دیوار چین عجیب ترین و بزرگترین کاریست که بدست بشر انجام گرفته است . بسیاری از منجمین معتقدند که از آثار فرزندان آدم در روی زمین ، این دیوار عظیم یگانه چیزیست که از کرۀ ماه میتوان بی دوربین ، بچشم دید ، و با مصالحی که برای ساختن این دیوار بکار رفته است میتوان دور زمین ، برروی خط استوا ،دیواری ببلندی 40/2 متر و به قطر 90 سانتی متر بنا کرد .
در سال 1790 یکی از دانشمندان انگلیسی معتقد بود که آجر و سنگی که در این بنای عظیم مصرف شده ، از آنچه در ساختمان تمام خانه های انگلستان و اسکاتلند و ویلز بکار برده اند ، بیشتر است .
دیوار چین از نقطه ای که پست تر از سطح دریاست ، شروع می شود و تدریجا در کوههای پیچا پیچ چین تا بیش از چهارهزار متر ارتفاع بالا می رود و بسر حدات کشور مرموز «تبت» ، ختم می شود فاصلۀ آغاز و انتهای این دیوار بخط مستقیم 1800 کیلومتر ، یعنی در حدود سیصد فرسنگ ، و طول حقیقی دیوار ، باتمام پیچ و خمها و فراز و نشیبهای آن ، قریب 4000 کیلومتر یا قریب666 فرسنگ است .
بانی این دیوار عظیم ، امپراطور «چین شی هوانگ» است که درسال 246 پیش از میلاد ، در ایالت مستقل «چین» که امروزه آن را «چن سی» می گویند ، بر تخت سلطنت نشست و درینزمان سیزده ساله بود . اتفاقا ً این در اوان سلسلۀ معروف امپراطوران «چو» که هشتصد سال بر سراسر چین، حمکروائی کرده و فلاسفۀ بزرگی مانند « کنفوسیوس » و « من سیوس» و« لائوتسه » را بوجودآورده بود ، منقرض گشته و کشور آسمتنی چین گرفتار تجزیه و انقلاب و جنگهای داخلی گردیده بود .« چین شی هوانگ » با آنکه از جانب مادر اصل ونسبی نداشت و مادرش رقاصه دوره گردی بیش نبود ، در خودخواهی و جاه طلبی نظیر نداشت . از آغاز پادشاهی آرزوهای بزرگ در سرمی پخت و پس از هفت سال بدستیاری سرداران لایق و وزیران با تدبیر خویش بر دولتهای چینی اطراف غلبه کرد و حدود کشور خود را از حدود سر حدات شمالی چین کنونی تا رود « یانگ تسه کیانگ » و از دریای زرد تا ایالت « سه چوون » امروز یوسعت داد .
از آن برای این که دشمنان قدیمی اش نتوانند در برانداختن او دست یکی کنند ، صدو بیست هزار تن از تواناترین و توانگرترین ایشان را بپایتخت خود شهر « هسین یلنگ » انتقال داد . این اشخاص در آنجا در نهایت جاه و جلال ، مانند سایر رجال و بزرگان کشور ، زندگی میکردند ، ولی از داشتن هرگونه ارتباطی با سایر قسمتهای چین و یا عایا و طرفداران خویش ممنوع بودند .
بطوری که در تواریخ چین نوشته اند « چین شی هوانگ » برای آنان قصرهای مجللی ، که از هر حیث مانندقصور شخصی ایشان بود ، بنا کرد ، وسیصدو بیست کیلومتر مربع زمین ا در اطراف پایتخت باین کار اختصاص داد .
امپراطور خود نیز در کمال شکوه و جلال بسر میبرد . کاخ سلطنتی او که در پایتخت بدست نیم میلیون کارگر چینی ساخته شده بود ، گذشته از هزاران اطاق گوناگون ، تالار بسیار بزرگی داشت که ده هزار نفر می توانستند در آنجا در کمال آسودگی بنشینند و سراسر این تالار عظیم با فرشهای گرانبهای زربفت مفروش بود .
در اطراف کاخ سلطنتی نیز قصور کوچکتری رای هم خوابگان امپراطور ، که از میان زیباترین زنان چینی گلچین شده بودند ، ساخته شده بود . عدۀ زنان او بقدری بود که به گفتۀ خواجه سرایانش ، چون امپراطور هر شب را به ترتیب با یکی صبح می کرد . پس از سی و شش سال نوبت بار دیگر بزن اولین رسید!
