قبول كند.

نكته اي كه لازم است در آخر بحث بيان شود اين است كه روايات وارد شده در اين باره كه ـ مثلا ـ از سعادت مرد است كه دخترش در خانه شوهرش به سِن عادت ماهيانه برسد62 يا رواياتي كه مي گويند: دختر به سن نه سالگي كه رسيد از يتيمي خارج مي شود و مي تواند ازدواج كند،63 با توجه به رواياتي كه در بلوغ جنسي، عقلي، و رشد اجتماعي بيان شد، به معناي فضيلت ازدواج و عجله كردن در آن است، وگرنه نمي توان از اين روايات استفاده نمود كه دختر را در 9 سالگي و پسر را در 16 سالگي بايد تزويج كرد; زيرا ـ همان گونه كه بيان شد ـ روايات زيادي دال بر لزوم بلوغ عقلي، اجتماعي و عاطفي در ازدواج است. علاوه بر اينكه بر اساس تحقيق انجام شده، 64 درصد دختران ايراني به طور ميانگين، در 13 سالگي عادت ماهيانه شان شروع مي شود64 و در واقع، بلوغ جنسي آنان در 13 سالگي آغاز مي گردد و پس از سِن بلوغ جنسي، چند سالي بايد بگذرد تا تجربياتشان زياد شود و به حدّي برسند كه بتوانند زندگي را اداره كنند.

جمع بندي و نتيجه گيري
با توجه به معيارهاي ديني و آموزه هاي اسلامي در زمينه ازدواج و فوايد آن، اين نتيجه به دست مي آيد كه ازدواج موجب كسب كمالات معنوي، عفّت و پاك دامني، احساس مسئوليت، آرامش و امنيت خاطر، توليد و بقاي نسل انساني، سلامت و امنيت اجتماعي، تقويت و تثبيت صفات جنسي و باعث بروز استعدادها و توانايي هاي بالقوّه مي گردد و همچنين از آموزه هاي ديني و تحقيقات تجربي انديشمندان مي توان استفاده كرد كه در ازدواج، علاوه بر بلوغ جنسي، بلوغ اجتماعي، عقلي و عاطفي نيز در حدّ قابل قبولي نياز است و بهترين زمان ازدواج براي دختران و پسران، اوايل جواني است و اين مقطع سنّي براي بيشتر افراد، كه شرايط ازدواج را دارا هستند، مناسب است. ازدواج در اين دوره، فوايد معنوي، اجتماعي، روان شناختي زيادي دارد كه به بخشي از آنها اشاره شد.

یک شنبه 3 شهریور 1392  3:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها