0

پیدایش اوپرا

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

پیدایش اوپرا

پیدایش اصلی اوپرا بصورتی شبیه به اوپرا های امروزی در قرن شانزدهخم اتفاق افتاد .

   توضیح اینکه در شهر فلورانس عدۀ از هنرمندان وصنعتکاران مختلف باریاست و تشویق شخصی باسم ( باردی ) گاهگاهی در منزل این شخص جمع میشدند و باصطلاح دوره های هنری تشکیل میدادند. بتدریج این جمعیت بفکر این افتاد که تراژدی های قدیمی یونان را با همراهی موسیقی بر روی صحنه آوردند و هرکدام از بازیکنان با آواز مخصوص گفته های خود را بخواند و چون تا بآنموقع کاملترین وبهترین شکل اواز همیشه بصورت دسته جمعی انجام میشد این گروه تصمیم گرفتند که آوازهای فردی خوبی نیز بوجود آوردند ولی چون متاسفانه در میان این دسته موسیقی دان قابل و استادی وجود نداشت نتوانستند آن طور که باید این تصمیم را عملی کنند . اولین نمایشی که بعد از این دوره بوجود آمد(اریدیس) اثر(جاکوب پری) ایطالیائی است که برای بار اول در طی جشن ازدواج ماری ودومدیسی باهانری چهارم پادشاه فرانسه نمایش داده شد .بعد از ( منت وردی) ایطالیائی اثری اقتاس ازتراژدی قدیم یونان باسم ( ارفئو ) ساخت ولی نا گفته نماند که اغلب این نمایشها خالی از عیب و نقص نبود .

   اولین اپراهائی که بوجود آمد چه از نظر آواز و چه از نظر ارکستر معایب بسیار داشت و در آنجا تنها چیزی که خیلی جلب توجه میکرد و مورد نظر بود تلفظ صحیح کلمات و اصطلاحات ادبی بود و میتوان گفت که اوپرا در موقع پیدایش خود پیش از آنکه یک اثر موسیقی باشد یک اثر ادبی بود که در آن دوره این نوع نمایشات مختص طبقۀ اشراف واغنیا بود ولی بتدریج تودۀ مردم نیز بدیدن این بازها میل پیدا کردند و اوپرا در میان عامه نیز محبویت یافت و سالونهای نمایش در شهرهای مختلف ایطالیا دائر شد.

   موسیقی دانان و اهل فن موقعیکه وضعیت را بدین شکل دیدند سو در صدد برآمدند که نمایشات خود را بصورت بهتر و مجلل تری نشان دهند و در این دوره است که (اسکارلاتی) موسیقی دان ایطالیائی آواز یک نفری اوپرا را که در اصطلاح موزیک بآن (آریا) و بفرانسه (ار) میگویند سر و صورت بهتری داد و نیز اغلب نمایشات دارای بازیکنان زیاد و کورهای مختلف شد و حتی کار بجائی رسید که ارابه های جنگی و اسب و شیر و فیل و سایر حیوانات را نیز داخل صحنه کردند تا نمایش بصورت زنده تری نشان داده شود .

   در همان موقع یعنی در حین اینکه صنعت اوپرادر ایتالیا پیش میرفت ، در فرانسه صنعت(بالت) محبوبیت داشت و گاهی این بالت هابا آواز همراه بود . ولی دیری نگذشت که صنعت اوپرا توسط « لوئی » ( موسیقی دانی است از اهل فلورانس که در بارۀ لوئی چهاردهم اهمیت خاص داشت و بعدها رامو و بالاخره گلوک در فرانسه محبوبیت و رواج پیدا کرد . )

 ونیز عدۀ زیادی از موسیقی دانان و هنر پیشگان ایتالیائی بفرانسه آمده و در آنجا نمایشات مختلفی دادند .در انگلستان پرسل موسیقی دان معروف انگلیسی اپرائی ساخت باسم « دیدووادنیس» که موضوع نمایش آن اقتباس از ادبیات یونان است .

   در آلمان « تی له »نمایش ساخت باسم « آدم و حوا» و نیز « هندل » که اصلا ً آلمانی است در همان دورۀ جوانی بایطالیا وسپس انگلستان رفت و معروفترین اثری که از خود باقی گذاشته اوپرای مذهبی یعنی « اوراتوریو » میباشد که اکنون در جهان بخصوص در انگلستان که میشود موطن ثانوی« هندل» نامید. محبوبیت خاص دارد . باخ ـ هابدان ـ مندلسون و بعدها سزار فرانک سن سانس و بسیاری از  موسیقی دانان معروف اوراتوریوهای عای و زیبائی ساخته اند که شهرت جهانی دارد.

 

پیدایش اوپرای کمیک : 

   چنانچه قبلا ًاشاره شد اولین اوپراهای جهان اقتباس از افسانه ها و ادبیات قدیم یونان بودند و این وضعیت تا سال 1712 ادامه داشت ولی در این سال انقلا جدیدی در تاریخ اوپرا بظهور رسید .

   در فرانسه عدۀ بفکر ساختن و نمایش دادن اوپراهائی برآمدند که موضوع آن مربوط بزندگانی عمومی و باصطلاح مطالب عادی روزانه باشد و بدین طریق او برای کمیک بوجود آمد . اولین سازندگان این نوع اوپرا گرتری و مون سی نی بودند که در دورۀ خود اشتهار بسیاری داشتند ولی امروزه کمتر کسی اسم آن را میشناسد .

   وضعیت اوپرا چه جدی و چه کمیک از نظر فنی و آهنگ سازی و غیره تا بآنموقع چندان رضایت بخش نبود، اولین کسی که شیرینی و جذابیت موسیقی ایتالیائی را با عمق و قوت و روحیۀ آلمانی و در ضمن باستفاده از فن آرمونی ساخت موزار معروف بود . موزار که میشود او را یکی از نوابغ موسیقی نامید در دورۀ بچه گی آهنگهای بسیار زیبائی ساخت و  در 14 سالگی اوپرا درست کرد  .

   موزار با یک چالاکی و ظرافت مخصوص که مختص سبک خودش میباشد ، شعر را با موسیقی توآم ساخت و اوپراهای عالی بوجود آورد که هنوز هم در اغلب سالونهای اوپراهای معروف سالی چندین بار نمایش داده میشود و اصلا ًعدۀ بخصوصی از هنرپیشگان هستند که فقط اوپراهای موزار را بازی میکنند و اشتهار خود را مدیون استیل و موسیقی موزار هستند .

   معروف ترین اوپراهای موزار عبارتنداز دختر دزدی از قصر عروسی فیگساردون ژو آن فلوت سحرانگیز و بسیاری اوپراهای کوچکتر دیگر .

  بتهوون سازندۀ بسیاری از بهترین سنفوی های جهان فقط یک اوپرا ساخت باسم فیدلیو که موضوع آن اخلاقی وموزیکش مانند سایر آثار این استاد مشهور بسیار نفیس و قوی است . موقعی که بتدریج صنعت اوپرا پیشرفت حاصل کرد هر ملتی بسته بذوق و سلیقۀ خود وتحت تأثیر احساسات وعادات ملی از روی احتیاجات معنوی رنگ وشکل خاصی به اوپراهایخود و حتی طرز کار کردن آواز و تهیۀ صحنه ها داد که امروز دراصطلاح فن آواز و اوپرا به هر کدام از این سبک ها مدرسۀ مخصوص اکل می گویند که معروفترین آنها سبک ایتالیائی ، فرانسوی و آلمانی است .

   اوپراهای ایتالیائی رنگ و ظرافت خاصی داند و حتی در عمق ملودی های ساکن آنها خون گرم و احساسات سرشار که زائیده آفتاب درخشان و مناظر زیادی آن مملکت است نهفته شده و نمونه های بسیاری از آن در همه اوپراهای معروف ایتالیائی می شود دید . اوپراهای فرانسوی از همان ابتدا تأسیس آکادمی موزیک در پاریس یعنی در حدود 1669 تا به امروز تاریخ صحیحی دارد و فرانسویان نیز صاحب اوپراهای بسیار عالی هستند که به نوبۀ خود از آثار متععد آن ها و ایتالیائی ها صحبت خواهیم کرد .

   و اما در آلمان اولین کسی که حقیقتا ًباعث بین المللی شدن موزیک خالص آلمانی شد (واگنر) بود. قبل از (واگنر) گو این که موسیقی دانان دیگر آلمان از قبیل (وبر) سازنده اوپرای معروف آلمانی باسم (فرایشوتز) و (نیکولائی) و(لورتزنیگ)که بعضی از آن ها حتی هم دوره (واگنر) بودند وجود داشتند و حتی (فرایشوتز) درآلمان و در همه جهان اوپرای زیبا و مهمی شناخته می شود ولی با وجود همۀ این ها بالاتر از همۀ موسیقی دانان آن دورۀ آلمان و بخصوص در فن اپرا(واگنر) مهم ترین شخصیت موسیقی آلمان است .این مرد عجیب که می شود او را نابغۀ عصر خود نامید هم شاعر هم موزیسین هم دکور ساز و هم ژیسور بود و عجیب تر آن که همۀ این کارها را به نحو اکمل انجام می داد و نمایشات خود را که ساخته و پرداخته فکر عمیق و نبوغ سرشارش بود اغلب خودش بر روی صحنه میآورد و خودش اداره می کرد اپراهای واگنر مثل موزیک کنسرتی وی دارای احتشام بخصوص و قوت و ابهت زیاد است و اغلب درام هائی که منشاءآن افسانه های قدیمی آلمان می باشد موضوع اپراهایش را تشکیل می دهد .

   از آنجائی که اغلب آوازهای (واگنر) از نقطه نظر فن آواز بسیار مشکل و خواننده باید صدای رسا و قوی داشته باشد این است که اغلب ایفا کنندگان رل های مهم اپراهای (واگنر) مردمانی قوی بنیه و درشت هیکل هستند و حتی به طوری این موضوع متداول شده که دراصطلاح اپرائی به خوانندگان قوی البنیه و چاق (واگنرین) می گویند (ملکیور) آوازخوان معروف اپرای (متروپولیتن) نیویورک که ستارۀ بسیاری از اپراهای  (واگنر) می باشد نمونۀ بارزی از خوانندگان (واگنرین) است . ملکیور تا کنون در چند فیلم معروف امریکائی نیز آواز خوانده .اپراهای معروف(واگنر)عبارتند از(تانهویزر)(لوهنگربن) ـ (والکیری) ، (تریستان وایزرت و غیره می گویند هیتلر فریفتۀ موسیقی (واگنر) بود و در اغلب نمایشات اپراهای معروف ( واگنر) که خانم (امی گورینگ ) زن مارشال گورینگ ستارۀ آن اپراها بود  حاضر می شد .

   چنانچه قبلا ًنیز اشاره کردیم ، اپراهای (واگنر) بیشتر وقت خود را صرف موزیک و تطبیق آن با شعر و جملات بلند ادبی کرده ، آهنگ های اپراهایش بسیار مشکل و خوانندگان ماهری می خواهد .

   ایتالیائی ها نیز در ابتدا رو به تراژدی های قدیم آورده و به شعر و ادبیات و تطبیق آن موزیک اهمیت زیادی دادند ولی بتدریج این طرز در ایتالیا منسوخ شد و از آنجائی که ایتالیا همیشه محل پیدایش استادترین و بهترین آواز خوان های جهان بوده ، این آوازخوان ها هر کدام تغییر و تحولی در طرز خواندن اپراها دادند و کار به جائی رسید که که سبک ایتالیائی سبک ( Virtuosite ) یعنی چالاکی و مهارت در فن آواز شناخته شد و چندان اهمیت برای گفته های آوازها و ارزش ادبی آن نماند . ولی در فرانسه گو این که قسمت آواز و اصل اپرا از هر حیث پیشرفت حاصل کرد ولی تاکنون نیز به ارزش ادبی آن اهمیت می دهندو مخصوصا ً معروف است در کنسرواتورهای فرانسوی قبل از هر چیز به تلفظ واضح کلمات اهمیت می دهند و در یک اپرای خوب وحسابی فرانسوی کوچکترین کلمه باید دارای تلفظ و ارزش محسوس باشد .

   اما نباید فراموش کرد که با وجود این که در اپراهای ایتالیائی قبل از هر چیز به آواز اهیمت داده می شود و نه به ارکستر ، ولی با وجود این همیشه در همه دنیااپراهای ایتالیائی مقام اول را حائز شده و هوا خواهان زیادی دارند و بعضی از اپراهای ایتالیائی گذشته از زیبائی آهنگ ها، موزیک عالی نیز دارند و اهمیت اخلاقی و قوت ادبی آنها نیز زیاد است .   

   سابقا ً گفتیم که اپراهای ایتالیائی و فرانسوی و آلمانی هر کدام دارای جنبۀ خاص بوده و اصلا ً سبک مشخص داشتند ولی (روسینی) سازنده بسیاری از اپراهای معروف ایتالیائی موقعی که اپرای (گیوم تل ) خود را در پاریس نشان داد بی اندازه در آنجا هواخواه پیدا کرد و بسیاری از موسیقی دانان آن دوره منجمله (می یر بر) که اصلا ً یهودی آلمان ولی ساکن فرانسه بود به تقلید از سبک (روسینی ) اپراهای زیبائی ساخت که مشهورترین آنها (هوگنو) ، (روبر شیطان )، (پیغمبر) و مخصوصا ً(آفریکن) این موسیقی دان بسیار اپرای مشهور و زیبائی داشت . مشهور ترین اپرا نویسان ایتالیائی که تقریبا ً هم دوره ( روسینی) بوده اند عبارتند از (بلینی) که مشهورترین اپراهایش عبارتند از (نورما) و (سومنامبولا) و نیز (دونیزتی) سازندۀ اپرای ( دن پاسکال)که از حیث ظرافت موسیقی و خوشمزگی موضوع بی شباهت به اپرای (باربیه دوسویل) روسینی نیست .

   تقریبا ً از صد سال به این طرف در همۀ ممالک جهان عدۀ زیادی اپرا نویس پیداشد و از و از آن وقت تاکنون بسیاری از اپرا های زیبا و مشهور بر برنامۀ نمایشات اپرا علاوه شد و ما اگر بخواهیم از شرح فرد فرد آنها بحث کنیم موضوع بسیار مفصل خواهد شد این است که  به ترتیب اسامی مشهورترین اپراها و سازندگان آن ها را یاد آورمی شویم .

    در ایتالیا :

   ( روسینی ) سازنده اپراهای (باربیه دوسویل)، (اوتلو) ،(سمی رامیس) ، (گیوم تل) و غیره .

   بلینی : سازنده اپراهای (کاپولت ها و مونتگوها) ، (نورما) (بآتریس دوتندا ) ، (سومنامبولا) و غیره .

   دنیزتی: سازنده اپراهای (دن پاسکال)،(لوکرس بورجیا) ،(لوچییا دولامرمور)،(ماری دوروهان) و بسیاری از اپراهای دیگر .

    وردی:  این اپرا نویس مشهور ایتالیائی که بیش از بیست وپنج اپرا نوشته یکی از مشهورترین سازندگان اپرای جهان می باشد؛ هرکدام از اپراهای وردی زیبائی و احتشام مخصوصی دارد و گو این که بعضی از موسیقی دانان مشهور و اهل فن ،موسیقی اپراهای (وردی) قدری نامرتب وحتی از نقطه نظر آرمونی ضعیف می دانند ولی با وجود این بیشتر اپراهای وی دارای آهنگ های بسیار شیرین و ریتم های عالی است که هر شنونده ای رامجذوب خود می سازد .

   مشهورترین اپرهای (وردی)عبارتند از:

   آئیدا ـ آتیلا ـ بال ماسکه ـ دزددریائی ـ دن کارلس ـ ارنانی ـ قدرت سرنوشت ـ ماکیت ـ ریگولئو ـ تراویاتا ـ تروبادور و بسیاری از اپراهای زیبا ومشهور دیگر . قبل از این که اسمی از اپرا نویسان مشهور فرانسه و آلمان و روسیه ببریم خوب است از یک موضوع دیگری نیز صحبت کرده و چند نفر از اپرا نویسان مشهور ایتالیائی را نیزکه با این موضوع بستگی دارند نام ببریم .

   تقریبا ً 70 سال قبل در ایتالیادستۀ بخصوصی شروع به ساختن اپراهای جدید کردند که همۀ آن ها امروز شهرت جهانی دارند . می دانیم که تا مدت های مدیدی در همه کشورها موضوع اپرا یا تراژدی قدیم یونان یا افسانه های ملی و یا آثار ادبی بخصوصی بود و حتی وقتی که در حدود سال های 1711 و 1715 در فرانسه اپرا کمیک پیدا شد و بعضی از موسیقی دانان در صدد انتخاب موضوع های متعدد برای اپراهای خود بر   می آمدند تا حدی موفق شدند ولی اسم و مقام و اصلا ًارزش موسیقی آن اپراها در نظر اهل فن بسیار کم و ناچیز بود و این وضعیت تا تقریبا ًچنانچه گفتیم 70 سال قبل ادامه داشت تا این که عده ای در ایتالیا در حدود ساختن اپراهائی برآمدند که موضوع آن ها بستگی به زندگانی روزانه مردم داشته و حوادث بسیار عادی و عمومی را مدار اپراهای خود ساختند .

