0

مگه خودت خواهر مادر نداری دنبال من راه افتادی ؟

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

مگه خودت خواهر مادر نداری دنبال من راه افتادی ؟

یکی از اسرا درموصل4 بند ما به نام غدیرعلی امیری یک شب زمستون پتو به سر داشت و تو آسایشگاه قدم میزد. دونفر هم دنبالش بودن. اونها هم توی حال و هوای خودشون بودن که یک دفعه ای غدیرعلی امیری برگشت و گفت مگه خودت خواهر مادر نداری دنبال من راه افتادی و آسایشگاه از خنده ترکید.

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

یک شنبه 23 تیر 1392  12:41 AM
تشکرات از این پست
ghkharazi
دسترسی سریع به انجمن ها