چندی بعد از آنکه «چین شی هوانگ» بتشکیل امپراطوری چین توفیق یافت غیبگویان باو خبر دادند که پادشاهیش فقط بدست اقوام « هی نگ تو » یا « هون » ، منقرض خواهد شد . مقصود غیبگویان طوائف وحشی تاتار و مغول و اقوام شمالی بود که پانصد سال پیش از آن نیز بر خاک چین میتاختند و روستائیان چینی همواره از ترکتازیهای ناگهانی ایشان در بیم و اضطراب بودند . هنوز هم در چین مثلی هست که می گوید: «از ببر جنوبی نترس ، اما اگر خروسی از شمال آمد مراقب خود باش» (عکس502 )
« چین شی هوانگ » چون در خود یارای مقاومت با اقوام وحشی شمال را نمیدید ، بر آن شد که در مقابل ایشان سدی عظیم و طویل برپای کند که گذشتن از آن یا دور زدن آن بر هیچ سواری میسر نباشد .
پس برای ساختن این سد تمام مردم تندرست چین را بکار گماشت .
نویسندگان و هنرمندان که انگشتان لطیفشان تا آن روز جز با قلم یا قلم مو مأنوس نبود، بکوه کنی و سنگ تراشی مجبور شدند . جنایتکاران و دزدان و زندانیان را نیز به ظاهربرای ساختن دیوار آزاد کرد ، ولی در حقیقت تمام ملت را با اعمال شاقه محکوم ساختند و چنانکه از تاریخ چین بر می آید از هر سه مرد چینی یکتن ناچار در ساختن این دیوار شرکت کرده است .
هزاران سرعمله با خشونت و تندخوئی بسیار ، بضرب شلاق ، مردم را بکار وامیداشتند و هرکس را که مقاومت می کرد ، یا در ضمن کار میمرد زنده یا مرده در میان دیوار می گذاشتند . بطوریکه این دیوار عظیم را میتوان درازترین قبرستانهای جهان بشمار آورد .
دیوار چین از محل « چان هائی کوان » آغاز می شود ، ازین محل کارگران تیره روز دو دیوار موازی بفاصلۀ هست متر، باسنگ و آجر ، ببلندی شش متر بنا نهادند و میان آندو دیوار را بخاک انباشتند و برروی آن باز از دو جانب بارتفاع یکمتر و نیم دیواری ساختند . بنابران دیوار چین در حدود هفت متر ونیم ارتفاع دارد و قطرش باندازه ایست که شش سوار می توانند پهلو بپهلو از روی آن عبور کنند .
پانصد کیلومتر اول دیوارتماما ًدر مناطق کوهستانی ساخته شده است . درین قسمت کارگزان بیچاره ناگزیر سنگهای عظیم را بردوش از کوه بالا میبردند ، در حالیکه پشتهایشان از زخم شلاق سر عمله های بی رحم خونین بود... هزاران نفر از کم غذائی و بی لباسی می مردند و غذا و لباسی هم که از اطراف اقوام و نزدیکان کارگران فرستاده میشد، کمتر بدست ایشان میرسید . زیراغالب فزستادگان از ترس این که مرادابکار مجبور شود ، بدیوار نزدیک نمی شدند . یکی از مورخان چینی می نویسد از دویست کیسه برنجی که برای کارگران فرستاده میشد تنها یکی به مقصد میرسید.
هنوزهم خوانندگان چین ترانه های غمانگیزی می خوانند که مصیبتها و آلام دوران بنای دیوار بزرگ راوصف میکند ف و از آن جمله یکی از ترانه است :
« در نخستین ماه بهار ، بر در هر خانه چراغی سرخ آویخته است ...
« همۀ شوهران به خانۀ خود باز گشته اند ...
«جرشوی من که دیوار بزرگ را میسازد ! ...
همین که قسمتی از دیوار تمام میشد،«منک تی ین » سپهسالار « چین شی هوانگ » سربازانی در برجهای دیوار می گماشت . هریک از این برجها از دیگری 1600 متر فاصله دارد . در آنزمان نه سر باز مأموردیده انی میان دو برج ، تیراندازانی هم در برج آمادۀ جنگ بودند و چون ساعات خدمتشان بپایان میرسید . بمشق های نظامی یا بکارهای کشاورزی ، در زمینهائی که دولت در اطراف دیواربایشان سپرده بود مشغول میشدند . عدۀ سربازانی را که ازین دیوارنگهداری میکرده اند نهصد هزار نوشته اند . بدین ترتیب ساختمان دیوار ماه بماه و سال بسال ، پیش میرفت و سلسلۀ پرپیچ و خم آن از کوهها و دشتها و مناطق گوناگون میگذشت . گاه از کوهی بارتفاع 1600 متر بقعر دره ای فرود می آمد و از روی رودخانه ای خروشان میگذشت و باز از دامنه ای تند ، بالا میرفت و سپر مارپیچ خود را در گردنهای کوه دیگر پیش میگرفت .
درست معلوم نیست که ساختمان دیوار عظیم چند سال طول کشیده است . یکی از مورخان قدیم چین مینویسد که «چین شی هوانگ » آنرا ر مدت هجده سال به پایان رسانید ، ولی دیگران گفته اند که بنای دیوار را پس از وی امپراطوران دیگر تمام کردند.
« چین شی هوانگ » در سال 210 پیش از میلاد مرد . ولی مرگ او هم مانند زندگانیش با جاه و جلال بسیار توأم بود بطوریکه بزرگترین مورخان چینی« شیه چی » مینویسد آرامگاهی که امپراطور برای خودساخته بود و دیوار داشت ، یکی از سنگ و دیگری از مفرغ و یک خندق زیر زمینی پر از جیوه نیز آنرا احاطه کرده بود . گنبد آرامگاه آسمان وستارگان را نشان میداد و ر زمین آنجا نقشه امپراطوری را رسم کرده بودند . در اطراف آرامگاه کمانهائی تعبیه شده بود که اگر کسی بدون مقبره داخل میشد ، خود بخود آماج تیرهای جان شکار میساخت .
پس از مرگ « چین شی هوانگ » تمام کارگرانی که آرامگاه او را ساخته بودند کشته شدند ، تاکسی از اسرار آن بنای مرموز آگاه نشود . تمام زنان امپرطور را نیز هلاک کردن تا روح او در جهان دیگر تنها نباشد .
دیوار چین ، یا عظیمترین کارهای بشر ، وظیفۀ خویش را به خوبی انجام داد و بیش از چهارده قرن تاخت و تاز وحشیان شمال جلوگیری کرد . ولی در قرن سیزدهم میلادی ( قرن هفتم هجری) چنگیزخان مغول و جانشینان ازین دیوار گذشتند وچین را به تصرف در آوردند و در سال 1644 نیز سربازان « منچو» پس از سی سال جنگ از دیوار عبور کردند . پس میتوان گفت این مثل چینی که می گوید « دوار چین اگر یک نسل را کشت ، صد نسل را از مرگ رهانید» چندان دور از حقیقت نیست .
***
دیواری که امروزه در چین می بینیم . درست همان دیواری که « چین شی هوانگ » بنا کرد نیست . زیرا دیوار چین پس از مرگ آن امپراطور مکرر تعمیر شد و رشته های دیگر بر سلسله اصلی آن اضافه گشت . یکقسمت از دیوار کنونی کار سلاطین سلسلۀ « منیک » است که از 1370 تا 1644 میلادی سلطنت کردند . قسمتهائی از دیوار هنوزهم سالم و پای برجاست ، اما قسمتهای کهن تر آسیب باد و باران از پای درآمده و بتلهای کوتاه خاک مبدل شده است ... ولی هرچه باشد این بنای شگرف از اراده و قدرت یک پادشاه و تحمل و اطاعت ملتی حکایت میکند .
***
درین جا بی مناسبت نیست یادآور شویم که گذشتهاز دیوار عظیم چین، در سایر کشورهای جهان نیز دیوارهای دیگری برای جلوگیری از تاخت و تاز دشمنان یا قبائل وحشی ساخته شده که معروفترین آنها از این قرارند :
. « رامسس دوم » فرعون مصر دیواری از شهر « هلیوپولیس » تا بندر « پلوزیوم » برای جلوگیری از ورد اعرابب بمصر ساخته بود .
. در یونان اسپارتیها دیواری در برزخ « گرنت» بقصد ممانعت از حملۀ خشیارشا شاهنشاه هخامنشی بشبه جزیرۀ «پلوپونزوس» بنا کردند .
. «آنتیوخوس» پادشاه سلوکی برای جلوگیری از تاخت و تاز طوائف سکائی دیواری بطول 200 کیلومتر دورناحیۀ حاصلخیز «مرگیان» در سوریه کشید .
. «یولیوس سزار» سردار معروف رومی . در برابر قبائل «هل وت» که در خاک سویس کنونی میزیستند ، در سال 58 میلادی دیواری میان دریاچه ژنو و کوه «ژورا» ساخت .
. «آدریانوس» امپراطورروم در جزیرۀ برتانی دیواری بطول 120 کیلومتر از خلیج « سلوه » تامصب رود « تاین» بناکرد .همچنین در آلمان کنونی دیوار درازتری میان ودهای «راین » و «دانوب» برای جلوگیری از حملۀ وحشیان ساخت .
. «والانسیوس» امپراطورروم در سال 377 بعد از میلاد دیواری عظیم از رود نواب تا دریای سیاه کشید که قسمتی از آثار آن هنوز هم باقیست .
ولی هیچیک ازین دیوارها در جلوگیری از تاخت و تاز وحشیان مؤثرنیفتاد .