زندگی "مجذور" آینه است.
زندگی گل به" توان"ابدیت است.
زندگی "ضرب" زمین در ضربان دل ماست.
زندگی "هندسه" ساده ویکسان نفسهاست .
یک به یک هست ولی بهر دلم پوشا نیست
می هراسم که چو معکوس نمایم آنرا
آشکاراشود آن رابطه که پیدا نیست
راستی گر به تو بسیار شوم من نزدیک
عشق پاکت به کجا میل نماید جا نیست
گر تو خواهی که در آغوش تو من جا گیرم
تابع ، فرد خودت زوج نما پروانیست
منحنی دلت از راس شکسته است چه باک
که مماس دل من هست ولی آنجا نیست
رفع ابهام نمودم ز خم لبهایت
پس سخن ساده بگو وقت غم و حاشا نیست
هر چه من روی نمودار رخت گردیدم
باز یک نقطه بحرانی آن پیدا نیست
من بیچاره اسیر خم گیسوی توام
این چنین تابع بی چون و چرا هر جا نیست
چون سعادت سر و کارش به توابع افتاد
بیکران تر ز نگاهش به همه دنیا نیست