   این عده را (Veriste) نامیدند(انشاء این کلمه ایتالیائی و از لغت (Vero) یعنی حقیقی و درست می آید) سبک Verisme هواخاهان زیادی در ایتالیا و در سایر نقاط جهان پیدا کرد و خوشبختانه اغلب آن هائی که طرفدار و شایع این طرز بودند موسیقی دانان معروف و اساتید ماهری که شناخته می شدند معروفترین اپرا نویسان این عده (ماسکانی) سازنده اپرای یک پرده ای ولی معروف(کاوالیراروستیکانا)و(لئون کاوالو) سازنده اپرای (پالیاچو)و (پوچینی) سازندۀ بسیاری از اپراهای معروف معروف جهان مثل (لابوهم)(توسکا)،[مادام باترفلای]، (توراندخت)و غیره می باشد .

  (وریست)هاحقیقت راباهمۀ زشتی ها و زیبائی های خود نمایش دادند و قهرمانان نمایشات آن ها مردمان عادی مثلا ًدرشکه چی و نقاش و شاعر و مقلد تآتر و غیره بودند . و همین سبب شد که تودۀ مردم و بعدها اصلا ًهمۀ جهان از این اپراهای زیبا و طبیعی طرفداری کنند و می دانیم که اکنون اپراهائی در دنیا وجود ندارد که جزو برنامه نمایشاتش (مادام باترفلای) و یا (پالیاچو) را نمایش نداده باشد .

(جیگلی)خوانندۀ معروف ایتالیا بیشترشهرت خود را مدیون اپراهای پوچینی است و در همۀ آن ها اکنون بازی کرده و شهرت جهان بدست آورده است .

   معروف ترین اوپرانویسان فرانسوی عبارتند از :

   ( بوالدیو ) سازندۀ اپرای ( خانم سفید پوش ) ، ( اوبر ) سازندۀ اپرای ( فرادیاولو ) و ( دختر لال ) ، ( می یربر ) که سابقا ًاز آثارش بحث شد .

   ( توماس ) سازندۀ اپرای ( مینیون )، ( گونو ) سازندۀ اپرای ( فاوست ) ، ( رمئو وژولیتـ (بیزه) سازندۀ اپرای مشهور(کارمن ) ، ( لئودلیب ) سازندۀ اپرای ( لاکمه ) ، ( ماسنه ) سازندۀ اپراهای ( پادشاه لاهور) ـ ( هرویاد ) و( مانون )، ( سن سانس ) سازندۀ اپرای (سامسون و دلیله ) و اپرای (هانری هشتم ) و غیره ـ (شارپانتیه ) سازنده اپرای ( لوئیز ) و ( دبوسی ) سازندۀ اپرای ( پله آس و ملیساند ) اقتباس از اثر معروف نویسندۀ بلژیکی ( موریس مترلینک ) .

   در آلمان ـ معروفترین اپرا نویس بعد از واگنر ( ریهارد اشتراوس ) (با یوهان اشترواس سازندۀ والس های مشهور اشتباه نشود )می باشد که بسیار مراعات پر نسیب های واگنر را کرده و مخصوصا ًقسمتهای مربوط به ارکستراپراهایش خیلی قوی و با اهمیت است .

    مهمترین اپراهای ریهارد اشتراوس ـ (سالومه) و (الکترا)می باشد .

   درروسیه چند اپرا نویس خیلی خوب را می توان اسم برد که آثار عالی از خود بر جای گذارده اندولی از آنجائی که این اپراها کمتر به زبان های خارجی ترجمه شده اغلب در روسیه نمایش داده می شود و فقط بعضی از آن ها شهرت بین المللی دارد از آن  جمله است اپراهای ( اوژن او نگین ) و ( دام دو پیک ) از آثار ( چایکوفسکی ) ( دمون یا شیطان ) اثر ( روبینشن ) ـ (بوریس ـ گودونف ) اثر (مورسورسکی ).

   از اسکاندیناوی نیز می توان ( گریک ) را نام برد که سازندۀ اپرای ( برگینت ) می باشد .
سه شنبه 2 آذر 1389  3:25 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها